روحبازی بچهگانه
کم نبودهاند کارگردانهای مستقلی که با چشمک استودیوهای هالیوودی چشم خود را روی کارنامهی فیلمسازی خود بستند و وارد کودکانههای هالیوودی شدند. از کارگردان تازهکاری چون «آی پوزین» بعید بود که فقط بعد از دو اثر در سینمای مستقل وارد این بازی کودکانه شود. فیلم جدید آری پوزین حتی در درونمایه هم کلیشهای بدریخت است.
طی دو سال گذشته کم نبودهاند آثاری که در باب تینیجرهای آمریکایی و ارتباطاشان با روح دلبر مردهاشان مرور کردهایم. آری پوزین هم در اثر جدید خود سعی دارد همین مسیر را با شیوهای متفاوت طی کند. اما این مسیر آنقدر نخنما و تکراری شده که کارگردان حتی نمیداند در حال روایتی تکراری است. او در این خیال بهسر میبرد که با دور و نزدیک کردن تاریخها به لحظهی تصادف میتواند یک عاشقانهی خوب را بهتصویر بکشد. پوزین پا را حتی فراتر میگذارد و دوربینی به دست کاراکتر «تسا» میدهد و قصد دارد از او عکاسی نوجوان بیرون بیاورد. اما شاید بهتر بود ابتدا نحوهی دوربین دست گرفتن را به «جوی کینگ» آموزش میداد. اگر فقط یکی از دو اثر قبلی این کارگردان را دیده باشید، با دیدن ۱۰ دقیقهی ابتدایی این فیلم دائم با خود کلنجار میروید که شاید نام کارگردان آری پوزین نیست. اما در کمال تعجب همین کارگردان مستقل دست به ساخت این افتضاح تصویری زده است.
در این نوع روایتها معمولاً همهی منطق به کناری میرود. تا اینجا هیچ مشکلی نیست و میتوان چنین استنباط کرد که هر روایت میتواند منطق روایی خود را داشته باشد. اما این فیلم حتی منطق روایی خود را نیز زیر سوال میبرد. کارگردان گویی تازه پشت دوربین رفته است و حتی نمیداند هدف وجودی کاراکترهای فرعی چیست. دوست صمیمی تسا یا ناپدری و نامادریاش، پدر و مادر اسکایلر، آن زن مرموز در بیمارستان و حتی متصدی گیشهی سینما، همهاشان همچون چند عروسک کاغذی در فیلم حضور دارند. کاراکترها که اینگونه لنگ میزنند و روایت هم که سردرگم است. در نتیجه چیزی از فیلم باقی نمیماند.
فیلم «جایی آن وسط» قرار است تصویری جدید از مفهوم عشق به مخاطب بدهد. کارگردان هر چه تلاش میکند تصاویرش منحصربهفردتر باشند، بیشتر در باتلاق تکرار و حماقت فرو میبرد. آری پوزین را میتوان نمونهای از یک فیلمساز مستقل دانست که با یک چشمک خود را به درون چاه انداخته است. یکی از مشکلات هالیوود این است که کارگردان در آن نفر اول نیست. کارگردان هم بخشی از گروه اجرایی است و این استودیو است که تشخیص میدهد کدام فیلم باید در فرآیند تبلیغاتی مخاطب عام را نشئه کند و کدام فیلم همچون یک اثر عادی به آرشیو بپیوندد. آری پوزین شاید باید مسیر کارگردانی چون «شان بیکر» را طی میکرد. در هر حال هر فیلمسازی نمیتواند هویت خود را در دنیای سینما نگاه دارد و در نتیجهی وادادگی دچار چنین سقوطی میشود. فیلم «جایی آن وسط» برزخی تاریک برای کارگردان خود بود و باید دید این کارگردان خوشقریحه در اثر بعدی چگونه به سینما باز خواهد گشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.