حدود چند ماه پیش بود که فیلم جدیدی از کارگردان سینمای مستقل کرهی جنوبی، «هون سانگسو»، را با نام «زنی که فرار کرد» مرور کردیم. حال و پس از اتمام جشنوارههای مهم سال ۲۰۲۱، فیلم دیگری از او روی پرده رفته که مانند اثر قبلی یک کار مینیمال و رها شده در فضای انتزاعی ذهن است.
«یونگهو» و دوستدخترش در حال رفتن بهسمت مطب پدر یونگهو هستند. یونگهو از دوستدختر خود میخواهد که کمی منتظر او باشد و برش. فیلم برای آنکه بیشازپیش پیچیده شود با دعا خواندن پدر یونگهو در دفتر کارش آغاز میشود. تلفیق صحنهها در ده دقیقهی ابتدایی فیلم نوید یک درام ساده و در عین حال پیچیده را به ما میدهد. کاراکتر مرکزی فیلم یونگهو است اما برای وصل کردن تمام اتفاقات فیلم به یکدیگر نیاز است تا تمام کاراکترهای اطراف او را کاملاً درک کنیم؛ مرد بازیگر میانسال، مادر، پدر و در نهایت دوستدختر یونگهو.
این فیلم از خط مستقیم روایت پیروی نمیکند. همانطور که در بالا اشاره کردم با درامی مواجه هستیم که تکههای زمانی از این سو و آنسو روایت را تشکیل میدهند. یونگهو گاه در مطب پدر، گاه در آلمان برای دیدار با دوستدخترش، گاه بیرون از شهر و کنار ساحل دریاست و گاه هیچجا نیست. او همچون ذهنی سیال به این سو و آن سو میرود. کدام اتفاق ابتدا رخ داده را نمیدانیم! آیا دوستدخترش او را رها کرده؟ آیا او پیش از تمام این رخدادها خودکشی کرده و دیگر نیست و این ذهن اوست که سرگردان در میان اتفاقات زندگیست؟ یا با رؤیاهای یک ذهن آشفته سروکار داریم؟ کارگردان به هیچکدام از این پرسشها پاسخ نمیدهد و در عوض با آرامش تمام ما را وارد هر کدام از این ماجراها میکند.
همانطور که اشاره شد با اثری بسیار ساده مواجه هستیم. کارگردان رنگ را از اثر خود گرفته تا مخاطب بیشازپیش در این فضا غرق شود. او تمام سعی خود را کرده تا از سادهترین دیالوگها برای منحرف نکردن ذهن مخاطب از تصاویر استفاده کند. یونگهو شاید بخش دیگری از کاراکتر فیلم «زنی که فرار کرد» باشد اما در اینجا میان فضاها سرگردان است. زمانی که استفادهی هوشمندانهی یک فیلمساز از جریان سیال ذهن را، آن هم به این سادگی، شاهد هستیم میتوان چنین گفت که با سادهترین ابزار میتوان قابی رؤیایی بست. به فیلم دقت کنید؛ نه نشانی از فلو شدن تصاویر است و نه نشانی از کانتراست بالای رنگ و نه ردپایی از جلوههای ویژه برای مالیخولیایی کردن اثر بهچشم میخورد. فیلم همین تصاویر خالص و قابهای سادهای است که مقابل ما قرار دارد. سینمای مستقل و کمبودجه همیشه برای ما شگفتیهایی از این دست دارد و همچنان باعث میشود از تماشای سینما لذت وافر ببریم.