پوستر فیلم مسرت

روایت آشفته از سه شخصیت تأثیرگذار در علم پزشکی

مسرت
Joy
محصول ۲۰۲۴ – بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بیوگرافی شخصیت‌های تأثیرگذار علمی و پزشکی در قرن بیستم برای بسیاری از مخاطبان سینما جذاب است. اما بیشتر این بیوگرافی‌ها صرفاً گزارش‌های تصویری و کسالت‌باری از پاره‌پاره‌های زندگی این افراد است. این پاره‌پاره‌ها در سینمای سرگرمی آن‌قدر به یکدیگر شباهت دارند که دیگر تبدیل به کلیشه شده‌اند؛ از زندگی عادی فرد یا اختتامیه‌ی داستان آغاز شده و در نهایت با چاله‌ها و چاه‌هایی که سر راه او قرار می‌گیرد آن موفقیت بزرگ رقم می‌خورد. بسیاری از این بیوگرافی‌ها در حقیقت قرار نیست آن شخصیت یا شخصیت‌ها را از زاویه‌دید جدیدی پرداخت کنند. در این آثار دنیای داستانی به حداقل کاربرد خود می‌رسد و زمانی که اثر تمام می‌شود، گویی مستندی را از یک شبکه‌ی تلویزیونی تماشا کرده‌ایم؛ از آن دست مستندهایی که برخی بازیگران در حین مصاحبه‌ها به‌جای شخصیت‌ها در یک بازه‌زمانی کوتاه و در یک لوکیشن زیست می‌کنند.

این فیلم قرار است به یکی از رخدادهای مهم پزشکی در دهه‌ی ۱۹۷۰ بپردازد؛ لقاح مصنوعی برای زوجینی که قادر نیستند فرزند بیاورند. رابرت ادواردز، جین پردی و پاتریک استپ‌تو طی ۱۰ سال آزمایش‌های بالینی مختلف در نهایت موفق به ثبت اولین تلقیح مصنوعی باروری تخمک بیرون از رحم می‌شوند. آقای «بن تیلور» در این اثر سعی دارد از زاویه‌دید جین پردی وارد ماجرا شود و به‌نوعی دوگانه‌ای که در زندگی خصوصی و حرفه‌ای‌اش ایجاد می‌شود برای این کارگردان مهم است. جین از خانواده‌ای مسیحی و کاملاً در خدمت آموزه‌های کلیسا بوده که به‌عنوان یک پرستار جویای کار به دفتر آزمایشگاهی رابرت ادواردز سر می‌زند تا بتواند به‌عنوان دستیار او شغلی برای خود دست‌و‌پا کند. ورود او با شروع جدی آزمایش‌های بالینی تلقیح مصنوعی مصادف می‌شود و در نهایت او نیز به‌عنوان یکی از این گروه سه نفر برای همیشه نام خود را در تاریخ ماندگار می‌کند.

آقای تیلور در این روایت تکلیف خود را روشن نمی‌کند. او صرفاً در حال گذر از سالی به سال دیگر است و در این بین کمی رفت و  آمد کاراکترها و درگیری‌های مختلف جین را به تصویر می‌کشد. جین در داستان او فرزند زمان است و قرار نیست به‌صورت عرضی پرداخت شود. جین کاراکتر اصلی روایت آقای تیلور است، اما گویی مورد ترحم او نیز هست و همین باعث می‌شود در تماشای این اثر کمی آزار ببینیم. جین عملاً برای آقای تیلور دستمایه‌ای است تا بتواند بیوگرافی این حرکت بزرگ در علم پزشکی را در بی‌خاصیت‌‌ترین شکل ممکن سینمایی کند. آقای تیلور حتی جسارت این را ندارد که کاراکتر جین را بیشتر در معرض این تناقض‌های سنتی و علمی قرار دهد. او فقط از رخدادهای مختلف عبور می‌کند و برای لحظه‌ای از این خط صاف عدول نمی‌کند. جین در این روایت حیف می‌شود. آقای تیلور جسارت درگیر کردن خود با برخی عوامل داستانی را ندارد. او به‌راحتی می‌توانست تنش موجود بین سنت و مذهب با این پیشرفت علمی را وسعت ببخشد. اما این اتفاق رخ نداده و اثر او نیز در نهایت با توضیحاتی الصاق‌شده به پایان می‌رسد؛ توضیحاتی که گویی مانند بسیاری از آثار مشابه پوششی بر ضعف کارگردان در تصویر کردن زندگی یک فرد مشهور یا رخدادی تاریخی است. به‌طور مثال به آثاری چون «مو طلایی» و «ماریا» مراجعه کنید که هیچ‌گاه وارد این نوع کلیشه‌ها نشده‌اند و فیلمسازان از طریق داستان مخاطب را درگیر یک شخصیت می‌کنند. اما در اینجا جین صرفاً حضور دارد و کارگردان هیچ خلاقیتی در پرداخت این شخصیت از خود بروز نمی‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟