با چنین آثاری نمیتوان پوست عوض کرد
در مرور فیلم «مرد میمونی» از این گفتیم که سینمای هند به امثال «دو پَتِل» بسیار نیاز دارد و اگر قرار است دچار پوستاندازی شود از طریق همین سینمای ژانریست و نه آش شلهقلمکار ژانری از طریق ماسالا. سینمای هند گویی طی دهههای مختلف به این همآغوشی با ماسالا عادت کرده است و با توجه به اعتیاد مخاطب داخلی و پر شدن سالنهای سینما دیگر نیازی به همسطحشدن با سینمای جهان نمیبیند. اما طی یک دههی اخیر شاهد این هستیم که سینمای هند در حال آزمونوخطا در برخی از ژانرهای پرطرفدار مانند دلهره و اکشن است. «نیکیل ناگش بهات» در جدیدترین اثر سینمایی خود نشان میدهد که فهم نادرست از خشونت، سینما ژانری و در نهایت روایتهای روز سینمای جهان باعث شکل گرفتن مسیری غلط در سینما میشود.
اینکه مجاب شدیم در باب این اثر بنویسیم شاید بهدلیل استقبال عجیب رسانههای غربی از این اثر و نمراتی فضایی است که به آن دادهاند. جای تعجب بود که یک اثر از سینمای هند دچار چنین واکنشهایی شود. بههمین سبب به تماشای اثر پرداختیم تا راز سربهمهر مزدبگیرهای غربی را برای سینهچاکیهایاشان در باب این اثر بهتر و بیشتر درک کنیم.
این اثر از همان ابتدا شما را وادار به قهقههای بلند میکند. کارگردان گویی در دنیای ذهنی خود شخصیت اصلی را پرداخت کرده و بهیکباره او را به مراسم نامزدی دوستدخترش میفرستد و بدون اینکه در آن شلوغی شخصی متوجهاشان شود قرار فرار میگذارند. در آثار اکشن میانه معمولاً شاهد این هستیم که فیلمساز در افتتاحیه کمی از توانایی قهرمان خود به مخاطب نشان میدهد و سپس او را به درون زندگی روزمره میفرستد تا نقطهعطف اول داستان که طی آن همهچیز آماده میشود تا این قهرمان وارد هیاهویی عظیم شود. اما در این اثر کارگردان تنبل هندی بدون آنکه حتی توانایی شخصیتپردازی ابتدایی را داشته باشد کاراکتری با نام «آویت» را به درون روایت میاندازد. این کاراکتر گویا عضوی از نیروهای کماندوی ارتش است و کارگردان احساس میکند با نام بردن از همین شغل کار خود را کرده و آویت را وارد مرخصی و بازیهای کودکانه و مضحک عاشقی مرسوم در روایتهای هندی میکند. گویا هندیها تصور کردهاند که اگر رقصها و موسیقی هندی را از اثر بگیرند دیگر کار خود را انجام دادهاند و میتوانند اعلام کنند ما هم وارد سینمای ژانری شدهایم.
اما سرمایهگذاری اصلی این فیلم روی پردهی دوم و سوم و نماهای اکشن است. دقیقاً آن چیزی که باعث مضحک بودن اثر میشود همین پردهی دوم و سوم است. کارگردان هندی نه بازیگری دارد که بتواند تقلید خود از خشونت کرهای و نماهای اکشن هالیوودی را به درستی ارائه دهد و نه حتی هنروران خود را توجیه کرده است که دیگر در یک اثر ماسالایی قرار نیست ایفای نقش کتکخور را داشته باشند که اینگونه خود را دچار انعطاف میکنند. آنچه در این اثر شاهد هستیم فقر کامل روایت و برداشت فیلمساز هندی از یک اثر اکشن خشن است. این اثر نقطهی مقابل فیلمی چون «مرد میمونی» است و ثابت میکند که فیلمسازان سینمای رایج هند نیاز به آموزشهای پایهای در خصوص سینمای جهان دارند.
در هر حال هدف از این مرور چیزی جز افسوس در باب رسانههای غربی نیست که از اعتماد مخاطب نهایت بهره را میبرند و به هر زبالهی تصویری بیش از حد توجه میکنند؛ چرا که این توجه بیش از حد میتواند حداقل بخشی از هزینههای ماهانه و سالانهی آنها را تأمین کند. آنچه در این میان برای مخاطب باقی میماند تماشا و قیاس و دوری از پیشقضاوت در باب بسیاری از آثار سینماییست که زیر حجم تبلیغات رسانهها پنهان شدهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.