آن هنگام که اکنون گذشته میشود و گذشته اکنون
ردپای شکسپیر و آثارش در سینمای «ماتیاس پینیرو»، کارگردان آرژانتینی، بهوضوح مشخص است. این کارگردان آرژانتینی سعی دارد در فضایی پستمدرن علاقهی خود را به دنیای شکسپیری نشان دهد. او در فیلم جدید خود نیز در همین مسیر گام برمیدارد. «ماریل» زنی جوان است که به پیشنهاد یکی از دوستان قرار است در تست بازیگری یکی از نقشهای نمایشنامهی «قیاس برای قیاس» شرکت کند. روایت پینیرو از همان ابتدا با مونولوگی در باب تردید آغاز میشود و در ادامه سعی دارد ماریل را به یقین برساند.
سینما دنیای جادوست و در این دنیا میتوان با یک برش حال را به گذشته و برعکس تبدیل کرد. فیلم «ایزابلا» در کل زمان خود همین کار را میکند. بههمین سبب در کل فیلم با شکست زمان مواجه هستیم. تقابل ماریل و دختری با نام «لوسیانا» که هم مشوق او برای پذیرفتن این نقش است و هم رقیب او در این مسیر بهحساب میآید، پردهی دوم روایت را از آن خود کرده است. پینیرو در همین مدت ۶۸ دقیقه مخاطب خود را گاه در دنیای ژاک ریوت و فیلم «سلین و ژولی به قایقسواری میروند» غرق میکند و گاه او را در برابر دو کاراکتر همانند شخصیتهای فیلم «بزرگراه مالهالند» لینچ قرار میدهد. اما این فیلم تفاوتی اساسی با دو اثر ذکرشده دارد و آن پرهیز کارگردان از ورود به دنیای سورئال محض است. دنیای ماریل در این فیلم کاملاً قابل لمس است؛ او پولی ندارد و بدون اینکه کار مشخصی داشته باشد همیشه برای گرفتن قرض به برادر رو میآورد. دنیای او را تردید فرا گرفته و شاید باید به مرحلهای برسد که هر ۱۲ سنگ را به درون آب بیندازد و زندگی جدیدی را از سر گیرد. اما کارگردان آرژانتینی در برابر این باور ماریل آنتیتز لوسیانا را قرار میدهد. لوسیانا در این روایت کاراکتر ضدقهرمان نیست. او صرفاً دختری جوان است که از قضا در بازیگری موفق است و در نقطهی مقابل ماریل قرار دارد. پینیرو سعی دارد تردید ماریل را از طرق لوسیانا به یقین بدل کند. به نماهای آمدوشد لوسیانا در خیابان توجه کنید. کارگردان این آمدوشدها را در میان سکانسهای خود جای داده است و گویی گامهای محکم لوسیانا همان یقین گمشدهی ماریل است. پینیرو حتی دلواپسی و اضطراب را نیز از کاراکتر خود دریغ کرده است و در فضایی کاملاً مونوتون گاه گذشته را بهتصویر میکشد و گاه اکنون را. فیلم او جریان سیال ذهن در شکستن زمان است. زمان در این فیلم همچنان خطی است، اما کارگردان این خط را در یک نقطه تکهتکه میکند.
فیلم «ایزابلا» در باب تردید و گذر انسان از آن است. فیلم گزارهای را طرح میکند و در ادامه بر اساس استدلالهایی به نتیجهگیری میرسد. حال این نتیجهگیری میتواند همانند تعریف لوسیانا ابزورد باشد یا همچون هیجان لحظهای ماریل تبدیل به باوری راسخ برای تغییر شود. هر چه هست، در فیلم جدید آقای پینیرو باز هم این انتخاب انسان است که تعیینکنندهی تصویر نهایی رخدادهاست؛ همچون کادرهای مقوایی تودرتویی که تا انتهای فیلم کامل میشوند تا مونولوگ ابتدایی را در داخلیترین لایهی خود بهتصویر بکشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.