پوستر فیلم من لیسا هستم

گرگینه‌ی انتقام‌جو

من لیسا هستم
I Am Lisa
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

داستان‌ گرگینه‌ها یکی از جذاب‌ترین داستان‌های ژانر دلهره و اکشن-هیجانی است. چه در میان آثار پرهزینه‌ای مانند اکس‌من، چه در میان آثار ارزانِ ژانر دلهره. «من لیسا هستم» روایت‌گر دختری‌‌ست به‌نام لیسا که یک کتاب‌فروشی دارد. ظاهراً بسیار ساده و بی‌آزار است. اما در پی اتفاقاتی با دختر کلانتر شهر درگیر می‌شود و کلانتر و دارو‌سته‌اش به او حمله و تجاوز می‌کنند. لیسا توسط یک گرگ گاز گرفته می‌شود و خواهر کلانتر او را نجات می‌دهد.
قبل از هر چیزی باید گفت که این فیلم نسبت به آثار ارزان در ژانر دلهره که اکثراً خارج از تحلیل هستند، کمی قابل احترام است. فیلم قصه دارد. لیسا یک کاراکتر است. زندگی می‌کند و حس انتقام را درون او می‌بینیم. فیلم به‌لحاظ استفاده از جلوه‌های ویژه کمی ناتوان است، اما در پرداخت به لیسا و تغییرات فیزیکی او از دقت بالایی برخوردار است. اما مانند دیگر آثار هم‌رده‌ی خود از فقر شخصیت‌پردازی در کاراکترهای فرعی رنج می‌برد. بازی‌های مصنوعی بازیگرانی که مخصوص این آثار هستند و در فیلم‌های دیگر آنها را نمی‌بینیم. اما لیسا و نقطه‌ مقابل‌اش، یعنی کلانتر، تا حدی از عهده‌ی نقش‌های خود برآمده‌اند.
«پاتریک ریا» از ابتدای دوره‌ی فیلم‌سازی خود در حوزه‌ی آثار ژانر دلهره فعالیت داشته و می‌توان گفت کارگردان متوسط به پایینی‌ است. او در آثار خود به تمام تم‌های ژانر دلهره پرداخته است و خب، چندان موفق هم نبوده. اما در همین رده‌ی آثار ارزان ژانر دلهره خود را نگه داشته است. او در این فیلم تا جایی که توانسته از تجربیات قبلی خود استفاده برده، اما باز هم در اساسی‌ترین نقاط روایت دچار مشکل است. پاتریک ریا از ابتدا یک قصه‌ی کلی و کادربندی‌شده را در ذهن دارد. اما در نقاط عطف داستان دچار مشکل است. نه کاراکترها و نه خود روایت نمی‌توانند هیجان لازم را برای تغییر پرده‌ی روایت به مخاطب تزریق کنند. اما باز هم نباید فراموش کنیم که این یک اثر با بودجه‌ی کم است و نباید انتظاری خارق‌العاده از آن داشت. نقص‌هایی که در این فیلم با آنها مواجه هستیم، ایراداتی‌ست که به روایت وارد است و چندان به بودجه‌ی فیلم ربطی ندارند. چه اینکه در ابتدای همین سال آثاری با بودجه‌ی کم را شاهد بودیم و اتفاقاً اکثر آنها در ژانر دلهره تولید شده بودند. اما کارگردان در چیدن بخش‌های مختلف روایت‌اش از خلاقیت استفاده کرده بود.
در کل این اثر را می‌توان نه یک کار ضعیف، بلکه اثری متوسط رو با پایین دانست و شاید تماشای آن برای دانشجویان فیلمسازی خالی از لطف نباشد. چون با دیدن چنین فیلم‌هایی می‌توان اشتباهات غلط کارگردان در عقیم گذاشتن یک روایت خوب را به‌دقت بررسی کرد. اما اینکه مخاطب عادی ژانر دلهره بتواند با این اثر ارتباط برقرار کند، با‌توجه‌به آثار مختلفی که در این ژانر شاهد آنها هستیم، بعید است که انتخاب اول آنها باشد.