تنش و اضطراب در دل یک درام
آخرین فیلمی که از «کیم جی-هون» مرور کردیم اثری با نام «حفره» بود. کیم از سال ۲۰۰۷ فعالیت جدی خود در سینمای کرهی جنوبی را آغاز کرده است. او در آثاری که طی این یک دهه روی پرده برده همیشه بهدنبال تنش و ضربآهنگی بالا در روایت بوده است. فیلم «۱۸ می» را بهیاد بیاورید که چگونه کشتار گوانگجو را برخلاف آثار دیگر مملو از خشونت و اضطراب تصویر کرد. او بهدنبال این تنش در هر روایتی است. فیلم «بخش هفتم» یا آثار «برج» و «حفره» شاید در فضاهایی مستقل و جدا از هم جریان داشتند، اما درون همهاشان میل به بقا و تلاش برای نجات یافتن و رهایی دیده میشد. کیم در دو اثر قبلی خود بسیار روی روایتهای تلاش برای زنده ماندن تأکید داشت. شاید هر مخاطبی در سینمای سرگرمی احساس میکرد که این کارگردان دیگر این فضا را پذیرفته و احتمالاً اثر بعدی را نیز در همین مسیر خواهد ساخت. اما آقای کیم در اثر جدید خود مسیر را کاملاً عوض کرده و بهسراغ درامی آرام با ضربآهنگی ملایم و کاراکترهایی متفاوت رفته است. در این درام دیگر خبری از کمدی موقعیت فیلم «حفره» نیست. کاراکترهای این اثر والدین و فرزندان نوجوانی هستند که درگیر یک پروندهی خودکشی شدهاند.
شروع فیلم با آقای «کانگ» است که همچون یک وکیل خردهپا فقط مسئول رفعورجوع کار زندانیان بزرگ و بانفوذ است. کارگردان سعی دارد بخشی از زندگی شخصی این وکیل را همچون کاراکتر مرکزی که تأثیر بزرگی روی کل درام دارد تصویر کند. ماجرا از این قرار است که یک دانشآموز در دبیرستانی پسرانه و هیئتامنایی ظاهراً خودکشی میکند. اما او نامهای نوشته و خطاب به کسانی که آن را میخوانند، ۴ دانشآموز دیگر را مسئول این اتفاق دانسته است. کارگردان با این نامه و گرد هم آوردن والدین آن ۴ دانشآموز درام را بهسوی قلدریهای رایج در مدارس میبرد. آقای کیم مانند دیگر همنسلان خود در سینمای کره سعی دارد این درام را در آنسوی تاریکاش از خشنترین زاویهی ممکن روایت کند. او بهراحتی عمق فاجعه را بهتصویر میکشد و مخاطب با خوی سادیستیک آن چهار دانشآموز مواجه میشود. کیم اما روایت را بهسوی والدین این دانشآموزان سوق میدهد؛ آنهایی که از تمام توان خود برای لاپوشانی این مسئله استفاده میکنند. در میانهی پردهی دوم است که کارگردان آقای «کانگ» را از یک وکیل دستوپا بسته بهسوی درست ماجرا سوق میدهد؛ آن هم زمانی که پای فرزندش گیر است.
این درام در پارهی دوم خود تبدیل به یک روایت رازآلود میشود. گویی در این میان چیزی درست نیست. کارگردان فیلمهای تلفن همراه، خندههای هیستریک آن دانشآموزان خاطی و رفتارشرمآور والدین آنها را به مخاطب نشان میدهد. اما باز هم یک جای کار میلنگد و او درام را درست روی همین حفرهی توخالی سوار میکند. بههمین سبب است که پردهی سوم این فیلم همانند یک اثر رازآلود استاندارد برای مخاطب جذاب است. اثر جدید آقای کیم هنوز هم یک درام تجاری است. اما نباید فراموش کرد که او کمکم در حال پائین آوردن ضربآهنگ روایتهای خود است و این نشانهی خوبی برای تماشای اثر بعدی او خواهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.