دیگر توانی برای دیسی و کاراکترهایاش نمانده است
دنیای مارول و دیسی آنقدر از شروع قرن بیستویک خود را با کمک کمپانیهای بزرگی همچون برادران وارنر وارد دنیای فرنچایزها کردهاند و آنقدر شخصیتها را با یکدیگر درآمیختهاند که حتی علاقهمندان این دنیا نیز متعجب از این شلوغیهای بینتیجه هستند. نباید کتمان کنیم که این دنیا علاقهمندان خاص خود را دارد. اینکه بگوییم یک مخاطب ایرانی یا کرهای همتراز یک مخاطب آمریکایی میتواند با این شخصیتهای کمیک ارتباط برقرار کند بسیار اشتباه است. مخاطبان در هر نقطهی جهان از نیمهی دههی ۱۹۹۰ و بالاخص بعد از شروع قرن جدید و با ظهور اینترنت در جایجای دنیا توانستند به این کمیکها و شخصیتهایشان دسترسی داشته باشند. هرچه بیشتر به دهکدهی جهانی نزدیکونزدیکتر شدیم، گستردگی و محبوبیت شخصیتهای دیسی و مارول در جهان افزایش یافت. پس نتیجه میگیریم بیشتر سینهدریدنهای مارولی و دیسی و بحثهای پیرامون آن چیزی شبیه جنگ زرگری و داغ شدن تنور محبوبیت این آثار است.
در میان ترافیک وحشتناک فرنچایزهای سینمایی، گهگداری شاهد اکران و پخش انیمیشنها و قسمتهای کارتونی این دنیاها هستیم. حال کمپانی بزرگ برادران وارنر با تغییر در عنوان لیگ عدالت و رفتن به جنگ جهانی دوم سعی کرده کاراکتر فلش را به این دنیا بیاورد و همراه با شخصیتهای دیگر این مجموعه لحظاتی از جنگ ابرقهرمانان با هیتلر را تصویرسازی کند. شاید این انیمیشن نسبت به آثار قبلی در همین حوزه کمی نازلتر باشد. گویا کارگردان سعی کرده در کنار خشونت کمی به ردهی سنی هم توجه کند. همین دوگانگی در نگاه کارگردان باعث افت کیفیت انیمیشن شده است. این آثار درون خود یک خشونت ذاتی دارند و از آن گریزی نیست. بههمین علت اگر کارگردان نتواند این خط باریک بین خشونت و روایت را برای خود مشخص کند، شبیه بسیاری از آثار سینمایی این ژانر در خلأ بین نشان دادن خون و خشونت و سانتیمانتالیسم هالیوودی گرفتار میشود. این انیمیشن نیز حالوروزی جز این ندارد و روایت خونبار خود را فدای ردهبندی سنی کرده است.
جامعه ی عدالت حتی در عنوان خود هم عمقی ندارد. اینکه یک فرنچایز با تمام هزینهها اصطلاح لیگ عدالت را در ذهن مخاطبان این دنیا قرار دهد و بعد از به تکرار رسیدن و این بار در دنیای انیمیشن با عوض کردن نام دوباره همان راه را آغاز کند چیزی جز سردرگمی و به تکرار رسیدن را در ذهن متبادر نمیکند. زمانی که تولیدکننده قصد داشته باشد خط روایی منسجمی را دنبال کند می تواند از روایت خود در همهی قابهای تصویری استفاده کند و اتفاقاً این تنوع در ساختار فرمی اثر هیچ زیانی به روایت آن وارد نخواهد کرد. اما در آثار مارول و بهسبب همهمههای تصویری بیشازحد خط روایت گم میشود. شاید برخی دنبالکنندگان این آثار به من ایراد بگیرند که اگر روایتی وجود نداشت این همه کمیکبوکها قبل از آثار سینمایی موفق نمیشدند. اما باید گفت انتقال این پیرنگها به سینما کار هر کسی نیست و مارول و دیسی تا اینجا نشان دادهاند که چیزی غیر از روایت منسجم را دنبال میکنند. این همه سردرگمی بین سازندگان و اصرار نافرجام آنها در تکرار داستانها نشان از آن دارد که هم سازندگان و هم کاراکترها از نفس افتادهاند.
اینک دانلود از سایت ۳۰نما