پوستر فیلم ژان دو باری

هر زردی طلا نیست

ژان دو باری
Jeanne du Barry
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه، بلژیک، بریتانیا
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برخی آثار با اینکه هزینه‌های هنگفتی پشت آن‌ها قرار دارد، اما به‌لحاظ فرم روایی و فرم تصویری توانایی ارائه‌ی تصویری درست از درون‌مایه‌ی خود را ندارند. این آثار پر هزینه عموماً مربوط به درام‌های تاریخی در برهه‌ای از سلطنت پادشاهان قدیمی هستند که هر کدام به‌نوعی سعی دارند از طریق زرق و برق زیاد در میزانسن نظام اشرافی‌گری را تصویر کنند. خانم «ماییون»، بازیگر و کارگردان الجزایری-فرانسوی، در جدیدترین اثر خود به دوران لوئی پانزدهم رفته و سعی دارد بخشی از زندگی سوگلی محبوب این پادشاه با نام «ژان دو باری» را به‌تصویر بکشد.

خانم ماییون برای اثر خود و گذر از دوران کودکی و نوجوانی ژان از راوی استفاده می‌کند تا او را به لحظه‌ی اولین ملاقات با پادشاه برساند. آنچه در این سکانس‌ها می‌بینیم فقط از درون جملات راوی برمی‌آیند و قاب‌ها بسیار عقیم‌تر از آن چیزی هستند که بخواهند ذهن مخاطب را درگیر خود کنند. ماییون در اثر خود عجله‌ی بسیار زیادی دارد که به پله‌های کاخ ورسای و محوطه‌ها و اندرونی‌های قصر برسد تا ۲۲ میلیون دلار هزینه‌ی فیلم‌اش را به رخ تماشاگر بکشد. طراحی لباس، جواهرات، میزانسن‌هایی که با پس‌زمینه‌ی دیوارها و سقف‌های منقش این کاخ باعث جذاب شدن قاب‌ها می‌شوند. اما مشکل اینجاست که خانم ماییون در روایت خود چیزی غیر از مصاحبه‌اش نشان می‌دهد. او در مصاحبه‌ای عنوان کرده بود که از سال ۲۰۰۶ و پس از تماشای فیلم «ماری آنتوانت»، اثر سوفیا کاپولا، در صدد ساخت اثری با محوریت ژان دو ماری بوده است و از همان زمان تحقیق‌های خود را شروع کرده است. اما آنچه در روایت این کارگردان می‌بینیم انتخاب نادرست نقطه‌های روایت در زندگی این زن، عدم احاطه روی کاراکترهای فرعی و در نهایت نابلدی تاریخ است که باعث شده روایت او بیشتر تبدیل به یک عاشقانه‌ی درباری کاملاً محتاطانه شود. ماییون نه آن‌قدر جسارت دارد که فساد اخلاقی جامعه‌ی اشرافی را تصویر کند و نه آن‌قدر توان پیشبرد روایت را طبق ذهنیات خود دارد. ما در این روایت چیزی جز اکستریم‌لانگ‌شات‌ها و لانگ‌شات‌ها، کلوزآپ‌ها و مدیوم‌شات‌ها و در نهایت لو-انگل‌هایی که همه‌اشان به‌درد یک تور یک روزه در کاخ ورسای می‌خورند نمی‌بینیم. خانم ماییون آن‌قدر محو فلیمبرداری در این کاخ شده است که دیگر بخش‌های زندگی ماییون را فراموش می‌کند و گویی وقتی ژان را به درون صومعه می‌برد، خودش هم دوست ندارد به‌اندازه‌ی یک سکانس در آنجا اتراق کند. ماییون قصد دارد کل زندگی این زن را تصویر کند، اما هنگامی که فیلم‌اش در برابر ما قرار می‌گیرد شاهد سکانس‌هایی در باب خنده‌ها و عشق‌بازی‌های محتاطانه‌ی ژان و لوئی هستیم و چند سکانس لایی هم از کاراکترهای فرعی به‌دردنخوری می‌بینیم (البته در این روایت) که دوباره ما را به درون سکانس‌های مشخصی می‌برند تا خانم ماییون از تور خود در کاخ ورسای لذت ببرد.

ماییون باید بداند که سینما محل عشق‌بازی او با ورسای و دیگر مکان‌های تاریخی فرانسه نیست. مخاطب سینما از او روایت می‌خواهد؛ ‌مخاطبی که در طول تاریخ سینما بارها در برابر داستان زندگی ژان دو باری قرار گرفته است و حال از این کارگردان انتظار دارد در سال ۲۰۲۳ و با این همه هزینه روایتی در خور را شاهد باشد. فیلم «یوزپلنگ» ویسکونتی مربوط به بیش از نیم‌قرن پیش می‌شود و هنوز هم در نظر مخاطب سکانس رقصی را تصویر می‌کند که هیچ اثری حتی نتوانسته این تنوع و شکوه را در قاب خود بیاورد و در کمال تعجب ما در فیلم ماییون حتی یک صحنه‌ی رقص هم نداریم؛ آن رقص‌های مجلل اشرافی. ای کاش ماییون به‌جای تماشای بری لیندون، ماری آنتوانت، و مرگ لوئی چهاردهم حداقل یک‌بار اثر ویکسونتی را تماشا می‌کرد تا به‌جای محو شدن در زرق و برق و میزانسن‌های چشمگیر، کمی هم سینما برای مخاطب روایت کند. در هر حال باید گفت که این فیلم اثری پر زرق و برق است که در نگاه اول چشم را خیره می‌کند، اما زمانی که عینک سینما را به چشم می‌زنیم با فلزی مواجه می‌شویم که آن را روکش طلا کرده‌اند و قصد دارند به‌جای طلای ۲۴ عیار به مخاطب عرضه کنند.

لینک مرور فیلم در کانال یوتوب:
https://youtu.be/BHFWnVL0SIQ?si=3cgIlJn6-AFpOqmq

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟