جاسوسی برای صلح
برای درک بهتر موقعیت برخی فیلمها باید آثار دیگر را قبل از آنها مشاهده کرد. فیلم عملیات شکار نیز از این قاعده مستثنی نیست. پس از ترور دیکتاتور پارک در سال ۱۹۷۹ و کودتای نظامی پس از آن و بهوقوع پیوستن کشتار گوانگجو در می سال ۱۹۸۰، «چون دو-هوآن» بهعنوان یک دیکتاتور نظامی دیگر بر اریکهی قدرت تکیه زد. او را مسئول مستقیم کشتار گوانگجو میدانستند. پس بهتر است قبل از تماشای این فیلم دو اثر زیبای «گلبرگ»، محصول ۱۹۹۶، که به وقایع گوانگجو میپردازد و «رؤسای نامسان»، محصول ۲۰۲۰، را که شرح کاملی از ترور دیکتاتور پارک دارد تماشا کنید. با درک این دو رخداد متوجه دوران سیاه ریاستجمهوری دو-هوآن خواهیم شد.
«لی جونگ-جه» را بیشتر با آثاری که در سینما و تلویزیون بازی کرده میشناسیم و این اولین اثر سینمایی او در قامت یک کارگردان است. البته او در فیلم خود نیز یکی از نقشهای اصلی را بر عهده دارد. زمان فیلم سه سال پس از حادثهی گوانگجو است. مأمورین امنیت داخلی و خارجی سازمان اطلاعات کرهی جنوبی متوجه حضور یک جاسوس از کرهی شمالی در سازمان خود میشوند. اما هیچکس نمیداند این جاسوس کیست و همین گره باعث درگیری این دو بخش میشود. رئیس امنیت خارجی، «پارک پیونگ-هو»، در برابر رئیس امنیت داخلی «کیم جئونگ-جو»، قرار میگیرد.
روایت فیلم همچون درونمایهی جاسوسی خود تبدیل به یک پازل چندلایه شده است. همین لایهلایهشدن روایت باعث جذابیت بیشتر آن میشود و مخاطب را با مرور رخدادهای تاریخی و تلخ قبلی به عمق فیلم میبرد. در این فیلم مفهوم جاسوس کمی جابهجا شده است و این کلیدواژهی صلح است که جاسوس را وادار به مقاومت برای جلوگیری از قتل یک دیکتاتور میکند. این را فراموش نکنیم که کلیت فیلم داستانی است در دل واقعیتی تاریخی و همین باعث جذابتر شدن آن میشود. در یکسوی ماجرا افسری قرار دارد که در کشتار گوانگجو شاهد به خاکوخون کشیده شدن مردم بیگناه توسط دیکتاتور بوده است و در سوی دیگر جاسوسی قرار دارد که هدفی جز صلح و پیوستن دو کره به یکدیگر ندارد. پس یکی سعی در ترور دیکتاتور دارد و دیگری برای جلوگیری از یک جنگ خانمانسوز میخواهد جلوی این ترور را بگیرد. روایت فیلم در لحظهلحظهی خود مخاطب را به همهی کاراکترهای اصلی مشکوک میکند. خاصیت یک درام جاسوسی همین است. کارگردان اثر که خود سابقهی بازی در فیلم «دنیای جدید» را دارد به خوبی از این جابهجاییها آگاه است. در نتیجه برشها و تغییر نماها در راستای کاشتن بذر شک در ذهن مخاطب قرار دارند.
فیلم «عملیات شکار» بیش از آنکه یک اثر اکشن باشد، روایتی از تلاش یک جاسوس برای رسیدن به صلح بین مردمان دو کره است. شاید یک از نقاط قوت فیلم پر ستاره بودن آن است و همین باعث شده نقشهای اصلی و فرعی در فیلم بیشازپیش مخاطب را با خود درگیر کنند. «لی-جونگ جه» در اولین تجربهی کارگردانی خود گام محکمی برداشته است و باید دید در آثار بعدی هم میتواند از تجربیات موفق گذشتهی خود بهره ببرد؟ او در این اثر کاملاً تحت تأثیر تجربیات گذشتهی خود در عرصهی بازیگری در آثار اکشن و هیجانانگیز بوده است و بهخوبی توانسته از آنها در اثری کاملاً سیاسی و صلحطلبانه بهره بگیرد. از سویی نباید فراموش کنیم که در سینمای کرهی جنوبی وسواس خاصی در بازنمایی رخدادهای تلخ گذشته وجود دارد و بههمین سبب است که گاه چند اثر از زاویههای مختلف رخدادهای گذشتهی جامعهی کره را بهتصویر میکشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.