قصهی دردناک زنی که سکوت نکرد
خانم «ایسیار بولایین» را از مرور فیلم «مایسابل» میشناسیم که وقایع تاریخی بخشی از قرن بیستم اسپانیا را بازنمایی میکرد. او در آن فیلم به یکی از ترورهای گروههای مسلح و تروریست جداییطلب اسپانیا پرداخت و توانست مخاطب را درگیر روابطی کند که فقط یکی از این ترورها بر سر بازماندگان یک روشنفکر آوار کرده بود. حال این کارگردان بار دیگر قرار است وارد رخدادی دیگر از قرن بیستم و در دههی ۱۹۹۰ شود. در این داستان او روایت زنی را بازنمایی میکند که برای اولین بار یک سیاستمدار میانهی اسپانیایی را متهم به آزار جنسی کرد.
داستان این فیلم آنقدر ساده و قابل فهم است که گویی تجربههای تلخ نونکا در سال ۲۰۰۰ هماکنون نیز برای بسیاری از زنان و دختران رخ میدهد؛ زمانی که یک سیاستمدار یا مدیر شرکتی خصوصی در محدودهی تحت اختیارش احساس میکند فرمانرواییست که باید همهی اطرافیان گوشبهفرمان او باشند. چنین فردی در همهی استخدامیهای حوزهی تحت اختیارش زنان کارمند را همچون زنان حرمسراهای گذشته تصور میکند. این فرد زنان را استخدام میکند تا پاسخ نه در برابر خود نشنود. این الگو آنقدر تکرار شده و آنقدر دربارهاش گفته شده که گویی کلیشهی چنین شرکتهایی است. حال و روز نونکا در اواخر دههی ۱۹۹۰ دقیقاً همین گونه بوده است. او خود را همچون دختری شجاع دنکیشوتوار در شورای شهر و بهعنوان مشاور خزانهداری شهرداری رها میکند؛ با علم به اینکه شهردار شهر انسان زنبارهای است. اما مانند هر فرد دیگری که تاکنون تازیانهی سخت تجربه را تحمل نکرده با خود چنین زمزمه میکند که «من از پس همهچیز بر خواهم آمد.» اما او همانند هر دختر جوانی آنقدر در الگوی تکراری محبت و تزریق شجاعت و اعتمادبهنفسهای کاذب از سوی فرد آزارگر قرار میگیرد که در نهایت بهمدت چند هفته رابطهاش با شهردار طول میکشد. اتفاقات مورد مناقشه دقیقاً از لحظهای آغاز میشوند که نونکا دیگر قصد ادامهی این رابطه را ندارد.
خانم بولایین با انتخاب خوب بازیگران و بازیگردانی خوب خودش باعث شده این دوران سیاه و انزوای ناخواسته و مملو از حملات پنیک کاراکتر نونکا با وضوح کامل در برابر مخاطب قرار گیرد. معمولاً در چنین شرایطی که یک زن از آزار میگوید بسیاری از زنان و مردان با پاسخ «کرم از خود درخته» باعث سهلشدن مسیر پیش روی آزارگر میشوند. در اینجا مهم اشتباه یا غفلت لحظهای نونکا نیست، بلکه کاراکتر اسماعیل مهم است که بهمحض شنیدن پاسخ نه از همهی قدرت و نفوذ خود برای در اختیار گرفتن نونکا بهره میبرد. زیبایی روایت خانم بولایین دقیقاً در همین است که مخاطب بهخوبی در برابر این آزارگری قرار میگیرد. در فیلم او اشتباه نونکا آنقدری پررنگ است که اسماعیل را تبدیل به حیوانی زباننفهم در گرفتن کام دوباره از این دختر ۲۶ ساله کند. او در این فیلم به خوبی روایتی ساده اما با جزئیات را ارائه میدهد تا مخاطب بهجای زمزمه کردن «کرم از خود درخته» و اصطلاحاتی از این دست به آزارگری توجه کند که علیرغم التماسهای دختر جوان مبنی بر تمام کردن یک رابطه باز هم تلاش میکند تا این عروسک جنسی را بهدست آورد. تماشای این فیلم از آن جهت مهم است که هماکنون در سال ۲۰۲۵ یافت میشوند کسانی که بهسبب برتری اقتصادی و اجتماعی همهی زنان و دختران پیرامون خود را همچون بردگان و عروسکهای جنسی میپندارند. خانم بولایین در اثر خود تنها خواستهای که دارد سکوت نکردن است؛ حداقل کاری که در برابر یک آزارگر میتوان انجام داد. نونکا در این روایت تصویرگر زندگی بسیاری از دخترانی است که شاید هماکنون در کنار ما زیست میکنند، خنده بر لب دارند و همراه با مردی آزارگر قدم برمیدارند، اما شبهنگام که در تنهایی خود قدم میزنند سعی در فرار از وضع موجود دارند؛ موقعیتی که فرد آزارگر بر او تنگ کرده و گویی رهایی از آن امکانپذیر نیست. این زن فقط باید سکوت خود را بشکند تا دستهایی قادر باشند او را از این زندان رها کنند. نونکا میتواند هر زنی در هر گوشهای از این جهان باشد!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.