پوستر فیلم جانی (یانی)

او من را نجات داد

جانی (یانی)
Johnny
محصول ۲۰۲۳ - لهستان
ژانر درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«یان» کشیش کاتولیک و مهربانی است که مدام با کمک به سالمندان و بیماران تلاش می‌کند قدم خیری در راه خدا بردارد. او برخلاف بسیاری از کشیش‌های دیده شده هرگز زندگی و لذت بردن از آن را منع نمی‌کند و با رقص و نوشیدن و خندیدن هیچ مخالفتی ندارد. به همین دلیل هم کلیسا دل خوشی از او ندارد. دیدار «پاتریک» و یان در مرکزی که یان به تازگی ساخته یکی از اتفاقاتی است که باعث می‌شود یان هرگز از یادها نرود.

سینما در روایت‌های متعددی سعی کرده زندگی افراد تأثیرگذاری چون نخبگان، ورزشکاران، هنرمندان یا دانشمندان را به تصویر درآورد. بیان زندگی این افراد و تصویری که از آنها نشان داده می‌شود می‌تواند فاصله‌ی میان زمان، مکان و شخصیت‌ها را کم کند و باعث شود مخاطب بدون واسطه‌ به زندگی این افراد وارد شده و آنها را بهتر درک کند. «دنیل یاروزک»، کارگردان تازه‌کار فیلم «جانی»، در تجربه‌ی اول فیلمسازی خود سعی کرده زندگی کشیشی معروف را به تصویر درآورد. کشیشی که در زمان حیات باعث بخشیدن زندگی دوباره به جوانان زیادی از جمله پاتریک شده بود.

یاروزک برای بیان روایت خود نیاز به داستان‌سرایی حماسی ندارد. او یک کشیش را آن هم نه کشیشی که واسط خدا و خالق است، بلکه کشیشی که بیشتر یک انسان است تا فردی متعصب و متکبر را به تصویر درآورده که در دنیای واقعی وجود دارد. این فرد نمود عینی دارد و یاروزک کار سختی را از لحاظ داستانی ندارد، اگرچه بسیاری از کارگردانان برای روایت یک زندگی واقعی هم دست بر بخش‌هایی می‌گذارند که اهمیت ندارد و درنتیجه داستان خود را هم بی‌اهمیت و خسته‌کننده در برابر مخاطب قرار می‌دهند. یاروزک اما روایت زندگی یانی را با ضرباهنگی بالا و در زمان‌های مهم زندگی‌اش نشان می‌دهد. او به سرعت یانی را وارد آسایشگاهی می‌کند که با تلاشش ساخته و پاتریک را در این مسیر قرار می‌دهد. حال با ورود پاتریک کار یاروزک آسان‌تر هم می‌شود زیرا اینجاست که درواقع پاتریک شخصیت اصلی داستان است و یانی به عنوان کسی که او را همراهی می‌کند نشان داده می‌شود. مهم‌ترین اتفاقی که در این فیلم رخ داده شرح درست شخصیت‌ها و روابط آنهاست. مخاطب به راحتی می‌تواند پاتریک و تغییر رفتارش را درک کند. یاروزک به آرامی پاتریک را در مواجهه با آدم‌های مختلف قرار می‌دهد و باعث می‌شود مخاطب رفته‌رفته ذات او را درک کند. یانی نیز به عنوان مرکز اصلی داستان به‌خوبی شخصیت‌ها و اتفاقات را به هم ربط می‌دهد و می‌تواند باعث همراهی مخاطب با روایت شود. اینجا ایرادی بر داستان وارد می‌شود و آن هم توجه کمی است که به خود شخصیت یان شده است. درواقع به پاتریک در این فیلم بیشتر پرداخته شده تا یان.

سکانسی که پاتریک ناامید و خسته از دنیا در کنار دریا با خود خلوت می‌کند یکی از زیباترین قاب‌هایی است که یاروزک با دوربین وارونه‌ی خود توانسته دنیای پاتریک را هم آشفته و ناامن نشان دهد. یکی دیگر از نقاط قوت این فیلم  شکسته شدن خط زمانی است. اتفاقات مهمی که اثری بزرگ در مسیر داستان یا بر هر شخصیت مانند پاتریک دارند دیرتر از اثر آن رخ می‌دهند. مثلاً مرگ زن مسن داخل آسایشگاه که پاتریک مانند مادر دوستش دارد دیرتر از اشک‌ و خشم پاتریک از رخ دادن این اتفاق نشان داده می‌شود. در ابتدا فریادها و خشم پاتریک در فضایی که موسیقی آن را احاطه کرده و دیالوگی شنیده نمی‌شود تصویر شده و سپس سکانس مرگ این زن مسن نشان داده می‌شود. این شکسته شدن زمان بارها در مسیر داستان همراه با موسیقی و بدون ردوبدل شدن دیالوگی رخ می‌دهد و توجه مخاطب را بیشتر به خود جلب می‌کند. در نهایت یاروزک با آرامش و بدون هیچ استرسی روایت خود را با نشان دادن تصویر کاراکترهای واقعی پایان می‌دهد و مخاطب بهتر و بیشتر می‌تواند اتفاقات رخ داده را بپذیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟