هیجانانگیز برای تازهنوجوانها
«مایکل» دور از چشمان پدر و مادر و خواهرش سگاشان را وارد قایق خانوادگیاشان کرده است. آنها قرار است با این قایق دور دنیا را بگردند و حضور سگ را در این قایق ناامن میدانند. مایکل اما بدون توجه به حرفهای دیگران استلا را پنهانی وارد قایق کرده و در نهایت هم برای نجات جان اوست که هم خودش و هم استلا به آب میافتند و پدر و مادرشان را گم میکنند. مایکل و استلا اما زمانی که چشماناشان را باز میکنند خودشان را در جزیرهای ناشناخته مییابند.
درست است که «نیل بویل» و «کرک هنری» پیش از ساخت اولین انیمیشن بلند داستانی خود با نام «پادشاهی کنسوکه» تنها چند انیمیشین کوتاه را ساخته بودند، اما همکاریهای زیادی را در ساخت انیمیشنهای معروفی مانند «تام و جری»، «سیمپتونها» و «عشق، مرگ و ربات» داشتهاند، به همین دلیل هم با کولهباری از تجربه وارد این مسیر شدهاند. همین تجربه هم باعث شده اولین انیمیشن خود را از یک رمان هیجانانگیز و جذاب به نوشتهی «مایکل مورپوگو» به همین نام اقتباس کنند.
این دو کارگردان روایت خود را با پسری نوجوان آغاز میکنند که در کنار خواهر بزرگاش سعی دارد خودی نشان دهد. او میخواهد هر چه سریعتر مانند دیگر اعضای خانواده بزرگ دیده شود و دیگر کوچکترین عضو آن که باید همه مراقباش باشند، نباشد. به همین دلیل هم است که مدام در حال شکستن قوانینی است که پدر و مادرش وضع کردهاند. در نهایت هم شکستن یکی از این قوانین او را وارد مسیری میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. مایکل با استلا وارد جزیرهای ناشناخته میشوند. او نوجوانی است که هیچ تجربهای در زندگی ندارد و کاملاً مشخص است که نمیتواند از پس زنده ماندن آن هم در این نقطه از جهان برآید. اینجاست که کنسوکه، پیرمردی که بازماندهی جنگ ژاپن است، به داد او میرسد. کارگردانان تلاش کردهاند رابطهی میان کنسوکه و مایکل را به آرامی شکل دهند و در این راه موفق هم بودهاند. در واقع کارگردانان مسیر ابتدایی روایت را به خوبی آغاز میکنند و شخصیتهای داستاناشان را به مخاطب خود که بیشتر نوجوانان هستند میشناسانند. سپس با وارد کردن مردی با تجربه و شکل دادن به رابطهی این دو نفر میتوانند دنیایی جدید را در برابر مخاطبان خود قرار دهند.
آقایان بویل و هنری در حقیقت تلاش کردهاند آنچه مایکل مورپوگو در کتاب خود بیان کرده را به خوبی تصویر کنند. استفاده از نقاشیهای دستی، بهره بردن از رنگهای زندهی سبز و آبی و ترسیم کردن هرچه واقعیتر دریا و جنگل و حیوانات آن باعث شده مخاطب نوجوان راحتتر خود را درون جنگلی رویایی که قرار است در آن رابطهای عمیق میان انسان و طبیعت شکل پیدا کند، ببیند. این دو کارگردان درواقع روایت خود را برای نوجوانانی تازه پا به این دوران گذاشته ساختهاند. نوجوانانی که هنوز نه کتابی مانند «رابینسون کروزو» را خواندهاند و با دنیاهای واقعی و سختی زندگی در آن مواجه شدهاند و نه دنیاهای عجیب میازاکی را کشف کردهاند. مخاطب نوجوان این انیمیشن در برابر روایت ساده و راحتالحلقومی قرار میگیرد که نیازی به کشفی فوقالعاده ندارد و فقط باید به راحتی در برابر آن بنشیند و از تصاویری زیبا و داستانی هیجانانگیز لذت ببرد. داستانی که میتوانست بسیار عمیقتر و پر از جنبوجوشتر باشد اما کارگردانان به همین سادگی بسنده کردهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.