پوستر فیلم من انتقام می‌گیرم- تلافی

اکشن‌های ارزان و مملو از بی‌داستانی

من انتقام می‌گیرم- تلافی
I Am Vengeance - Retaliation
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

سکانس ابتدایی فیلم با ورود یک مرد -جان گلدن- به داخل یک بار آغاز می‌شود. او برای انتقام به این بار آمده است. او می‌خواهد انتقام مرگ دختر یکی از دوستان‌اش را بگیرد. دلیل‌اش برای ورود به بار این است که دختر گم شده -لوسی- آخرین بار در این مکان دیده شده است. او با یک حرکت اسلحه‌ای را که نگهبان بار دارد می‌گیرد و به صاحبان بار هشدار می‌دهد که اعتراف کنند. به چه؟ احتمالاً به کشتن لوسی. حال او از کجا برای‌اش قطعی شده که صاحبان این بار قاتل هستند نیز خود جای سؤال دارد. صاحب بار اسلحه‌اش را به سمت جان می‌گیرد، اما جان در یک چشم به هم زدن صاحب بار و دو نفر دیگر را با تفنگ می‌کشد. همین سکانس ابتدایی به ما نشان می‌دهد که ما قرار است با چه فیلمی روبه‌رو شویم. فیلم‌های اکشن ارزان که جز نشان دادن صحنه‌های زدوخورد و کشت‌وکشتار هیچ هدف دیگری ندارند. تا انتهای فیلم نیز ما چیزی جز این سکانس‌ها نمی‌بینیم. حتی فیلم فاقد داستان روایی خاصی است. گلدن مامور می‌شود به همراه یک گروه برای دستگیر کردن یک خلافکار مهم -تیگ- راهی مأموریت سخت شود. تیگ دوست صمیمی گذشته‌ی جان بوده که در قسمت اول این فیلم به او و گروه‌شان خیانت کرده است. در قسمت اول فیلم «من انتقام میگیرم» در سال ۲۰۱۸، جان و تیگ و چند شخصیت دیگر، یک گروه تشکیل می‌دهند و سعی می‌کنند انتقامِ کشته شدن یکی از دوستان‌شان را بگیرند. در پایان فیلم تیگ و چند نفر از این گروه کشته می‌شوند. و اما در قسمت دوم تیگ و یکی از اعضای گروه، زنده می‌شوند! آنها در یک عملیات ساده و به‌راحتی می‌توانند در همان ابتدای داستان تیگ را بگیرند، اما تا انتهای فیلم برای نگه داشتن آن باید با افراد زیادی بجنگند. اینکه این افراد چگونه وارد بازی می‌شوند و چگونه یک نبرد تبدیل به نبرد دیگر می‌شود نیز خود دارای رویه‌ای فاقد داستان منطقی‌ست. مثلاً زمانی که تیگ توسط افراد خودش از دست جان فرار می‌کند. چرا نباید همان لحظه آن مکان را ترک کند؟ چه لزومی دارد که دوستان‌اش به او ردیابی بدهند تا بتوانند مکان او را پیدا کنند؟؛ وقتی می‌توانند همه با هم آن مکان را ترک کنند. داستان نه تنها ساده و کلیشه‌ای‌ست، بلکه کارگردان سعی نکرده است شخصیت جدیدی را در قسمت دوم وارد بازی کند تا کمی به فیلم جذابیت دهد. او همان شخصیت‌های گذشته را زنده کرده و مابقی فیلم که قرار است در مبارزه طی شود را ساخته است. فیلم همه‌گونه مبارزه‌ای را در خود دارد مبارزه با تفنگ، مسلسل، آرپی‌جی. حمله با چاقو و یا هر جسمی که به‌دست کاراکتر داستان برسد یا نبردهای تن‌به‌تن و انجام حرکات رزمی.

«راس بویاسک» کارگردان آثار اکشن است. تخصص او در ساخت این گونه فیلم‌هاست. او تاکنون آثار زیادی را ساخته است. پس می‌توان به راحتی گفت خودِ کارگردان نیز در هنگام ساخت این اثر چیزی بیش از همین سکانس‌های زودوخورد را انتظار ندارد و بینندگان و طرفداران این‌گونه فیلم‌ها هم چیز بیشتری نمی‌خواهند. پس احتمالاً هم کارگردان و هم بیننده‌ی «خاص» این آثار از اثر ایجاد شده، راضی خواهند بود.