رنگ جکی چان روی بیرنگی و حماقت روایی
تقریباً بسیاری از طرفداران ژانر اکشن با فرنچایز «بچهی کاراتهباز» آشنا هستند؛ فرنچایزی که از دههی ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ طی چهار اثر روایتی از ترکیب نوجوانهای تحت قلدری و استاد کاراتهکار را در برابر مخاطب قرار میداد. در طی این آثار با روایتهایی مواجه بودیم که بیش از هر چیزی به دنیای سینمای ب آثار اکشن گرایش داشتند. اما این را نمیتوان کتمان کرد که در آن دو دهه باتوجهبه میل زیاد مخاطبان اکشن به رزمیهای هنگکنگی این فرنچایز طرفداران زیادی پیدا کرد. در سال ۲۰۱۰ با اضافهشدن جکی چان و ورود کنگفو به این دنیای باز دیگر مخاطبان اکشن استقبال بهنسبت خوبی از فیلم پنجم کردند. اکنون در سال ۲۰۲۵ روایتهای چهار فیلم اول و روایت فیلم پنجم در ترکیبی از سوی آقای «جاناتان انتویسل» قرار است مخاطب را به دل نیویورک ببرد و از طریق کاراکتر استاد هان و دنیل فیلمهای اول مخاطب را وارد پروسهی دیگری از آموزش یک نوجوان کند؛ نوجوانی با نام لی که همراه مادر از پکن به نیویورک مهاجرت کرده است.
اگر در این روایت بهدنبال داستانی منسجم و سرگرمکننده هستید، باید گفت مسیر را اشتباه طی کردهاید. این اثر را شاید طرفداران پر و پا قرص سینمای اکشن-رزمی که خوشبینترین مخاطبان تمام ژانرهای سینمایی هستند به پایان برسانند. این فیلم از همان آغاز خود هیچ هدفی ندارد؛ هیچ هدفی! کارگردان در میان کلیشههای اکشن-رزمی که استادی باید به هر نحو که شده شاگردش را آموزش دهد گیر افتاده و آن را به بدترین نحو ممکن به پایان میرساند. آقای انتویسل هیچ درکی از این کلیشهها و روایتهای سادهاشان ندارد. دیالوگها، شخصیتپردازیها و در نهایت دکوپاژ اثر آنقدر ناامیدکننده است که فقط باید مخاطب خوشبین سینما باشی تا آن را به انتها برسانی. کارگردان در هیچ نقطهای از روایت خود این دلخوشی را به مخاطب نمیدهد که کاراکتری را شخصیتپردازی کرده باشد یا این نوید را دهد که موقعیت روایی خاصی بتواند برای لحظاتی او را درگیر کند. همهچیز باسمهای و بیریشه مخاطب را در برابر تیپها و دیالوگهای رویی قرار میدهد که بازیگران حتی تلاشی برای عمق دادن به کاراکترهای خود ندارند و دائم با خنده از کنار موقعیتها میگذرند.
اما این فیلم در بخشهایی که جکی چان را در خود دارد و از او بهعنوان مشاور و الگوی صحنههای اکشن موشوگربهای بهره میبرد کمی حس نوستالژی مخاطب را نسبت به این کاراکتر و کارنامهی بازیگریاش برمیانگیزد. بهنوعی فقط روح جکی چان است که در این اثر شلخته باعث میشود مخاطب دچار کسالت کمی خنده را روی چهرهی خود حس کند. شاید اگر آقای انتویسل از همان ابتدا میتوانست نسخهی پس از تدوین و تفاوت حضور چان و اکشنهای او را در این اثر مشاهده کند، سعی میکرد این بازیگر را از ابتدا تا انتهای اثر در مرکز قاب خود داشته باشد. در هر حال این فرنچایز از همان ابتدا هم نشان داده که نباید با انتظار مشاهدهی یک اثر سینمایی به درون دنیایش قدم بگذاریم و باید یک مخاطب خوشبین سینمای اکشن باشیم تا بتوانیم فیلم را از میان بیچیزیهایش به پایان برسانیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.