پوستر فیلم من هنوز اینجا هستم

روایتی که به کما رفت

من هنوز اینجا هستم
I'm Still Here
محصول ۲۰۲۴ – برزیل
ژانر تاریخی، درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

سال ۲۰۲۲ بود که با فیلم «آرژانتین ۱۹۸۵» بار دیگر ورود به دنیای دیکتاتوری نظامی در آمریکای جنوبی نقل محافل سینمایی شد. در مرور آن فیلم عنوان کردیم که روایت حتی با خودش هم روراست نبود و در بازنمایی رخدادها و در ادامه‌ی آن تزریق هیجانی برآمده از یک تصمیم به مخاطب عقیم مانده بود. البته در سال ۲۰۱۲ نیز فیلم «نه» از آقای لارایین به برخی رخدادها در جامعه‌ی شیلی در دهه‌ی ۱۹۸۰ می‌پرداخت. حال یکی از فیلمسازان نام‌آشنای معاصر برزیلی سعی دارد با اقتباس از خاطرات فرزند روبنس پایوا مخاطب را به درون سیاهی حاصل از میلیتاریسم حاکم بر برزیل کند. آقای «والتر سالس»‌ بخشی از جنبش احیای سینمای بزریل بود که از میانه‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ سعی کردند این سینمای منزوی را بار دیگر به مسیر بین‌المللی متصل کنند. او در طی سال‌ها هم در سینمای مستقل فعالیت داشته و هم با چراغ سبز هالیوود آثاری ژانری را در سینمای تجاری و جریان‌ اصلی انگلیسی‌زبان روی پرده برده است. اما گویا امسال سال او بوده که در نهایت پس از دو دهه مورد توجه هالیوودنشینان قرار بگیرد.

فیلم آقای سالس با ۳۵ دقیقه‌ی ابتدایی به بهترین شکل ممکن آغاز می‌شود، ادامه می‌یابد، به اوج می‌رسد و در نهایت به پایان می‌رسد. در این ۳۵ دقیقه با تک‌تک اعضای خانواده‌ی شلوغ نماینده‌ی سابق کنگره‌ی برزیل و عضو حزب کارگر، روبنس پایوا، آشنا می‌شویم. دوربین در طول این ۳۵ دقیقه به‌معنای کامل تصویری از یک زندگی خانوادگی و رابطه‌ی بینافردی اعضای این خانواده را به مخاطب ارائه می‌دهد. گویی همه‌ی توان آقای سالس در این ۳۵ دقیقه به‌کار گرفته می‌شود و به‌محض ورود نیروهای اطلاعات دولت به خانه‌ی روبنس و انیس همه‌چیز تمام می‌شود.

این فیلم از روی کتاب خاطرات مارسلو پایوا به‌عنوان پسر خانواده‌ اقتباس شده است، اما مارسلو گویی در آن کاراکتری فرعی است که سعی دارد مادر را همچون کوهی مستحکم و همیشه‌خندان تصویر کند. آنچه در فیلم می‌بینیم معنای همین خواسته است و روایت عملاً بار دراماتیکی ندارد. به‌نوعی زمانی که انیس از بازداشتگاه آزاد می‌شود و در تلاش است تا خبری از همسر خود به‌دست بیاورد گویی با گذرهایی ناموزون در زندگی او و فرزندان‌اش مواجه هستیم. آنچه آقای والس در طول یک ساعت و چهل دقیقه‌ی بعدی فیلم خود تصویر می‌کند نشان از تلاش او برای رسیدن به سال ۲۰۱۴ دارد و هیچ تلاشی را برای مواجهه‌ی این زن با رنج فقدانی که او و خانواده را تحت تأثیر قرار داده نمی‌بینیم. انیس در فیلم حضور دارد چون خواسته‌ی نویسنده و کارگردان این است که او باشد و همچون ماکتی که گاه به این‌سو می‌نگرد و گاه آن‌سو و در نهایت با سیگاری بر لب سعی در دادخواهی دارد زمان را بگذراند. بار دیگر سیر رخدادها پس از آزادی انیس از بازداشتگاه ارتش را مرور کنید؛ تلاش برای پیدا کردن ردی از همسر، تنگناهای مالی، تنش با فرزندان، تأیید مرگ همسر، هجرت به سائوپائولو، گرفتن گواهی فوت همسر پس از ۲۵ سال در سال ۱۹۹۶ و در نهایت دورهمی خانواداگی در سال ۲۰۱۴. با مرور این عنوان‌ها برای هر دوره از فیلم تنها چیزی که در ذهن باقی نمی‌ماند تأثیر درام است. به‌نوعی در هر کدام از این بخش‌ها گویی تک‌سکانس‌هایی برای چسباندن به کلیت فیلم وجود دارند و عملاً قرار نیست مواجهه‌ی این زن و درونیات ذهنی‌اش را تجربه کنیم. آقای سالس تمام تلاش خود را کرده که از انیس پایوا چهره‌ای مستحکم و در عین حال مشتاق برای رسیدن به هدف ترسیم کند، اما او فقط تلاش کرده و نتیجه‌ی این تلاش سینمایی نشده است. در نتیجه با روایتی مواجه هستیم که با احتساب تعلیق زیبای پس از دستگیری و ناپدید شدن روبنس مخاطب را ۵۰ دقیقه به محفل خود دعوت می‌کند و در ادامه جز گزارش‌هایی ناقص از تیتر روزنامه‌ها خودنمایی نمی‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟