این انیمیشن فقط برای کودکان نروژی ساخته شده است
«هدویک» دختر یازده ساله و نوجوانی است که با پدر خود زندگی می کند. او در خانوادهای سوپرقهرمان بزرگ شده و پدرش مانند مادربزرگ و دیگر اجدادش افرادی هستند که با نیروهای خارقالعادهی خود مردم شهر کوچکاشان در کشور نروژ را از اتفاقات ناگوار دور میکنند. هدویک هم با هیجان و شور زیاد لحظهشماری میکند تا لباس مخصوص سوپرقهرمانی روزی نصیب او شود و او بتواند قهرمانی بزرگ برای شهر شود. پدر هدویک اما فکر نمیکند او بتواند سوپرقهرمانی مفید برای شهر باشد.
نروژ به عنوان یکی از امنترین کشورهای جهان سالهاست مرزهای آزادی و رفاه را طی کرده و توانسته است مردم کشور خود را بیش از همه راضی و خرسند کند. آمار دزدی و بزهکاریهای اجتماعی در این کشور آنقدر کم است که گفته میشود درِ بسیاری از زندانهای آن یا بسته شده یا در حال بسته شدن است. حال کشوری با این سابقهی رفاه انیمیشنی را ساخته که در آن قرار است سوپرقهرمانان آن شهری کوچک و دورافتاده را از اتفاقات ناگوار دور کنند. شاید به همین دلیل هم است که اتفاقات در این شهر کوچک همواره حول شیطنت یک نوع میمون بازیگوش میچرخد یا حتی رها شدن یک کالسکهی بچه از دست مادر و پدرش شاید منجر به اتفاقی هولناک شود.
انیمیشن کودکانهی «فقط فوقالعاده» قرار است روایت دختری کوچک باشد که با کمک مادربزرگاش باید در ابتدا خود را بشناسد و سپس با این شناخت و دانستن تواناییهایاش آنها را در مسیر ابرقهرمان شدن استفاده کند. پیرنگی که بر روی کاغذ میتواند جذاب باشد. اما آنچه مخاطب کودک در تصاویر روبهروی خود میبیند آنقدر سانتیمانتال و غیرقابل درک است که با هر اتفاق و رویداد او با سؤالی جدید روبهرو میشود که پاسخی برای آن ندارد. حتی مخاطب بزرگسال هم نمیتواند منطق روایی محکمی را برای آنچه رخ میدهد پیدا کند تا بتواند آن را برای کودک خود شرح دهد. روایت با تصویر کردن بیاستعدادی دختربچهای کوچک آغاز میشود. سپس کلیشهی کودکی ازخودراضی و مادروپدری ازخودراضیتر در آن دیده میشود که قرار است با کارهای خود ضدقهرمان داستان را تشکیل دهند. در مسیر روایت این کودک ضدقهرمان در برابر هدویک قهرمان قرار میگیرد و در ابتدا به تمسخر او میپردازد و سپس با یکسری اتفاقات سطحی و در خطر مرگ قرار گرفتن در مسیر داستان به طور ناگهانی هم خودش و هم مادر و پدرش متحول میشوند تا در نهایت آن هدویک باشد که به عنوان قهرمان داستان شناخته شود. اتفاقات مسیر داستان آنقدر مضحک و سطحی هستند که حتی برای کودکانی که در سنین پایین مخاطب روایت هستند غیرقابل قبول است. مثلاً لباس پدر هدویک با افتادن در ماشین لباسشویی کوچک میشود و حال باید یک کودک از آن استفاده کند. اولین سؤالی که برای مخاطب کودک ایجاد میشود این است که این لباس دیگر همیشه کوچک میماند؟ یا اینکه اگر مادربزرگ هدویک در سن پایین مجبور به سوپرقهرمان شدن شده چگونه توانسته از این لباس بزرگ استفاده کند؟ آنچه از این انیمیشن برمیآید در نهایت میتواند برای همان کودک نروژی که در رفاه زندگی میکند و دغدغههای روزمرهاش چیزی جز خرابکاریهای حیوانات خانگیاشان نیست باشد و نتواند به اهداف بزرگتری دست پیدا کند. درواقع این انیمیشن روایتی ندارد که بتواند تمام کودکان را در نقاط مختلف جهان به سمت خود بکشاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.