پوستر فیلم مدرک نامرئی

تلاش برای جبران اشتباه

مدرک نامرئی
Invisible Evidence
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«وو های-تو» سه سال پیش در یک سانحه‌ی رانندگی برادر کوچک‌اش را از دست می‌دهد و خودش نیز نابینا می‌شود. او پیش از آن یکی از نیروهای خوب پلیس بوده است. وو که خود را در مرگ برادر مقصر می‌داند حالا سعی می‌کند دوباره به نیروی پلیس بازگشته و کار مفیدی انجام دهد، اما با شرایطی که دارد، پلیس او را نمی‌پذیرد. یک شب هنگام بازگشت از خانه‌ی پدر، سوار تاکسی می‌شود؛ تاکسی‌ای که راننده‌ی آن همان کسی‌ست که باعث گم‌شدن دختران جوان زیادی شده است. او در اثر یک اتفاق از دست این مرد جان سالم به در می‌برد و خود را به‌عنوان شاهد به مرکز پلیس معرفی می‌کند. در این میان پسر جوان دیگری به‌نام «هِی» نیز خود را به عنوان شاهد به پلیس معرفی می‌کند.
شخصیت‌های زیادی بوده‌اند که علی‌رغم نابینابودن اما از دیگر حس‌هاشان به‌خوبی استفاده کرده و هوش خود را نشان داده‌اند. یکی از معروف‌ترین این شخصیت‌ها «کلنل اسلید» است در فیلم «بویِ خوشِ زن»؛ محصول ۱۹۹۲، که با استفاده از این حس همواره دیگران را تحت‌ تأثیر خود قرار می‌داد؛ به‌ویژه زنان را. تلویزیون و سریال‌های آن نیز از این شخصیت‌ها غافل نبوده‌اند. «مایک لانگ استریت» در سریال «لانگ استریت»؛ محصول ۱۹۷۱، مامور تحقیقات بیمه‌ است که بعد از یک بمب‌گذاری همسرش را از دست داده و نابینا می‌شود. بعد از این اتفاق است که او سعی در یافتن بمب‌گذار و انتقام از آن می‌کند.
در فیلم «مدرک نامرئی» وو پلیسی که به اجبار از کارش کنار گذاشته شده، خود را درکنار قاتلی سریالی می‌بیند و اما بعد از رهایی از دست او نمی‌تواند به‌راحتی از کنار این اتفاق بگذرد، پس تلاش می‌کند با یادآوری دقیق اتفاقاتی که آن شب در تاکسی برای‌اش رخ داده، زنِ کارآگاه جوان را در راه یافتن او کمک کند. فیلم به‌خوبی شخصیت‌ وو و های را به بیننده نشان می‌دهد. دلیل درگیر شدن هر دو این شخصیت‌ها در این مسیر نیز کاملاً قابل‌قبول است. روایت فیلم خطی و ساده بوده و پیچیدگی‌های آن‌چنانی که بتواند بیننده را گیج کند هم در خود ندارد، به همین دلیل بیننده می‌تواند با آن به‌راحتی ارتباط برقرار کند. اگرچه داستان غیرقابل‌پیش‌بینی نیست و می‌توان پایان آن را حدس زد، اما مسیر رخداد اتفاقات جذابیت‌های خاصی دارد، چنان‌که در چندین تعقیب‌و‌گریز که قاتل با مقتولین‌اش و به‌ویژه این دو شخصیت اصلی داستان دارد به‌خوبی می‌توان احساس اضطراب و ترس را تجربه کرد. موسیقی نیز در این اتفاقات تعلیق خاص این سکانس‌ها را ایجاد می‌کند. اینکه وو نابیناست به داستانِ فیلم جذابیتی بیشتر را داده و تعقیب‌وگریزها را از حالت عادی خارج کرده و اضطراب بیشتری را ایجاد می‌کند.
فیلم «مدرک نامرئی» اما آن‌گونه که دو شخصیت قهرمان خود را به‌خوبی نشان داده ، نتوانسته شخصیت ضدقهرمان و قاتل خود را به خوبی نشان دهد. شناخت این شخصیت و دلیل تبدیل‌شدن این فرد به این شخصیت نیز نامفهوم و غیرقابل درک است. اگرچه در سکانسی کوتاه اشاره‌ی کلی به دلیل قاتل‌شدن این شخصیت می‌شود، اما پرداخت نشدن به همین سکانس کوتاه دلیل قاتل را برای انجام کارهای‌اش زیرسؤال می‌برد. حتی اینکه در سکانس‌های ابتدایی این مرد را در حال خوردن چشمانِ قربانیان‌اش می‌بینم هم ایجاد ابهام در روایت داستان کرده است و فیلم دلیلی برای این کار نیز اراپه نمی‌دهد. به طور کلی فیلم «مدرک نامرئی» دارای ابهامات جزئی‌ای است، اما می‌تواند بیننده را به‌راحتی مشغول کرده و در سکانس‌هایی ترس را نیز به او القا کند.