هندیهای هالیوودی
سالهاست که بخش زیادی از آثار جریان اصلی هالیوود درگیر مبحث تنوع نژادی و جنسیتی هستند و هر بار با هر اثر مخاطب سینما را ناامیدتر کردهاند. هالیوود ابتدا باید این را بپذیرد که کل ساکنان ایالات متحده، بهجز بومیان این سرزمین، بخشی از این تنوع نژادی هستند. آنها گزاره را در ذهن خود درست مطرح نکردهاند. هالیوودنشینان بر این باورند که چشمآبیها ابتدا همهجای آمریکای شمالی بودهاند و حال با توجه به سیاست تنوع نژادی دولت آمریکا باید به دیگر نژادها نیز ترحم کنند و برای آنها محبت جذب کنند. بههمین دلیل است که سیاهپوستان و آسیاییها در بیشتر آثار هالیوود در کالبد کاراکترهایی ظاهر میشوند که باید خود را به چشمآبیها اثبات کنند. حال حساب کنید که اجتماع هندی هم بخواهد در این بین دستی بر آتش داشته باشد و هالیوود نیز آن استقبال کند. نتیجهی این ترکیب ناموزون تبدیل به فیلم اول آقای «بیشال دوتا» میشود.
این فیلم همانطور که انتظار میرود در باب یک دختر نوجوان هندی و پدر و مادرش است که به تازگی به ایالات متحده مهاجرت کردهاند. در جایجای اثر جز وابستگی زرد و بیرمق کارگردان به کلیشهها چیزی نمیبینیم. دختر نوجوان لوس و بیحوصله از مادری که به سنت هند وابسته است دوری میکند و سعی دارد به هر نحوی خود را میان دوستان چشمآبی و سفیدپوستاش جا کند. نام این دختر «سمیدا» است. آقای دوتا ظاهراً چندان حوصلهی تست بازیگری نداشته است و صرفاً هر که را اصالتی هندی داشته انتخاب کرده تا اثرش را هر چه سریعتر بسازد. در هر حال او با این بازیگران نابازیگر وارد داستان خود میشود.
روایت آقای دوتا منحصربهفرد نیست. او همان لولوخورخورهی معروف را تغییر هویت داده و ناماش را «پیشاش» گذاشته است. تفاوت پیشاش و لولوخورخورهی معروف یا همان بوگیمن در این است که این شیطان بهجای انتزاع همچون گودزیلا حمله میکند و چاقوکش خوبی هم بهنظر میرسد. آقای دوتا برای اینکه مخاطب را از ضعف چهرهپردازی و جلوههای ویژهی خود ناامید نکند، سعی دارد پیشاش را فقط درون سایهها تصویر کند و در روشنای نور طبیعی و مصنوعی او را نامرئی کند. اما این حربه بیشتر بالیوودی بهنظر میرسد و کارگردان هندیالاصل با همان تفکر پیشاش را به جان این شهر میاندازد. آنچه دراین میان مضحک بهنظر میرسد منطق روایی کارگردان جوان است که باید گفت در حقیقت هیچ منطقی پشت داستان او نیست. پیشاش در این اثر بهراحتی می توانست از طریق دلهرهی فولکلور هندی و در بطن این جغرافیا در برابر مخاطب قرار بگیرد. دیگر نیازی به این نگاه نژادی و مهاجرتی و انزوای حاصل از دوری از خانه نبود. در هر حال فیلم آقای دوتا در برزخ میان هایلوود و بالیوود گیر افتاده است و کمی از این و کمی از آن قرض گرفته تا چهرهی فرنکشتاینیاش کامل شود. اما همانگونه که انتظار میرود این فرنکشتاین به اولین نفسهای خود نمیرسد و قرار نیست پیشاش این قصه در ذهن مخاطب سینمای دلهره جایی پیدا کند. تنها حسن این اثر برای مخاطب آشنایی با نام بوگیمن هندی بود که در آینده انتظار داشته باشد کارگردانی خوشقریحه با گروهی حرفهایتر به آن ورود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.