ساختارشکنی کلیشهها از درون قابهای شیامالان
شیامالان از آن دست فیلمسازانی است که صاحب ایده است و دائم با کلیشههای ژانری بازی میکند. او در مرزی میان رازآلودگی، هیجان و دلهره گام برمیدارد و جالب اینجاست که هیچگاه از این خط باریک عدول هم نکرده است. او در سال ۲۰۲۱ اثر «پیری» را روی پرده برد و در روایت انتزاعی خود و در یک لوکیشن با مقولهی زمان بازی فرمی زیبا و سادهای انجام داد. حال شیامالان بهسراغ یکی از کلیشههای معروف ژانر دلهره و اسلشر رفته است.
در دلهرههای آخر هفتهای معمولاً یک خانواده یا تعدادی دوست به کلبهای درون جنگل یا کنار دریاچه میروند و در همین حین عدهای به دلایلی به آنها حملهور میشوند و روایت شکل میگیرد. شیامالان در اثر جدیدش این کلیشه را بهسبک خود دچار دگرگونی کرده است.
شیامالان در فیلم «پیری» نشان داد که دوست دارد روایت خود را زیر نور روز و در تلاقی رنگها تصویر کند. او در فیلم جدیدش نیز بدون استفاده از تعلیقهای رایج در ژانر دلهره و استفاده از فضای بین سایه و نور مخاطب را درگیر روایت میکند. فیلم در همان سکانس ابتدایی ساختارشکنی در کلیشه را آغاز میکند. دخترکی خردسال در حال جمع کردن ملخ است که مردی تنومند به او نزدیک میشود. شیامالان از سکانس ابتدایی رایج در این آثار استفاده نکرده است که با زاویهی پرنده گذر ماشین از میان جادهای جنگلی و رسیدن کاراکترها مقابل کلبه را نشان میدهد. او در عوض با دخترکی خردسال روایت را آغاز میکند که مکالمهای مستقیم با غریبهای مؤدب دارد. پس از این مکالمه سه همراه دیگر این مرد نزدیک میشوند و دخترک به درون کلبه میرود. شیامالان بهلحاظ درونمایهای هم اثر خود را جدا میکند. دو مرد همجنسگرا که دختری خردسال را به فرزندی قبول کردهاند در برابر چهار نفر قرار میگیرند که بهیکباره به کلبهی آنها هجوم آوردهاند. اما این هجوم با دیگر ورودهای ناگهانی تفاوت دارد. کارگردان از همان ورود خشونتبار آنها و سپس رعایت مناسبات اجتماعی توسط این مهاجمان همهچیز را بر هم میزند. مخاطب در کل پردهی اول و دوم دائم در حال سناریوسازیهای متفاوتی است. هر بار که میخواهد مهاجمان را همچون متحجران مذهبی فرض کند، وقوع یک رخداد او را به جای دیگری میبرد. مخاطب سینمای سرگرمی از سروکلهزدن با چنین روایتهایی لذت وافر میبرد و زمانی که شیامالان کارگردان اثر باشد لذت تماشا چندبرابر خواهد شد.
شیامالان در این اثر از درونمایهی آخرالزمانی بهسبک سینمای ابزورد استفاده کرده است. در اثر او همهچیز پلهپله رخ میدهد و هیچ ترمز یا تعلیقی از سوی کارگردان باعث بر هم خوردن این سیر نمیشود. استفادهی اقتصادی او از جلوههای ویژه باعث پربارتر شدن اثر میشود. در این فیلم با آشوبی از جنس آن چیزهایی که در آثار آخرالزمانی میبینیم مواجه نیستیم و در عوض همهچیز همچون خود روایت ساده و راحتالحلقوم پیش میرود. شاید باید شیامالان بود تا بتوان از دل سادگی تعلیق و هیجان را بیرون کشید.
این فیلم یک اثر ساده و خوب در ژانر هیجانانگیز است که بهخوبی توانسته ساختار کلیشههای دلهره، اسلشر و آخرالزمانی را با قابهایی ساده و دیالوگهایی مستقیم بشکند و از دل این ساختارشکنی فیلمی هیجانانگیز را مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.