پوستر فیلم ماسک آهنی

کارگردان در انتزاع خود گم شد

ماسک آهنی
Iron Mask
محصول ۲۰۲۴ – کره‌ی جنوبی
ژانر درام، ورزشی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

ورزش رزمی «کن‌دو» از سال ۱۹۲۰ با این نام در ژاپن معروف شد و تا کنون طرفداران بسیار زیادی را در سرتاسر جهان به خود جذب کرده است. این ورزش نمونه‌ای از شمشیربازی ژاپنی است که در آن از ماسک آهنی، گارد بدن، دستکش و شمشیری از جنس چوب بامبو استفاده می‌کنند. فیلم کره‌ای «ماسک آهنی» به‌نوعی سعی دارد از طریق روایتی انتزاعی در ذهن یک ورزشکار جوان کن‌دو به درون روح این ورزش برود. برای وارد شدن به یک ورزش خاص مانند کن‌دو باید مخاطب را درون روایت گم کرد تا بتوان از او درخواست درگیر شدن در پیچ‌و‌خم‌های روایی را داشت. اما فیلم کره‌ای در بطن روایت خود و تقدیمی‌اش به این ورزش رزمی فاصله‌ای ایجاد می‌کند که تقریباً هیچ مخاطبی را میل همراهی با آن نیست.

داستان در باب جوانی با نام «کیم جه وو» است که به اردوی تیم ملی کن‌دو برای شرکت در مسابقات جهانی دعوت شده است. از میان دعوت‌شدگان در نهایت چهار نفر به مسابقات اعزام خواهند شد. اما جه وو هدف دیگری در سر دارد و آن انتقام از ورزشکاری با نام «تا‌ی‌شو» است که چند سال قبل به‌طور تصادفی باعث مرگ برادر بزرگ‌‌اش شده است. پدر جه وو یکی از اساتید به‌نام کن‌دو در سطح کره‌ بوده است. کارگردان تمام این خرده‌روایت‌ها را از طریق فلش‌بک‌های ذهنی جه‌ وو به گذشته و انتزاعات ذهنی او هنگام دوئل‌های‌اش با تای‌شو تصویر می‌کند.

ضربآهنگ اثر به‌سبب اینکه در حال تصویر کردن یکی از هنرهای رزمی خلسه‌گونه است بسیار ملایم به‌نظر می‌رسد. اما کارگردان جوان کره‌ای قدر این دنیای وسیع را نمی‌داند. او خود را در انتزاع رقابت و انتقام جه وو گم می‌کند و این گمشدگی عمدی نیست، بلکه به‌سبب غریب بودن کارگردان در دنیای این ورزش رزمی و روح کاراکتر اصلی‌اش است. این فیلم به‌سبب انتخاب برخی زاویه‌های دوربین، فضای سرد و خاکستری و نقش‌آفرینی بازیگران قابل تأمل است، اما نقطه‌ای که بتواند این ویژگی‌های مثبت را در ساختار تکنیکی و فرمی روایت به یکدیگر متصل کند وجود ندارد. روایت این فیلم در کلیت خود منفصل از اجزای تشکیل‌دهنده است. مخاطب ناآشنا به ورزش کن‌دو حتی برای لحظه‌ای نمی‌تواند ارتباطی از جنس دیگر آثار هنرهای رزمی با فیلم برقرار کند. او در این اثر صرفاً یا در انتزاع ذهنی جه وو به‌سر می‌برد یا با زاویه‌های متعدد کارگردان از پشت ماسک جه وو وارد دوئل‌ها می‌شود. در این میان دیگر نه خبری از تمرینات این ورزشکاران در اردوی تیم ملی را شاهد هستیم و نه تعامل‌های این بازیگر با دیگر کاراکترهای مکمل را می‌توان نظاره کرد. کاراکترهای فرعی در این روایت همان کاراکترهای کاغذی بسیاری از آثار هستند که گویی فقط باید در خدمت میزانسن باشند و نه پیشبرد روایت. کارگردان حتی برای لحظه‌ای به خود اجازه نمی‌دهد وارد فضای خصوصی تای‌شو شود، چرا که از همان ابتدا سنگ بنای روایت را روی رازآلود بودن این کاراکتر نهاده است. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و تای‌شو حتی به مراحل ابتدایی رازآلود بودن هم نمی‌رسد. سردرگمی کارگردان در روایت و شخصیت‌پردازی نفس اثری را که می‌توانست تأثیرگذار باشد گرفته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟