زلزلهای بزرگ و سونامهای وحشتناک در ژاپن رخ داده است، خانهها، ساختمانها و اماکن بسیاری فرو ریختهاند و مردمان زیادی گم شدهاند. در این بین میان «تسونامی»، نوجوانی تنها، «تونه»، جوانی غمگین، و «کی»، پیرزنی مهربان رابطهای نامتوازن شکل پیدا میکند. در سوی دیگر و در زمان حال «توماشینو»، کارآگاه قدیمی، به همراه «هاسودا»، کارآگاه جوان، به دنبال یافتن یک قاتل زنجیرهای هستند.
«تاکاهیسا زِزِ» کارگردان قدیمی ژاپنی است که سالهاست به فیلمسازی مشغول است. او را بیشتر با فیلمهای عاشقانه و دراماش میشناسند. در سال ۲۰۲۰ نیز ما با فیلم عاشقانهی «الیاف» توانستیم وارد دنیای این فیلمساز ژاپنی شویم. او در سال ۲۰۲۱ با اقتباس از یک رمان سعی کرده است واقعهی بزرگی که در سال ۲۰۱۱ ژاپن را تکان داد، تصویر کند. واقعهای که زندگی مردم بسیاری را تحت تأثیر قرار داد و باعث ازهمپاشیده شدن خانوادههای زیادی شد. سونانی و زلزلهی سال ۲۰۱۱ یکی از بزرگترین وقایع دردناک طبیعیای بود که کشور ژاپن و مردماناش آن را فراموش نخواهند کرد.
روایت آقای زز را باید به دو بخش مجزا تقسیم کرد. یک بخش شامل زمان حال است، جایی که دو کارآگاه به دنبال یافتن قاتلی بیرحم هستند که در حال کشتن افرادی است که در خدمات اجتماعی کار میکنند. تونه نیز بهتازگی از زندان آزاد شده و بهدنبال یافتن تسونامی است. بخش دوم به زمان گذشته میرود و از پیامدهای زلزله و سونامی و رابطهای نامتوازن که میان سه فرد با تفاوتهای سنی مختلف رخ میدهد سخن میگوید. این دو بخش به صورت غیرخطی در میان یکدیگر قرار میگیرند و مخاطب تا انتها باید با رفتوبرگشتهای متمادی رابطهی میان زمان حال و گذشته را بیابد. رابطهای که در انتها بهخوبی شکل پیدا نمیکند و نمیتواند آنچنان که باید مخاطب را متقاعد کند که چرا چنین اتفاقاتی رخ داده و قتلهایی صورت گرفته است.
در واقع آقای زز در شرح زمان گذشته، رابطهی میان اشخاص، احساساتی که آنها با ازدستدادن خانوادههاشان در درون خود دارند و درنهایت احساس آرامشی که در کنار هم پیدا میکنند و تشکیل یک خانوادهی جدید میدهند خوب عمل کرده است. او توانسته مخاطب را با این افراد همراه کند و احساسات آنها را درک کند. آقای زز اما در پرداخت اتفاقات در زمان حال و مسیری که باعث میشود کارآگاهان قاتل را بیابند خوب عمل نکرده است. او مدام کاراکترهای خود را از این سو به آن سو میبرد و برای آنکه قاتل لو نرود نه پرداخت شخصیتها را در زمان حال خوب انجام داده و نه مسیر این رسیدن را قابل فهم کرده است. خود آقای زز هم میدانسته روایتاش آن وسعت و شخصیت لازم را برای پرداخت بیشتر ندارد و با تمرکز بر شخصیتهای داستاناش خیلی زود قاتل آن پیدا میشود. به همین دلیل هم آنقدر دستوپا میزند تا زمان بگذرد و مخاطب در انتها و به ناگاه با قاتلی مواجه شود که دلیلاش برای آن قتلهای فجیع آنقدر بزرگ و اثرگذار نباشد. درصورتی که فقط پرداختن به جنبهی فساد مالی اعضای خدمات اجتماعی و دزدیهای آنها کافی بود تا دلیلی محکم برای قتلها پیدا شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.