پوستر فیلم طوفان ابدی

این اقتباس‌های دم دستی

طوفان ابدی
Infinite Storm
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«ماوگوژاتا شوموفسکا»، کارگردان زن لهستانی، آثار قابل احترامی را در کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود دارد؛ «بدن»، «چهره‌ها»، «هرگز دوباره برف نخواهد بارید». این کارگردان لهستانی هم در ایالات متحده فیلم ساخته و هم در کشور زادگاه خود. او در آثار خود تنوع ژانری هم دارد، اما در نهایت می‌توان او را کارگردانی دانست که با تأمل درامی با ضربآهنگ ملایم را روی پرده می‌برد. در کمال تعجب او در جدیدترین اثر خود یک روایت هالیوودی و اقتباسی را روی پرده برده است. اینکه می‌گویم در کمال تعجب بدان معناست که چنین اقتباس‌های گزارشی از یک شخصیت حقیقی و واقعیتی که منجر به تغییر زندگی او شده است حداقل کار کارگردانی چون شوموفسکا نیست. او حتی سعی نکرده از دنی بویل و فیلم ۱۲۷ ساعت الهام بگیرد و اثر خود را با همان نگاه مخصوص‌ به یک کارگردان کاربلد روی پرده ببرد.
«پم» زنی تنهاست که در همپشایر زندگی می‌کند. او عضو تیم جست‌وجو و نجات کوهستان است. فیلم درست از زمانی آغاز می‌شود که در یک روز زمستانی و سرد او در حال عزیمت به کوهستان است. از افتتاحیه و گذر ساعت و گزارش هواشناسی به این پی می‌بریم که با یک اثر هیجان‌انگیز مواجه هستیم. شوموفسکا اتفاقاً در شروع اثر خود کمی وابسته به ۱۲۷ ساعت دنی بویل است. اما مشکل اینجاست که اثر خانم شوموفسکا عاری از هر تعلیق و هیجانی است. او تا جایی که توانسته سعی دارد در فضای واقعی طبیعی و به‌دور از پرده‌ی سبز روایت خود را تصویر کند.
پم پا به کوهستان می‌گذارد و با یک ماشین پارک‌شده در پارکینگ مواجه می‌شود. او وارد مسیری می‌شود که احتمال می‌دهد آن فرد از آنجا عبور کرده است. زمانی که به فرد مورد نظر می‌رسد، او را با کتونی و بدون تجهیزات لازم برای حضور در کوهستان برفی مشاهده می‌کند. این مواجهه به بدترین شکل ممکن رخ می‌دهد. گویی کارگردان هیچ درکی از تعلیق و نقاط عطف آثار هیجان‌انگیز ندارد. فیلم خانم شوموفسکا بسیار ساده‌انگارانه در حال گزارش واقعیتی است که چند سال پیش در این کوهستان رخ داده است. این فیلم همچون یک خط صاف و بدون هیچ اوج و فرودی تا انتها به مسیر خود ادامه می‌دهد. پس از دیدن فیلم بهترین توصیه به خانم شوموفسکا این است که ای کاش با یک مصاحبه‌ی مستند و ۱۵ دقیقه‌ای این رخداد را گزارش می‌کردید. دیگر نیازی به این روایت مونوتون و سرد نبود.
فیلم «طوفان‌های باید» سعی دارد انسانی را به‌تصویر بکشد که در مواجهه با یأس و افسردگی است. او مادری است که دو کودک خود را به‌دلیل نشت گاز از دست داده است. حتی بازی «نائومی واتس» که طی چند سال اخیر تجربه‌ی زیادی در آثار هیجان‌انگیز دارد نیز نتوانسته فیلم را از سردی و یکنواختی نجات دهد. اینکه کارگردان ادعا کند که قصد داشته درامی اخلاقی را روی پرده ببرد گزافه‌گویی است. چون او در پرده‌ی دوم خود سعی دارد تا جایی که می‌تواند هیجان و تعلیق را به فیلم تزریق کند. اما موفق نیست و نمی‌تواند حتی برای یک صحنه چنین هیجانی را وارد اثر خود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟