پوستر فیلم پادشاهی ۲: به‌سوی سرزمین‌های دور

این قصه سر دراز دارد

پادشاهی ۲: به‌سوی سرزمین‌های دور
Kingdom 2: To Distant Lands
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

خیلی کم پیش می‌آید که مانگاهای ژاپنی هنگام رسیدن به پرده‌ی سینما اثری دندان‌گیر و جذاب را به مخاطب خود ارائه دهند. روند رسیدن کاراکترهای مانگا از روی کاغذ تا روی پرده‌ی سینما باید از خوان‌های انیمیشن سریالی و انیمیشن سینمایی بگذرد و در نهایت اگر استقبالی بود به پرده‌ی سینما راه پیدا کند. حال‌ و روز مانگای «پادشاهی» همین است. این مانگا مراحل ذکرشده را با موفقیت و استقبال پشت سر گذاشته و حال از سال ۲۰۱۹ روایت سینمایی آن آغاز شده است. «شینسوکه ساتو» که در روایت‌های اکشن ید طولایی دارد، وظیفه‌ی روی پرده بردن این مانگا را برعهده گرفته است. او در نویسندگی اثر نیز از طراح اصلی مانگا، «یاسوئیسا هارا»، کمک گرفته تا بتواند روایت‌اش را بر اساس آنچه که در مانگا می‌گذرد به‌تصویر بکشد.
روایت در چند صد سال قبل از میلاد می‌گذرد؛‌ هنگامی که چین هفت ایالت پاره‌پاره بود و جنگ‌های موسمی بین این ایالت‌ها تا پانصد سال ادامه داشت. ساتو با ارائه‌ی پیشینه‌ای چند دقیقه‌ای از این اوضاع، دوربین را روی چهره‌ی «شین» نوجوان می‌بندد. شین برده‌ای‌ست که به خانواده‌ای کشاورز فروخته شده است. او در همان اولین برخورد با نوجوان برده‌ای دیگر با نام «پیائو» تصمیم می‌گیرد بزرگ‌ترین ژنرال جهان شود. بازی کلامی ساتو با جهان و گستردگی ارضی چین دنیای کوچک شین را به‌خوبی تصویر کرده است. به‌‌سبب همین بازی کلامی است که مخاطب از نگرش باستانی و محدود یک کاراکتر مانند شین آگاه می‌شود. ساتو از همان فیلم اول قصد دارد روایت خود را با محوریت کاراکتر شین وارد جنگ‌های ایالتی کند. او در فیلم اول سعی دارد کاراکتر شین را از بردگی محض به‌سوی رخدادهایی تصادفی ببرد که خوی وحشی‌اش را قالب‌بندی کند. اما گویی عجله‌ای برای رسیدن سریع شین به جایگاه بالاتر ندارد و تا انتهای فیلم اول همین خوی وحشی در او زنده می‌ماند.
حال در سال ۲۰۲۲، فیلم دوم هم روی پرده رفته است. پس از ثبات پادشاه فراری در جایگاه خود، حال او قصد دارد رؤیای خود را تحقق بخشد. نحوه‌ی ورود ساتو به این روایت کمی ضعیف است. شین پس از آن همه فداکاری در فیلم اول و برخورد با برخی ژنرال‌های بزرگ، همچنان همان وحشی کوچک است. شاید ساتو بایستی کمی قبل‌تر از آنچه که در افتتاحیه‌ی فیلم دوم دیدیم وارد روایت می‌شد. اما اینگونه نشده و ساتو دوباره وارد کارزار جنگ می‌شود. اینجاست که با مشکلی اساسی در روایت مواجه می‌شویم. در فیلم دوم ساتو قرار است با استراتژی جنگی و آرایش نظامی آشنا شود. اما در هر برخورد با این نوع استراتژی‌ها باز هم همچون همان وحشی فیلم اول به دل دشمن چندهزار نفری می‌زند و روز از نو و روزی از نو. فیلم دوم در روایت خود دچار سردرگمی است. ساتو می‌خواهد این تحول را در پرده‌ی سوم و هنگام برخورد شین با سه ژنرال بزرگ به مخاطب نشان دهد. اما او نمی‌داند که کل پرده‌ی دوم را برای رسیدن به چنین نقطه‌ای از دست داده است.
ساتو قصد دارد در بستن‌ قاب‌های مربوط به کارزار جنگ و درگیری نیروها تا جایی که می‌تواند توحش جنگ‌های باستانی را به‌تصویر بکشد. اما او در این کار هم چندان موفق نیست. زمانی که اکستریم لانگ‌شاتی از آرایش نظامی حریف می‌بینیم، همه‌چیز خوب است. اما هنگام درگیری‌ها دوربین آشفته است و مخاطب قادر نیست هیاهوی جنگی را درک کند. کاراکترها هم که مانند بسیاری از آثار میانه‌ی سینمای ژاپن حتی در حالت مرگ هم درحال فریاد زدن و لب کج کردن هستند.
با وجود تمام این نقص‌ها، این اثر بازیگران نام‌آشنای ژاپنی را در خود دارد و همین باعث شده که کاراکترها در جایگاه‌هایی که هستند در ذهن مخاطب تثبیت شوند. قصه‌‌ای که آقای ساتو شروع کرده سر درازی دارد و احتمالاً در سه سال آینده باید منتظر فیلم سوم آن نیز بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟