فیلم با جدلی بین «سارا» و «نیکولا» آغاز میشود. جدلی که دربارهی مشکلات ایجاد شده به واسطهی وجود دو فرزندشان است. «آنا» دختربچهای کوچک است که صدای مادر و پدرش را شنیده و با ناراحتی به دعوای آنها نگاه میکند. «پیِترو» نیز نوزادی چند ماهه است که انگار تمام مشکلات با آمدن او شروع شده است. در میانهی بحث اما سارا ناگهان سکوت کرده و خود را از پنجرهی خانه به بیرون پرت میکند.
بعد از تماشای فیلم ایتالیایی «تغییرات ناگهانی» که دربارهی زنی میانسال بود که تلاش میکرد خود گمشدهاش را دوباره بیابد، حالا سینمای ایتالیا به سراغ دنیای پدر و مادری رفته که با ورود فرزند دومشان زندگیشان به کل تغییر کرده و تعادل خود را از دست داده است. این زوج باید تلاش کنند این تعادل را به زندگی دوباره بازگردانند، اما این اتفاق به این راحتیها روی نخواهد داد.
فیلم «بچهها» به خوبی در ابتدا با روایتی ساده و کوتاه شرایط زندگی این خانواده را تا قبل از آمدن فرزند دوم بازگو میکند. داستان بعد از سکانس ابتدایی جروبحث به سراغ انواع خانوادهها با انواع فرزندان رفته و در تصاویری که تمام دکور پسزمینه سفید است، خانوادههایی را با فرزندانشان نشان میدهد که هر یک از شرایط زندگی خود حرف میزنند. در این میان سارا نیز به عنوان راوی از زندگیشان میگوید. بعد از این معرفی کوتاه فیلم به سراغ سارا و نیکولا رفته و آهستهآهسته شرایط این خانواده را نشان میدهد؛ سارا را که چگونه باید در خانه بماند و فرزندان را نگهداری کند و نیکولا را که به محل کارش -که یک کافه کوچک است- رفته و تلاش میکند بتواند مایحتاج زندگی را با این کار به دست آورد. در ادامه اما شرایط سختتر هم میشود؛ آنا از اینکه پدر و مادر به او توجه نمیکنند، ناراحت است و پیترو که شبها بیدار است و با گریههایاش امان این پدر و مادر را بریده است و همین امر است که جروبحثهای میان سارا و نیکولا را شکل میدهد.
فیلم «بچهها» از آنجا که یک کمدیست پس دست داستان را باز گذاشته شده است تا تصاویر را با نوعی طنز به بینندهاش نشان دهد. پیترو هر گاه گریه میکند، صدای گریهاش شنیده نمیشود و به جای آن نوای پیانویی تند شنیده میشود که تمام تصویر را پر کرده است و هیچ صدای دیگری نمیآید. اما ماجرای پریدن از پنجره چیست؟ سارا هر گاه خسته و عصبی میشود خود را در ذهناش از پنجره به بیرون پرت میکند. تمثیل زیبایی که بارها در فیلم و در زمانهای حساس رخ میدهد. حتی یک بار سارا به همراه نیکولا خودشان را به بیرون پرت میکنند و یکبار هم نیکولا این کار را انجام میدهد. تقابل این زوج با پدر و مادرهاشان نیز جالب است و دیالوگهای اثرگذاری را نیز در این سکانسها ایجاد میکند.
فیلم «بچهها» به خوبی توانسته است در بستری از طنز و با تصاویری زیبا و زنده مشکلات سر راه پدر و مادرهای امروزی را روایت کند و راهحلهایی را هم به بینندگاناش نشان دهد. اما هرگز یک قانون مشخص را به بیننده دیکته نمیکند، زیرا میداند نمیتوان برای زندگی خانوادهها که پر از اتفاقات غیرقابل پیشبینیست، راه مشخصی را تعیین نمود. شاید تنها راهِ داشتنِ زندگیای مناسب داشتنِ مسالمت و سازگاری میان اعضای خانواده است.