سینهکفتریهای قهرمان
سینهکبوتری یک بیماری در ناحیهی قفسهی سینه است که فرد گویی قسمت میانی بالاتنهاش رو به جلو است. در زبان محاورهی فارسی به افرادی که معمولاً خوشهیکل هستند چنین میگویند، اما معنایی کنایی برای افرادی دارد که بیش از ادعای خود دستها را باز و سینه را جلو میدهند. حال و روز قهرمانان سینمای ماجراجویی هالیوود هم در دههی گذشته جز این نبوده است؛ کاراکترهایی که پس از یک برداشت مقابل پردهی سبز با سینههایی جلوآمده به استقبال سکانس بعدی میروند. فیلمهای «ژوراسیک» به دو سری در دو بازهی زمانی تقسیم میشوند؛ سری اول که «پارک ژوراسیک» بود و اتفاقاً با استقبال خوبی از سوی مخاطبان سینما مواجه شد. سری دوم «دنیای ژوراسیک» بود که تقریباً هر یک سال و نیم فیلمی جدید از آن روی پرده رفته است و حال در سال ۲۰۲۲ فیلم سوم آن را شاهد هستیم. کدام سری فیلمهای ژوراسیک بهلحاظ سینمایی دارای اهمیت هستند؟ بدون شک بهسبب اصالت موضوع و دههی ساخت، پاسخ سری اول این فیلمهاست. اما در مورد سری دوم هیچگاه این را فراموش نکنیم که کیفیت خوب جلوههای ویژه باعث شده تا مخاطب سینما همچنان این روایتها را رها نکند. اگر گودزیلا و دوستان حاصل دخالت بشر در طبیعت هستند، موجودات ژوراسیک صاحبان اصلی زمین قبل از انسان بودهاند. در طول هر دو سری با روایتهایی روبهرو هستیم که کاراکترها دائم در حال مرور این واقعیت در ذهن خود هستند. این واقعیت که بازگشت دایناسورها به زمین لزوماً بهمعنای از بین رفتن نسل انسان نیست، همان چیزی است که سری دوم ژوراسیک در پی آن است.
هستهی اصلی بازیگران سری دوم ژوراسیک از سال ۲۰۱۶ تغییری نکرده است. البته که بازیگران اصلی سری اول این فیلمها نیز حضور دارند. ترکیب بازیگران هر دو روایت در فیلم باعث شلوغی بیشازحد آن در پردهی اول میشود. این مشکل را میتوان در همهی سریهای این مجموعه دید. عدم توازن در تعداد کاراکترها در پردهی اول و دیگر پردهها باعث شده دنیای این فیلمها نه با دایناسورها و نه با انسانها دچار توازن در قاب شود. «کالین ترورو» که کلیهی فیلمهای سری دوم ژوراسیک را کارگردانی کرده است، در همهی این فیلمها دارای نقص عدم توازن است. فیلمهای او نه قدرت این را دارند که دایناسورها را همچون کاراکتری مجزا تصویر کنند و نه میتوانند رابطهای معنادار میان انسان و این موجودات برقرار کنند. دایناسورها در پارک ژوراسیک هم گویی غریب بودند. دایناسورهای ژوراسیک کاراکتر نیستند و فقط همچون غولهایی میمانند که مورد ترحم کاراکتر انسانی قرار میگیرند. کالین ترورو در روایتهای خود سعی دارد دایناسورها را به تمام نقاط زمین بکشاند و از آن رمز و راز موجود در سری اول این فیلمها بکاهد. اما این کار آنها را بیشتر همچون اشغالگرانی نشان داده که در هر فیلم «کلر»، «اوون» و دوستان سعی دارند نجاتاشان دهند. این نوع روایت نخنما با چنین قهرمانهای سینهکفتری از فیلمهای سری دوم ژوراسیک چیزی جز جلوههای ویژهی خوب آن باقی نگذاشتهاند؛ جلوههایی ویژهای که خوب بودن آنها پس از سه دهه لاجرم است و اگر چیزی جز این میدیدیم جای تعجب داشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.