پوستر فیلم قندهار

اکشنی که این‌بار اومانیستی بود

قندهار
Kandahar
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر اکشن
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«ریک رومن وو» پس از فیلم «گرینلند» بار دیگر به دنیای خشن اکشن بازگشته است و این‌بار هم با «جرارد باتلر» وارد دعوایی سنتی با طرفین ایالات متحده در خاورمیانه شده است. اما نگاه رومن وو در این اثر صرفاً یک اکشن نیست. او قصد دارد کمی هم در روایت طرفین درگیر ماجرا غور کند و سعی دارد دنیای سیاه‌و‌سفید اکشن‌های قبلی خود را تبدیل به خاکستری انسانی کند.
کاراکتر اصلی این فیلم یک مأمور سازمان سیا با نام «تام هریس» است که در ابتدای فیلم یک عملیات خرابکارانه را درون خاک ایران انجام می‌دهد. رومن از همین ابتدا طرفین دعوای خود را مشخص می‌کند؛ ایالات متحده، ایران و پاکستان. او ایالات متحده و ایران را تبدیل به رقیب می‌کند و پاکستان را همچون واسطه‌ و دلالی که برای هیچ‌کدام از دو سوی ماجرا اهمیتی قائل نیست نشان می‌دهد. رومن برای اولین بار سعی دارد در اکشن خود طرف مقابل را هم کمی بیشتر بازی دهد و در نتیجه طرف ایرانی ماجرا دست به عملیات متقابل می‌زند. این درگیری به درون خاک افغانستان کشیده می‌شود؛ جایی که هریس قرار است با کمک یک مترجم افغان در روند ساخت یک فرودگاه نظامی و کوچک شرکت کند که در همان ابتدا چهره‌ی او در همه‌ی شبکه‌های خبری پخش و بازی مرگ و زندگی او و مترجم‌اش از همین نقطه آغاز می‌شود. این کار رومن در برقراری ارتباط با طرفین درگیر کاملاً عجیب و دور از سینمای اوست. او از هر سه کشور یک نماینده انتخاب می‌کند و در پرده‌ی دوم هر سه را به جان یکدیگر می‌اندازد. نکته‌ی جالب در این ماجرا نگاه سیاسی رومن است که طالبان، القاعده و داعش را تبدیل به ابزار دست پاکستان و ایالات متحده می‌کند و سعی دارد آن‌ها را همچون سربازهای پیاده و مواجب‌بگیر این دو تصویر کند. رومن در این اثر واقعاً برای طرف‌های مقابل قهرمان داستان خود احساس همدردی می‌کند و همین باعث متفاوت شدن اثر جدید این کارگردان با کارهای قبلی‌اش می‌شود.
رومن کارگردان اکشن پرخرجی‌ست و این را در بسیاری از آثار او مشاهده کرده‌ایم. او برای تصویر کردن اکشن خود از صرف هیچ هزینه‌ای کوتاهی نمی‌کند. اما رومن در اثر جدید به درد دیگر فیلم‌سازان آمریکایی در تصویر کردن ایران و تهران دچار شده است. به‌طور مثال مخاطب فارسی‌زبان به‌خوبی تشخیص می‌دهد که رومن حتی برای تصویر کردن آزادراه تهران-قم سعی نکرده از یک بزرگراه واقعی استفاده کند و به‌راحتی و بدون اینکه فکر کند مخاطب نقص اثرش را تشخیص می‌دهد از باند یک فرودگاه بیابانی استفاده کرده است. فضای شهری تهران از نظر رومن همچون اردن و بحرین است. آقای رومن باید بداند که این درد را با تکنولوژی‌های پیشرفته‌ هم می‌توان درمان کند. در هر حال رومن در این اثر نتوانسته چیزی جز همان کلیشه‌های ذهنی هم‌کیشان خود را به‌تصویر بکشد. اما حداقل به‌لحاظ ساختار روایی و ارتباطی که با کاراکترهای درگیر در اکشن خود برقرار می‌کند نسبت به آثار گذشته‌اش دچار تحول شده است. رومن در این اثر سعی کرده همه‌ی اکشن خود را به درون بیابان بکشاند و با همین انتخاب توانسته اکشن را جان‌دارتر مقابل چشم مخاطب قرار دهد. اما در نهایت اکشن او همانند آثار گذشته‌اش خیلی سریع رخ می‌دهد و خاموش می‌شود؛ نقصانی که رومن به‌راحتی می‌تواند آن را از طریق عرض دادن به روایت‌های‌اش جبران کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟