تصویری کمعمق از رنجهای زنانه
«ژولیت»، شخصیت اصلی فیلم، یک تصویرگر است که پس از سالها زندگی پرمشغله، تصمیم میگیرد به زادگاه خود بازگردد. او در خانه پدری که بعد از طلاق مادرش تنها مانده، سکونت میکند و در حالی که خاطرات گذشته را مرور میکند، تلاش میکند از این دنیای آشفته و گمشده رهایی یابد. در سوی دیگر، خواهر او، «مریلو»، که همسر و مادر دو فرزند است، نیز درگیر بحرانهای زندگیاش شده و دچار سرگردانی است.
«بلاندین لنور»، کارگردانی که با «آنی عصبانی» به خوبی توانسته بود با انتخاب بازیگران مناسب و روایتهای زنده، ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند، در این فیلم نیز با روایتی جدید، به سراغ دنیای زنان دیگر میرود. دنیایی که در آن زنان در میان آشفتگیهای روزمره، زمانی برای خود نمییابند و از دوران کودکی تنها به آنها آموخته شده است که یا باید خواهر کسی باشند، یا همسر و مادر. به نظر میرسد جایگاهی برای خود زنان در این دنیای پیچیده وجود ندارد.
لنور در این فیلم، تلاش میکند تا دو دنیای متفاوت را به تصویر بکشد: دنیای زنان متأهل و مادر، و دنیای زنانی که یا مجردند و این وضعیت را برگزیدهاند، یا بر اثر شرایط مجبور به پذیرش آن شدهاند. مانند تمام فیلمهای قبلی او، ساختار داستانی «ژولیت در بهار» بسیار قوی و گسترده است، اما نقطه ضعف عمده در این روایتها، ناتوانی در ارائه تصویر عمیقتر و واقعیتر از این جهانهای زنانه است.
یکی از مشکلات اصلی آثار بلاندین لنور این است که علیرغم بیان دغدغهها و مشکلات زنان، هرگز به عمق آنها نفوذ نمیکند. او از لحاظ روایتی، دنیای این شخصیتها را به خوبی به تصویر میکشد و سوالاتی درباره هویت و وجود آنها مطرح میکند، اما هرگز قادر به تجزیه و تحلیل عمیقتر این مسائل نیست. مخاطب زمانی که با این روایتها مواجه میشود، احساس نزدیکی و حتی آرامشی در خود مییابد، حتی اگر در حال تماشای مشکلات و رنجهای شخصیتها باشد، اما نمیتواند این احساسات را در قالب واژگان قرار دهد. این اثر مانند تصاویری است که به نظر آشنا میآیند، اما نمیتوانیم به خاطر بیاوریم که دقیقاً از کجا دیدهایم. داستانهای لنور، هرچند که احساسی را در دل مخاطب برمیانگیزد، اما به سرعت فراموش میشوند.
در «ژولیت در بهار»، لنور هیچگاه دلایل واقعی اضطرابها و بحرانهای درونی شخصیتها را به وضوح نشان نمیدهد. بهویژه اضطرابهای ژولیت و خواهرش، مریلو، و همچنین پدر و مادرشان، بهطور سطحی و بدون پرداخت دقیق به تصویر کشیده میشوند. صرف بیان این که آنها در سالهای دور برادر و فرزندی را از دست دادهاند، نمیتواند به طور کامل توضیح دهد که چرا این شخصیتها چنین اضطرابها و رنجهایی را تجربه میکنند. به همین دلیل، علیرغم اینکه فیلم رنجها و ناراحتیها را به تصویر میکشد، قادر به ایجاد ارتباط عمیق میان شخصیتها و مخاطب نمیشود.
در نهایت، «ژولیت در بهار» به خوبی توانسته است دنیای پیچیده و چندوجهی زنان را به تصویر بکشد، اما در انتقال عمق این روایتها و ایجاد ارتباطی واقعی و ملموس با مخاطب، همچنان ضعفهایی دارد که موجب میشود فیلم نتواند تاثیری ماندگار بر جای بگذارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.