پوستر فیلم درون بیرون ۲

اثری وجودگرایانه که مسیر خود را به‌خوبی می‌شناسد

درون بیرون ۲
Inside Out 2
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«پیتر داکتر» نیازی به معرفی دارد؟ او که طی دو دهه‌ی اخیر همه‌ی بزرگ‌ترین آثار انیمیشن هالیوودی را روی پرده برده؟ از خلق داستان تا کارگردانی یا نهایت یکی از عوامل تهیه. به آثار او که می‌نگریم می‌توان رد پایی از امضای مردی که هم فلسفه می‌داند و هم هنر را در آن‌ها دید؛ به‌اضافه‌ی مشتقاتی از خاطرات دوران کودکی. «کارخانه‌ی هیولاسازی»، «بالا» و «روح» و قسمت اول «درون بیرون» در سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهند که این مرد همه‌ی مسیرها را برای موفقیت به خوبی می‌شناسد. اما «درون بیرون» او درون‌مایه‌ی معنادار دیگری داشت و گویی از دل جمله‌ی زیبا و کاربردی بکت «شادی بدون درد وجود نداره» بیرون می‌آمد. مخاطب در این انیمیشن با شکل‌گیری اجزای ذهن دختری با نام «رایلی» مواجه بود که از بدو تولد و اولین خنده‌ها تا دوران کودکی او در اتاق فرمان ذهن‌اش مشغول کنترل عواطف و احساسات او بودند. آقای داکتر این را فراموش نکرده بود که رایلی را همچون انسان و نه یک ربات به مخاطب خود ارائه دهد و این همان چیزی بود که باعث می‌شد اثر او ورای یک اثر صرفاً سرگرمی باشد. کاراکترها در انسان‌محورترین حالت هستی شخصیت‌پردازی شده بودند و آقای داکتر نیز با اضافه کردن درون‌مایه‌ی شادی و رنج بکت آن را تبدیل به طلایی ناب می‌کرد.

حال در برابر فیلم دومی قرار داریم که آقای پارکر سکان هدایت آن را به دست «کلسی مان» سپرده است. کلسی مان در همان خط حرکت می‌کند و سعی ندارد داستان اصلی را با هر گونه انحرافی دست‌مایه‌ی تغییر کند. او در عوض وارد اولین روزهای بلوغ رایلی شده و مخاطب را با تغییری که هر کدام از ما در هنگام ورود به نوجوانی تجربه می‌کنیم مواجه می‌کند. آن دکمه‌ی قرمز «بلوغ» را در انتهای روایت قبلی که به یاد دارید؟ آژیر قرمز و تغییر ریل زندگی رایلی با به صدا در آمدن این آژیر آغاز می‌شود. احساسات متناقض جدید وارد می‌شوند و حال در کنار ترس، شادی، نفرت و خشم شاهد خلق اضطراب، شرم، حسادت و کسالت هستیم که ترکیب این احساسات در یک زمان گویی همان نوجوان عاصی، زودرنج و در نهایت خودخواه را خلق می‌کنند. آقای داکتر در روایت خود با همان تم بکتی مخاطب را درگیر می‌کند؛‌ ترسیم بدترین شرایط و گاه سیاه‌ترین موقعیت‌های یک کاراکتر انسانی در ظرفی مملو از بذله‌گویی و شوخی‌هایی که مخاطب را وادار به خنده‌هایی از ته دل می‌کند.

ساختار این انیمیشن شاید مخاطب خود را در جامعه‌ی بزرگسالان پیدا کند و نه نوجوانان؛ پدران و مادرانی که در حال سر و کله زدن با روزها و ماه‌های اول بلوغ فرزندان خود و ورود به دنیای عصیان‌گر نوجوانی هستند. در این دو انیمیشن با آثاری مواجه هستیم که خالقان آن‌ها به درک ماهیت درستی از انسان در همه‌ی سنین رسیده‌اند و در وجودگرایانه‌ترین حالت ممکن که انسان را مرکز هستی قرار می‌دهد دست به واکاوی ذهن رایلی کرده‌اند و آن را در برابر مخاطب قرار داده‌اند. شاید این بزرگی تفکر آقای داکتر است که چنین اثری را از ذهن توانای انسان در مسیر سنگلاخی دیزنی روی پرده برده است. انیمیشن «درون بیرون» زیباست، چون تعریف درستی از انسان دارد. این اثر انسان را از درون نیستی به هستی آورده و هیچ کاری با داستان‌سرایی‌های مختلف در باب آن نیستی ندارد و فقط به هستی انسان کار دارد. به همین سبب است که در فیلم دوم تعریف‌های ابتدایی باورهای ذهنی و هویت در حال شکل گرفتن هستند و ذهن رایلی گویی در حال آزمون و خطاست؛ آزمون و خطایی از جنس انتخاب. ریزبینی کارگردان در پررنگ و کمتر شدن تأثیرات محیط پیرامون را می‌توان از طریق کوچک و بزرگ شدن سرزمین‌های مختلف در ذهن رایلی مشاهده کرد؛ جایی که جزیره‌ی خانواده در حال کوچک‌تر شدن و تأثیرپذیری از دوستان در حال بزرگ شدن است.

اما اگر قرار بود به اثر اول نمره‌ی کامل بدهیم، این اثر باید به‌مراتب از اثری که آقای داکتر سکاندارش بود نمره‌ی پایین‌تری بگیرد؛ ‌آن هم به دلیل چربیدن برخی سیاست‌های امروزی دیزنی در طراحی برخی کاراکترها و موقعیت‌ها و اضافه کردن‌ یا به‌قولی اماله کردن‌اشان به درون اثر.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟