پولهای پخششده بر روی زمین و غرق در خون اولین نمای فیلم است. مردی روی صندلی بیحرکت افتاده و دختری در حال فیلم گرفتن از خودش است. «آریل» دختر نوجوانیست که مادرش با مردی غیرقابل تحمل ارتباط دارد. او سرکش است و همواره در حال نوشیدن یا سیگار کشیدن است و بیشتر اوقاتاش را نیز در حال گشتگذار در اینترنت و اینستاگرام سپری میکند. او آرزوی مشهور شدن دارد. او مدت زمان زیادیست که در یک غذاخوری کار میکند و پول جمع کند تا از اینجا برود و به رویایاش برسد. آریل با «دین»، پسر جوانی که با عفو مشروط از زندان آزاد شده و حالا با پدر بداخلاقاش زندگی میکند، دوست میشود و رابطهی عاشقانهی آنها شروع میشود.
بیننده با دیدن این سکانسها و اتفاقات اولیه تصور میکند باز هم با یک فیلم تکراری از تلاشهای یک نوجوان برای رفتن از محل زندگیاش مواجه است. اما بهیکباره فیلم تغییر رویه داده و بیننده را مانند تمامی آن فالوورهایی که در ادامهی فیلم آریل و دین را دنبال میکنند، دچار شوک میکند. آن دو در اثر اتفاقاتی از خانه فرار میکنند و بهخاطر نداشتن پول به یک مغازه دستبرد میزنند. آریل که سودای مشهور شدن در سر دارد از این دزدی فیلم گرفته و در صفحهی اینستاگرامی جدیدش قرار میدهد. فالوورها هجوم میآورند و آریل خود را به سودا و آرزویی که همیشه داشته است، نزدیک میبیند. این سودا هم هر روز بیشتر و بیشتر او را در خود گرفتار میکند.
اتفاقات داستان فیلم «شرمآور» بیننده را تحتتأثیر قرار میدهد. اینکه چگونه فضای مجازی میتواند زندگی انسانها را خراب کند. امسال فیلم درخور دیگری نیز تأثیرات مخرب فضای مجازی را به گونهای دیگر برایمان نشان داده بود. فیلم لهستانی «متنفر» دربارهی جوانی طردشده از دانشگاه و خانواده بود که فضای مجازی راهی میشد برای انتقام گرفتن او از این جامعه.
زیبایی این فیلم با موسیقی و دوربیناش بیشتر هم میشود. موسیقی توانسته با تصاویر همراه شود و حس اضطراب و ترس را ایجاد کند. دوربین با حرکات لرزشی و به موقع خود تصاویر در خور توجهی میسازد. با موسیقی و فیلمبرداری و یک داستان خوب، همه چیز برای دیده شدن یک فیلمِ خوب آماده است. داستانی که میتوانست از این هم بهتر باشد.
شخصیتهای این فیلم ما را بهیاد بانی و کلاید هم میاندازند -در فیلم هم به آن اشاره میشود- اما بانی و کلاید امروزی با سوداهای امروزی در سر. آریل حاضر است برای داشتن فالوورهای بیشتر دست به هرکاری بزند. نوجوانی ساخته شده و تربیت شده در همین فضای مجازی با رویاهای مجازی و «بلا ثورن» چه خوب توانسته نقش آریل، آن دختر سرکش و حتی دیوانه را بازی کند. «جیک منلی» نیز در نقش دِین، جوانی راندهشده از جامعه و آموزشدیده در زندان، بیننده را متأثر خواهد کرد.
رفتارهای آریل حاصل از تمام آن تبلیغات و بیلبوردهای هالیوودی است و رویاهایی که از همان کودکی در مغز و روح و روان کودکان وارد میشوند؛ رویای مشهور شدن. آنچنان که آریل در جایی اعتراف میکند که او به هیچ چیز دیگری جز مشهور شدن فکر نمیکند. و دین فرزند جامعهای است که او را فراموش کرده؛ جامعهای که در بهترین سالهای زندگیاش او را در کنار تبهکاران و دزدان در زندان قرار داده است تا در آنجا همه چیز بیاموزد و حال از آموزههایاش استفاده میکند. این فیلم از تأثیر خانواده نیز حرف میزند؛ اگر خانوادهای فرزند خود را تربیت نکند جامعه این کار را برایاش انجام میدهد و جامعهی فاسد فرزندان فاسد میآفریند.