کمدی-اکشنهای استاندارد کرهای
«ریو سئونگ-وان» در طول سه دهه فیلمسازی خود نشان داده که ساختار سینمای اکشن-جنایی کرهی جنوبی را بهخوبی میشناسد و گاه از طریق فرم کمدی ارتقاء یافتهی کرهای در ابتدای دههی ۲۰۰۰ دست به ترکیب ژانری بزند. تا کنون دو اثر از این کارگردان را در کانال مرور کردهایم ؛ «فرار از موگادیشو» و «قاچاقچیها». حال او در جدیدترین اثر خود بار دیگر با بازیگر مورد علاقهاش در طول این دو دهه، «هوانگ جونگ-مین»، به درون این تلفیق ژانری رفته است و سعی دارد داستان بازرس «دو-چول» را در فیلم موفق «کهنهسرباز» ادامه دهد.
داستان آقای ریو با همان ساختار اکشن-جناییهای کرهی جنوبی آغاز میشود و مخاطب تا انتهای پردهی اول درگیر ضربآهنگ بالا و تعدد کاراکترها میشود. در ابتدای پردهی دوم است که هم ضربآهنگ روند متعادلتری به خود میگیرد و هم خردهروایتهای مربوط به کاراکترها شکل منسجمتری به خود میگیرند. آنچه در این اثر بیش از هر چیزی مشهود است به بار نشستن موقعیتهای کمدی و شخصیتپردازی کاراکترها بر این اساس است.
داستان فیلم در باب قاتلی سریالی است که در شبکههای اجتماعی به جلاد عدالت معروف شده است. او در پی افرادی است که باعث شدهاند یک خانواده از هم پاشیده شود یا قربانی یک تجاوز دست به خودکشی بزند. کارگردان در ضربآهنگ بالای پردهی اول سعی دارد این دوگانه را از طریق یک گروه از بازرسان پلیس به رهبری «دو-چول» و وایرال شدن اعمال این قاتل سریالی در شبکههای اجتماعی تصویر کند. در این تصویرگری مخاطب همانند فیلم اول گاه به درون زندگی شخصی دو چول میرود و گاه از طریق مأموریتهای او درگیر زندگی دیگران میشود. اما هر چه روایت پیش میرود گویی مسیر روایی نیز لاغرتر میشود و این مغایر با آن چیزی است که در پردهی اول شاهد بودهایم. کارگردان در طول روایت خود طی پردهی اول و دوم عملاً تلاش دارد تا موقعیتهای کمدی خلق کند و در میان آن سکانسهای اکشن را نیز به تصویر بکشد. این یعنی کارگردان داستانی را که میتوانست عریضتر شود لاغر میکند. این تصمیم را در فیلم «قاچاقچیان» نیز شاهد بودهایم.
آنچه در فیلم دوم از داستانهای بازرس دو چول مشخص است تلاش کارگردان برای پروار کردن همان موقعیتهای کمدی فیلم اول است. این اتفاق در فیلم دوم بهخوبی فیلم اول میافتد و در طول روایت عملاً با موقعیتهای کمدیای مواجه میشویم که مخاطب را گاه وادار به بازبینی برخی سکانسها برای لذت بیشتر میکند. اگر هدف این بوده که باید گفت آقای ریو در فیلم دوم هم کاملاً موفق بوده است. اما همهی روایت ۲ ساعتی او صرفاً همین موقعیتهای کمدی نیست. او از طریق خردهروایتها مخاطب را امیدوار به تماشای یک اثر جنایی نیز میکند؛ مانند آن زن مهاجر و دو فرزندش، ماجرای ویروس شبکههای اجتماعی و پیشقضاوتهای آنی مردم، قلدریهایی که علیه فرزند دو چول در مدرسه صورت میگیرد و در نهایت گذشتهی قاتل سریالی. آقای ریو چشم خود را بهراحتی روی همهی این خردهروایتها بسته و صرفاً سعی دارد همان ساختار کمدی روایت اول را پی بگیرد. اگر چنین بود دیگر نیازی به این ورود به ساختاری نئو-نوآرگونه نبود.
در هر حال باید گفت که در فیلم دوم هم عملاً با یک کمدی متوسط و استاندارد کرهای مواجه هستیم که کارگردان سعی دارد داستان خود را همچنان ادامه دهد و آن را تبدیل به یک سهگانه کند. باید دید آیا آقای ریو در فیلم سوم بالاخره سعی میکند خردهروایتها را نیز بخش مهمی از مسیر اصلی روایت خود در نظر بگیرد یا صرفاً از آنها بهرهکشی میکند تا موقعیتهای کمدی بیشتری را به دست آورد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.