پوستر فیلم تاجران یخ

قصه‌ی فقدان، اندوه، پذیرش و رهایی

تاجران یخ
Ice Merchants
محصول ۲۰۲۲ – پرتغال، بریتانیا، فرانسه
امتیاز ۳.۵
نویسنده سارا

پسربچه‌ای بر روی تابی کوچک در کنار کوهی بزرگ و بر فراز آسمانی فراخ در حال تاب خوردن است. او بدون ذره‌ای ترس و هیجان تنها با تاب‌اش که بر بالای کوه است این سوی و آن سوی می‌رود و زیر پای خود را در هر لحظه خالی می‌کند.  ناگاه صدای زنگی که توسط پدر زده می‌شود پسر را از تاب خوردن باز می‌ایستاند. کمی بعد این دو بر آسمان آزاد و رها شناور هستند و خود را از بالای کوهی که خانه‌اشان در آنجا قرار گرفته است به پایین رها کرده‌اند.
انیمیشن «تاجران یخ» داستان پدر و پسری است که بر کناره‌ی یک کوه بلند خانه دارند و با فروش یخ‌هایی که در این خانه تولید می‌کنند گذران زندگی می‌کنند. آنها هیچ کاری جز بردن آب به آن بالا، ریختن‌اش درون جعبه‌ای که تبدیل به یخ شود، سپس پایین بردن این یخ‌ها و فروش آنها ندارند. کاری که به صورت روزمره و روتین انجام می‌دهند. اما دماسنج گوشه‌ی خانه دما را هر لحظه بالا و بالاتر نشان می‌دهد. آیا آنها می‌توانند تا همیشه همین شغل و همین سبک زندگی یکنواخت را داشته باشند؟ لیوان سوم داخل کابینت که در ابتدا با حسرت در دستان پسربچه و سپس در دستان پدر لمس می‌شود اما خبر از اتفاقی دیگر می‌دهد. این خانواده زندگی یکنواخت خود را چندی پیش هم دچار تغییر دیده‌اند. نفر سومی که مادر بوده است حالا دیگر در کنار آنها نیست.
انیمیشن «تاجران یخ» در واقع قصه‌ی فراق و غم و رنج ازدست‌دادن عزیزی است که بازماندگان را از تب زندگی انداخته است. پدر و پسر بدون کلام و بدون نشان دادن میلی به زندگی درحالی‌که به‌نظر می‌رسد دیگر هیچ‌چیز آنها را خوشحال یا هیجان‌زده نمی‌کند، بر حسب وظیفه زندگی می‌کنند و منتظر چیزی نیستند. مادری که زمانی تبلور زندگی و امید برای آنها بوده است حالا دیگر نیست و این غم تا عمق وجود این پدر و پسر نفوذ کرده است. چگونه می‌توانند خود را از این غم آزاد کنند؟ روایت این انیمیشن در رئالیسمی جادویی تلاش می‌کند آزاد شدن و پذیرفتن غم عزیز ازدست‌رفته را در تصاویر خود به بهترین نحو نشان دهد. تصاویر تنها از چند رنگ گرم و محدود و خطوطی ساده ساخته شده‌اند که نشان از دنیای غم‌گرفته‌ی این خانواده دارد. موسیقی هم هم‌نوا با شخصیت‌هایی که سخن نمی‌گویند تلاش می‌کند حس درونی آنها را نمایان کند. یخ، خود یخ که بی‌ثبات است شاید زیباترین تمثیل برای گذرا بودن عمر و حتی بیهودگی نهفته در مسیر زندگی دارد. تاجران یخ چیزی را می‌فروشند که اگر دیر یا زود بفروشند دیگر یخ نیست. آنها باید بدانند در چه زمان و در چه مکانی یخ را برای فروش عرضه کنند. زندگی را هم باید در لحظه نوشید. اگر بگذرد تمام شده است و اگر نرسیده باشد هم در دسترس نیست.
«جوآاو گونزالز» کارگردان و نویسنده‌ی این انیمیشن کوتاه که آهنگساز و نوازنده و انیماتور هم هست با تلفیق تمام این موارد با هم توانسته است قصه‌ای جادویی را نقل کند که نیازی به سخن نداشته باشد. قصه‌ای که ما را از همان ابتدای مسیرش با دیدن خانه‌ای بر فراز آسمان گیج و شگفت‌زده می‌کند و عجیب‌وغریب‌ بودن‌اش را نشان می‌دهد. اما دقایقی بعد ما متوجه می‌شویم حتی در این قصه‌ی عجیب که به‌نظر می‌رسد همه‌چیز در آن ممکن است هم زندگی با مرگ همراه شده است و مرگ بر سر تمام شخصیت‌ها سایه انداخته است. اما این مرگ نه بسان دردی که هرگز التیام داده نمی‌شود، بلکه مانند روحی که می‌تواند زندگی را معنا دهد و خود انگیزه‌ای برای ادامه باشد تصویر شده است. روحی که در نهایت با رها شدن و آزادی می‌تواند نویدبخش یک زندگی زیباتر و معنادارتر شود.
انیمیشن «تاجران یخ» دارای خلاقیت و ایده‌ای بکر است که اگرچه طنازی داستانی و جزئیات ریز تصویری دیگر انیمیشن‌های نامزد اسکار را ندارد، اما با سادگی و عمق بخشیدن به تصاویر خود می‌تواند توجه زیادی را به خود جلب کند.

این انیمیشن کوتاه نامزد اسکار را می‌توانید از اینجا مشاهده کنید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟