پوستر فیلم در آب

برج عاج زیبای هونگ سانگسو

در آب
In Water
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای «هونگ سانگسو» به کمال رسیده و این برای هر مخاطبی در سینما عیان است. زمانی که در باب یک سینماگر، آن هم در سینمای معاصر، از به کمال رسیدن می‌گوییم، بدان معناست که فیلمساز به فرم و ساختار بصری و روایی خود دست یافته و فقط کاراکترها و موقعیت‌ها را درون این فرم قرار می‌دهد و قصه‌ای جدید تصویر می‌کند. به‌همین سبب است که هونگ سانگسو حتی اگر دو فیلم در یک سال روی پرده ببرد برای مخاطب سینمای او چیز عجیبی نیست؛‌ به‌خصوص در فیلم جدید که موقعیت انتزاعی و ذهنی کاراکتر اصلی خود را به درون فرم بصری نیز تزریق کرده است. روایت در بیشتر سکانس‌ها فوکوس را از دست داده است.

شاید برای درک این موضوع بهتر است آثاری چون «همشهری کین» را در نظر بگیرید که فیلمساز چگونه در آن‌ها از دیپ‌فوکوس استفاده می‌کند تا مخاطب همه‌ی قاب را در دست داشته باشد. آقای هونگ سانگسو مخاطب را با فیلمساز جوانی با نام «سانگ-مو» روبه‌رو می‌کند که به‌همراه دوست فیلمبردار و بازیگر زن جوانی که «نام-هی» نام دارد به یک جزیره (همان ساحل‌ها، وزش باد، سکوت کاراکترها و صدای موج) آمده‌اند تا طی یک هفته فیلم کوتاه‌اش را بسازند. سانگ-مو همراه این دو نفر به این جزیره آمده اما گویی حتی فیلمنامه‌ای در کار نیست. سانگ-مو آمده تامحیط خودش موضوع را در اختیار او قرار دهد. آقای هونگ سانگسو چیزی از گذشته‌ی سانگ-مو نمی‌گوید. اما خیلی ساده سرگردانی او را حین فرار از مکالمه‌ها نشان می‌دهد. در یک دیالوگ بین دوست سانگ-مو و نام-هی مشخص می‌شود که این اولین خروج سانگ-مو پس از یک فروپاشی روانی است. آقای هونگ سانگسو در مرحله‌‌ی بعد دلیل این فروپاشی را با تماسی که سانگ-مو با دوست-دختر سابق‌اش می‌گیرد مشخص می‌کند و آن نوای موسیقی که در برخی از صحنه‌ها جریان دارد در اصل ترانه‌ای بوده که سانگ-مو برای این دختر نوشته است.

آقای هونگ سانگسو برای تصویر کردن تمام این تنهایی و سرگشتگی در پیدا کردن موضوع یک فیلم کوتاه قاب خود را در اختیار ذهن سانگ-مو قرار داده و فوکوس را از آن گرفته است. مخاطب، جز در دو صحنه، کل روایت را به‌گونه‌ای تماشا می‌کند که گویی کارگردان کانون قاب خود را از دست داده است. این جسارت زمانی روی یک اثر می‌نشنید که فیلمساز طی سال‌ها اعتماد مخاطب را از طریق فرم بصری و روایی خود جلب کرده باشد و آقای هونگ دقیقاً روی همین نقطه ایستاده است.

این روایت تراژدی است؛ تراژدی پایان. سانگ-مو گویی برای پایان به‌دنبال بهانه‌ای است که معنای ترانه‌اش را تصویری کند. او باید این پایان را کارگردانی و بازی کند و آقای هونگ سانگسو این توالی را طی یک ساعت در اختیار مخاطب قرار می‌دهد؛ از ورود به جزیره، رویا یا توهم نام هی که در آن فردی از پشت «به خودت بیا» را خطاب به او گفته، دیدار با زنی فعال محیط زیست در کنار ساحل و در نهایت مرد تنهایی که درون موج‌ها گم می‌شود. روایت جدید آقای هونگ سانگسو مخاطب را بی‌واسطه در برابر دنیایی قرار می‌دهد که ذهن سانگ-مو در حال تماشای آن است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟