ای کاش فقط همان دو یا سه کارگردان در سینمای فیلیپین فیلم بسازند
سینمای فیلیپین بههیچعنوان ضعیف نیست. اما سینمای بدنهی این کشور هنوز پختگی سینمای بدنهی کشورهایی چون تایلند و اندونزی را ندارد. فیلیپینیها در این بخش از سینمای خود اکثراً به این فکر میکنند که جاذبهی جنسی میتواند مخاطب غیر فیلیپینی را به دیدن این آثار جذب کند. این دیدگاه طی دو دههی گذشته در سینمای کشورهای همسایهی فیلیپین نیز جریان داشت. اما تایلند و اندونزی سرمایهگذاری خوبی روی روایتهای بالقوهی سینمای بدنهی خود کردند. در نتیجه از دل این سرمایهگذاری آثاری در ژانرهای مختلف خلق شد.
این فیلم قرار است روایتی از تجاوز، قربانیان آن و سینمای سرگرمی و هیجانانگیز را با هم به مخاطب بدهد. متأسفانه آثار فیلیپینی در این سطح نه بازیگری دارند که انتظار اکت خوبی از آنها داشته باشیم و نه روایتی منسجم وجود دارد که کارگردان را از دل برشها و زاویههای دوربین ببینیم. این دسته از آثار در نهایت در دستهی فیلمهای داستانی «سافتپورن» طبقهبندی میشوند و کاربردی جز جذب مخاطبان پلیبوی و دیگر منابع هرزهنگاری ندارند. سینمای فیلیپین با این نوع روایتها نمیتواند به جایی برسد و باید تعادل را بین روایت، سرمایهی انسانی و مالی برقرار کند. زمانی که روایتی وجود ندارد و دو گزینهی دیگر موجود هستند، عاقبتی همانند سینمای بدنهی چند سال اخیر چین گریبان آنها را خواهد گرفت. اگر روایت وجود داشته باشد و دو گزینهی دیگر وجود نداشته باشند، میتوان با تربیت کارگردانهایی مستقل از سرمایههای آنچنانی تولید سینمایی امیدوار به ساخت آثاری تجربی با نابازیگران شد. در سینمای بدنهی فیلیپین روایت وجود ندارد، سرمایهی انسانی کم است اما سرمایهی مالی در حد معمول وجود دارد. در این فیلم نیز بهوضوح شاهد چنین چیزی هستیم. بازیگران حتی در ادای دیالوگهای فیلم و انعکاس حسی در موقعیتهای مختلف ناتوان هستند.
این فیلم و آثاری از این دست را نباید نمایندهی سینمای بدنهی فیلیپین بدانیم. آنچه مسلم است سینمای فیلیپین کارگردانهایی دارد که آثار آنها بسیار قابل احترام بوده و هستند. کارگردانهایی چون «بروکا»، «ماریلو دیاز آبایا»، «ادی رومرو» یا «کیدلات تاهیمیک» هر کدام آثاری را دارند که بخشی از هویت مردمان فیلیپین و تاریخ دروناشان پنهان است. زمان آن رسیده که سینمای بدنهی فیلیپین هم دست به ساخت آثاری بزند که مخاطب عام سینمای جهان را به مطالعهی تصویری تاریخ این کشور علاقهمند کند. سینما بهعنوان هنر هفتم یکی از رسالتهایاش نقل تصویری تاریخ است. بسیاری از مخاطبان سینما از طریق فیلمها با وقایع و رخدادهایی آشنا شدهاند که قبل از آن فیلم حتی در معرض آن قرار نگرفته بودند. هنرهای دیگر شاید بتوانند بخشی از نیازهای یک انسان را برآورده کنند، اما سینما به مخاطب خود فرصت تجربهی تجربههای زیسته و نازیسته را میدهد. سینما جادویی در دل واقعیت است. شاید اگر سینمای بدنهی فیلیپین هم بهاندازهی کشورهایی چون تایوان و هنگکنگ رشد کرده بود، اکنون بسیاری از مردمان جهان بهآسانی و بدون لکنت نام کارگردانهای فیلیپینی را به زبان میآوردند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.