پوستر فیلم من زن تو هستم

من هم مادر هستم

من زن تو هستم
I’m Your Woman
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

جولیا هارت را باید یکی از موفق‌ترین کارگردان‌های زن چند سال اخیر نامید. او در همین حضور چند ساله‌ی خود در سینما، ژانرهای متفاوتی را کار کرده است؛ از ژانر علمی-تخیلی و ابرقهرمانی (رنگ تند محصول ۲۰۱۸)‌ تا روایت‌هایی در ساختار قصه‌های دیزنی (استارگرل محصول ۲۰۲۰). مجموع آثار انگشت‌شمار او در نهایت وسواس و دقت روی شخصیت‌های محوریِ روایت تولید شده‌اند و به‌نحوی می‌توان گفت در همین مدت کوتاه اعتماد مخاطب سینما را به خود جلب کرده است.
فیلم «من زن تو هستم»، به‌عنوان جدیدترین اثر این کارگردان زن، را باید یک نوآرِ هیجانی توصیف کرد که قرار است مادرانگی یک زن را تکمیل کند. بگذارید اینگونه بگوییم که دوران حاملگی یک زن در این فیلم تبدیل به حضور مادر و نوزاد در کنار یکدیگر شده و قرار است این دو در طول فیلم یکدیگر را بپذیرند. «جین» زنی خانه‌دار است که در خانه‌ای بزرگ به‌همراه همسر کنگستر خود زندگی می‌کند. فیلم با مونولوگی از جین آغاز می‌شود که در وصف زندگی‌اش و ناباروری خود سخن می‌گوید. آنچه در سه سکانس اول فیلم شاهد هستیم مروری خلاصه بر زندگی روزمره‌ی این زوج است. شاید مخاطب در همین سکانس‌ها از خود بپرسد با چه گونه‌ی سینمایی روبه‌رو هستم. البته که حق دارد، چون رازگونه بودن شخصیت «ادی» و عکس‌العمل‌های او نسبت به جین، یا فاصله گرفتن‌های جین از مرکز قاب و خیره شدن‌اش به بیرون، مخاطب را به سوی یک درام رازآلود می‌برد. دوربین در طی همین سکانس‌ها همراه جین در خانه است. اما به‌ناگاه ادی یک نوزاد را به خانه می‌آورد و او را در آغوش جین می‌گذارد. آنقدر سکانس‌های پیش‌زمینه خوب و کامل بوده‌اند که مخاطب هم مانند جین تعجب می‌کند که دقیقاً با چه چیزی روبه‌روست. یک نوازد به‌یک‌باره توسط همسرش در آغوش او گذاشته شده و قرار است از این لحظه‌به‌بعد برای او مادری کند.
شروع سفر جین و این نوزاد کوچک در شبی که دوستان ادی سرزده به خانه می‌آیند و او را همسفر مردی با نام «کَل» می‌کنند، آغاز می‌شود. فیلم قرار است در طول این سفر رابطه‌ی بین جین و این نوزاد تازه‌رسیده را قوام دهد. نگاه کارگردان زن و گره‌های روایتی‌ای که دچار شخصیت جین می‌کند، به‌گونه‌ای کاملاً انتزاعی او را همچون یک مادر که دوران حاملگی را پشت سر می‌گذارد تا وضع حمل کند، نشان می‌دهد. البته که باید گفت در این تصویرسازی موفق بوده است و مخاطب لحظه‌لحظه با این پختگی گام‌به‌گام جین همراه می‌شود. زنی که حتی در درست کردن یک نیمروی ساده نیز دچار مشکل می‌شود، در نهایت موفق می‌شود لبخند این نوزاد تازه‌رسیده را از آن خود کند.
فیلم «من زن تو هستم» بی هیچ عجله‌ای و به‌آرامی شخصیت خود را در معرض اتفاقاتی قرار می‌دهد تا بتواند مادر بودن را تجربه کند و بپذیرد. کاراکتر اصلی فیلم قهرمان آن نیست. قرار هم نیست کارهایی خرق عادت انجام دهد. او یک زن ساده و خانه‌دار است که برحسب اتفاق سرگردان در متل‌ها و رستوران‌ها می‌شود. او حتی از کل ماجرایی که برای همسرش رخ داده و غیب شدن به‌یک‌باره‌ی او نیز آگاه نیست. هیچ‌کس به او چیزی نمی‌گوید. حتی نحوه‌ی آرام کردن نوزاد و قطع کردن گریه‌ی او را نیز بلد نیست. این سردرگمی از ابتدای ماجرا تا سکانس گره‌گشایی همراه اوست.
باید گفت که جولیا هارت در چیدمان شخصیت‌های فرعی داستان و ورود هر کدام به زندگی جین نیز صبورانه و باحوصله عمل کرده است. بازی خوب و قابل تأملی که از بازیگران فیلم گرفته شده است و واکنش آنها به رخدادهای فیلم باعث شده تا کاراکترهایی باورپذیر را شاهد باشیم. فیلم آن‌قدر با حوصله پیش می‌رود که تکرارهای عمدی برخی حرکات به‌هیچ‌عنوان از آن بیرون نمی‌زند و در عوض، به قوام‌ یافتن شخصیت جین نیز کمک می‌کنند. باید گفت که جین در طول تعقیب‌و‌گریزی ناخواسته و در سردرگمی کامل تبدیل به یک مادر می‌شود.