این انیمیشن را هیچکس نبیند
«کاتاک» برخلاف دیگر همسالاناش که رنگ خاکستریاشان تبدیل به سفید شده و به تعبیری دیگر بالغ شدهاند، هنوز رنگاش خاکستری است. به همین دلیل مدام مورد تمسخر اطرافیان و همسالاناش قرار میگیرد. این اتفاق باعث میشود او تصمیم بگیرد برای نشان دادن بلوغ خود سفری خطرناک را در پیش بگیرد. او میخواهد به دنبال پدربزرگاش بگردد.
بعد از انیمیشن «در جستوجوی نمو» انیمیشنسازان بسیاری تلاش کردند با وارد شدن به دنیای زیر آب و ماجراجوییهای یک کاراکتر کودک یا نوجوان بار دیگر مخاطبان بسیاری را مجذوب خود کنند. اتفاقی که تا کنون رخ نداده است. زیرا هیچکدام از این سازندگان نه مخاطب کودک و نوجوان خود را میشناسند و نه تلاشی برای شناخت آنها میکنند. بارها تکرار کردهایم برای ساخت انیمیشن کودکانه باید در ابتدا دنیای آنها را شناخت و از زاویه دید آنها به همه چیز نگاه کرد تا بتوان روایتی باب میل و طبع آنها ساخت که بتواند کودک پرجنبوجوش را برای ساعاتی در برابر خود بنشاند.
انیمیشن «کاتاک، نهنگ سفید شجاع» در ابتدا شاید کمی جذاب دیده شود. وارد شدن به دنیای نهنگهای سفید و البته قاتلاناشان، نهنگهای قاتل، و دانستن دربارهی آنها میتواند به کودکان کمک کرده و آنها را هر چه بیشتر با دنیای زیر آب و نیازی که جهان به وجودشان دارد، آشنا کند. اما داستان هر چه بیشتر جلو میرود نه تنها منطق رواییای در مسیر آن دیده نمیشود، بلکه حتی مشخص میشود اشکالاتی اساسی در نشان دادن رفتارهای شخصیتهای آنها نیز وجود دارد. مثلاً اگر قرار است این انیمیشن از نهنگهای سفید حرف بزند، سادهترین کاری که سازندگان باید انجام میدادند یک سرچ ساده دربارهی این حیوانات بود. نهنگهای سفید توانایی خوابیدن کامل را ندارند. آنها همیشه نیمههوشیار هستند و نمیتوانند برای ساعاتی طولانی بخوابند. در این انیمیشن اما مخاطب تصور میکند آنها هم میتوانند بهراحتی مانند حیوانات دیگر بخوابند. یا در مسیر داستان دربارهی توانایی تنفس این حیوانات حرف زده میشود و اینکه آنها باید برای نفس کشیدن بعد از مدتی حتماً به روی آب بیایند، اما چرا مادربزرگ کاتاک همیشه در جای خود خوابیده است؟ همین مسائل کوچک میتواند روند داستان را تغییر دهد. اگرچه مشکل این انیمیشن فقط در جزئیات نیست، بلکه پیرنگ کلی هم دچار مشکل است. کاتاک برای پیدا کردن پدربزرگ رو به سوی شمال میرود، اما آنقدر راحت به محل مورد نظر میرسد که مخاطب با خود میپرسد چرا این همه سال مادربزرگ یا پدربزرگ به سراغ هم نرفتهاند؟ اصلاً مادربزرگ از کجا میدانست پدربزرگ در شمال و کدام قسمت آن است؟ کاتاک هم که چشم بسته و بدون اینکه چیزی دربارهی سفر بداند به راه میافتد و اتفاقاً به مقصد هم میرسد. در سوی دیگر تلاش بیجهتی که سازندگان انیمشین برای دوست نشان دادن تمام حیوانات با هم دارند چیست؟ چرا باید ذات حیوانات را تغییر داد تا مثلاً یک کارگردان بخواهد دربارهی دوستی و اهمیت آن حرف بزند. چرا نهنگ قاتل باید ضدقهرمان باشد تا نهنگ سفید قهرمان دیده شود؟ ذات نهنگ قاتل تغذیه کردن از ماهیها و نهنگ سفید است. همانطور که نهنگ سفید باید ماهیهای کوچکتر را بخورد تا بتواند زنده بماند. در این میان نه نهنگ قاتل بد است و نه نهنگ سفید. چرا باید کودک را مجبور به دیدن خورده شدن حیوانات دریا توسط نهنگ قاتل و خون گوشهی دهان او کرد تا ضدقهرمان بودن را به کودکان نشان داد؟ داستانسرایی از زبان حیوانات برای کودکان زمانی میتواند اثرگذار باشد که ذات و ماهیت وجودی حیوانات زیرسؤال نرود و ضدقهرمان بودن آنها تنها به دلیل آنچه در دروناشان وجود دارد نباشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.