پوستر فیلم گشت‌و‌گذار در جنگل

آقای کولت سِرا، این فیلم شما نبود

گشت‌و‌گذار در جنگل
Jungle Cruise
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

اولین نکته‌ی‌ کاملاً عجیب این فیلم بدون شک کارگردان آن است. اصلاً قصدم بالا بردن سطح متوسط ژاومه کولت سِرا هم نیست اما احترام به مسیر فیلم‌سازی این کارگردان است که باعث شده تا متن خود را با تعجب از مسیر جدیدش شروع کنم. برای درک بهتر سینمای سِرا بگذارید چند فیلم شاخص از سینمای او را با هم مرور کنیم که هر چند آثار متوسطی هستند اما در کنار هم نشان می‌دهند که این کارگردان تا پیش از این مسیر خود را در دنیای دلهره و اکشن پیدا کرده بود؛ یتیم محصول ۲۰۰۹، آب‌های کم‌عمق محصول ۲۰۱۷ و خانه‌ای از موم محصول ۲۰۰۵ از آثار ژانر دلهره‌ی او هستند و آثاری چون بدون توقف محصول ۲۰۱۴، ناشناس محصول ۲۰۱۱ و تمام شب را فرار کن محصول ۲۰۱۵ از آثار دنیای اکشن و هیجان‌انگیز او به‌شمار می‌روند. هر چه در میان این آثار مرور می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که دنیای خشن و بعضاً دلهره‌آور سِرا با دنیای فانتزی و سانتیمانتال دیزنی هم‌خوانی ندارد. اما سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ تا اینجا نشان داده‌اند که چگونه کارگردان‌هایی که در مسیر ساخت آثار قبلی خود موفق بوده‌اند به‌یک‌باره وارد دنیای متفاوت می‌شوند. نمونه‌ی قبلی میکل مارسیمن بود که با فیلم آبکی «خط افق» هر چه رشته بود پنبه شد.
این فیلم هر چه باشد یک اثر سینمایی در کارنامه‌ی کارگردان خود نمی‌تواند لقب بگیرد. چند سالی است که آثار پرخرج دیزنی چندان چنگی به دل نمی‌زنند. دیزنی از زمانی که وارد رقابت تنگاتنگ با غول‌های سینمایی شده است دیگر سنت اصلی خود یعنی «قصه‌گویی» را فراموش کرده است. شاید این دیزنی با آن چیزی که والت دیزنی فقید در ذهن داشت فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد. اما ظاهراً سینمای تجاری معاصر تنها‌و‌تنها به‌دنبال رنگ‌و‌لعاب و بزک کردن آثار است تا نگاه دقیق به فرم سینمایی‌اشان. آیا واقعاً دیگر فرمی باقی مانده است؟‌ هر چه بیشتر در این آثار غوطه‌ور می‌شویم تکنیک‌های سینمایی با اتکا به پرده‌ی سبز جادویی است و نه فرمی که بتوان ساعت‌ها در باب شکل‌گیری آن در ذهن کارگردان بحث کرد. از سویی دیگر رقم‌های قرارداد وسوسه‌‌کننده، بازیگرانی همچون امیلی بلانت را نیز برای حضور در این آثار ترغیب می‌کند.
فیلم «گشت‌و گذار در جنگل» پیش از آنکه یک اثر سینمایی قابل قبول باشد، بیشتر شبیه همان گشت‌زنی در یک دیزنی‌لند است. مخاطب از همان پرده‌ی اول با دیالوگ‌های سرسام‌آور کاراکترها از فیلم فاصله می‌گیرد و مابقی فیلم را برای رسیدن به پایان آن تلاش می‌کند. بگذارید این‌گونه بگویم که با دیدن لوگوی دیزنی در ابتدای فیلم، مخاطب از همان ابتدا می‌داند که فیلم نهایتاً یک شوخی بی‌مزه با سینمای هیجان‌انگیز و ماجراجویی است. مخاطب این سینما معمولاً از کارگردان انتظار دارد که آن لایه‌ی احتیاط دوری از تقابل طبیعت و انسان را کناری بگذارد و شمه‌ای از یک هیجان واقعی را در او زنده کند. اما آثار متأخر دیزنی با دخالت در این ترکیب نه توانسته‌اند کودکان را سرگرم کنند و نه با ترغیب بزرگسالان به تماشای خود چیزی از ژانر سینمایی مد نظر را به آنها ارائه کرده‌اند. به‌نظر دیزنی باید این سیاست یک بام و دو هوا را رها کند و مانند دهه‌های قبل مخاطب خود را در میان کودکان جست‌و‌جو کند.