«مارکو بلوکیو» یکی از آخرین فیلمسازانی است که بههمراه برادران تاویانی بوی سینمای ایتالیا را در دوران اوج نوابغ سینمایی این کشور میدهد و همچنان فیلم میسازد و مخاطبان سینما را کیفور میکند. بلوکیو را با آثار متعددی از دههی ۱۹۶۰ تا کنون میشناسیم. او در طول این سالها بارها و بارها سعی کرده طبق سینمایی که در حال پوستاندازی است پیش برود و در این میان پیشینهی ذهنی چپ خود را نیز حفظ کرده است. بلوکیو طی دو سال اخیر دو اثر را روی پرده برده است که متأسفانه اثر متقدم بر «ربودهشده» هنوز به دست ما نرسیده است و باید تحمل کنیم. بلوکیو در «ربودهشده» به یکی از پروندههای بسیار پر سر و صدا و عجیب ایتالیا در قرن نوزدهم میپردازد. در سال ۱۸۵۸ یکی از فرزندان خانوادهای یهودی توسط دادگاه تفتیش عقاید زیر نظر «پاپ پیوس نهم» به بهانهی اینکه این پسر غسل تعمید داده شده و باید در اختیار کلیسا باشد به رم فرستاده شد. این پرونده چون بسیار نزدیک به آزادسازی ایتالیا و یکپارچه شدن این کشور و در نتیجه فرو ریختن حکمرانی کلیسا میشد بسیار سر و صدای زیادی در کل اروپا و آمریکای شمالی به پا کرد. بلوکیو روند این ماجرا را در اثر خود به تصویر کشیده است.
این فیلم ۴۰ دقیقه زمان طلب میکند تا یخ خود را باز کند. بلوکیو در این ۴۰ دقیقه دائم در حال فرار از افتادن به دام ملودرام است و از آنسو نمیتواند و قادر نیست درامی شامل شخصیتپردازی و زیر ذرهبین قرار دادن وقایع به مخاطب ارائه دهد. بهنوعی این ۴۰ دقیقه میسوزد و از زمانی که «ادگاردو» را به کلیسا میبرند و اولین تقابلهای چشمی او با مسیح مصلوب در کلیسا شکل میگیرد کمکم جرقههایی از امید در ساخته شدن یک درام به چشم میخورد. بلوکیو در این اثر حدود ۱۰ دقیقه سکانسهای درخشان به ما ارائه میدهد و مابقی سکانسهایاش همچون افرادی میماند که وقایع تاریخی را برای مخاطب توضیح میدهند و از تصاویر مصنوعی و نزدیک به حوادث تاریخی بهره میبرند. از کارگردانی چون بلوکیو انتظار میرود چیزی بیش از این خردهتصاویر و خردهروایتها تحویل مخاطب دهد.
آنچه این اثر را سرپا نگاه میدارد تا همچنان آن را یک اثر متوسط بنامیم، همگونی موسیقی و ارکستر سازهای زهی با تصاویر و رخدادهاست. بهطور مثال نگاههای ادگاردو و مسیح مصلوب و شدت و سکوت موسیقی را در این تلاقی نگاهها میتوان یکی از نقاط امیدوارکنندهی این اثر دانست. بلوکیو بهراحتی میتوانست فضا و زمان بیشتری را در اختیار کاراکتر پاپ پیوس قرار دهد و از بازی زیبای «پائولو پیروبورن» بهرهی بیشتری بگیرد. شاید بعد از موسیقی متن این بازی زیبای پیروبورن است که در نقش پاپ و در سکانسهایی که حضور دارد ما را همچنان دچار سینما میکند. فیلم جدید آقای بلوکیو جز سکانسهای اشارهشده و موسیقی متن چیزی برای ارائه ندارد و ما را با تصاویر شرحهشرحه از یک واقعهی تاریخی در برههای از تاریخ ایتالیا، آنهم با تصنعی از جنس تلهتئاترها، مواجه میکند. در هر حال بلوکیو با کارنامهی پربارش در عرصهی سینما در ذهن سینمادوستان ماندگار است و شاید چنین آثار متوسطی آن چنان دنیای سینمایی او را به مخاطبان جدید سینما معرفی نکنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.