کلاژی از یک قرن سینمای کمدی
در طول سالهایی که از عمر سینما میگذرد، بارها پیش آمده که فیلمسازی در اثر خود ارجاعاتی به آثار سینماگران بزرگ قبل از خود یا حتی به خود سینما داشته باشد؛ از «تروفو» تا «وس اندرسون» و «تارنتینو». اما شاید فیلم «صدها سمور» تنها پروژهی سینمایی باشد که تاریخ یک ژانر را نزدیک به دو ساعت در برابر چشمان مخاطب قرار میدهد. روایت آقای «مایک چِسلیک» همچون کلاژی زیبا هم قصه میگوید و هم ادای دینی زیبا به تاریخ ژانر کمدی دارد.
روایت فیلم با سرود شادی مردی با نام «ژان کایاک» آغاز میشود که در میان باغ سیب خود و محل شرابگیری برای رسیدن به شراب سفیدش خود را رها کرده است. در میان این سرود شادی که در قاب آن ترکیبی از انیمیشن، لایو اکشن و در نهایت جلوههای ویژهی کامپیوتری را شاهد هستیم بهناگاه با حضور سمورهای آبی و ویران کردن باغ سیب این مرد به گام بعدی و زمستان سخت او وارد میشویم.
در این بخش عملاً کمدیهای صامت دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ با هنرنمایی بزرگانی چون چاپلین، کیتون، لوید، لورل و هاردی و برادران مارکس برای مخاطب تداعی میشود. این کمدیها که بسیاری از آنها را با اصطلاح «اسلپاستیک» میشناسیم (منظور این اصطلاح در کلیتاش نمایشهای کمدی روحوضی است. اما این معنا بسیار بیربط است. در نتیجه میتوان گفت که این اصطلاح به کمدیهایی اشاره دارد که در آنها انبوهی از موقعیتهای تعقیبوگریز و زد و خورد باعث خندهی مخاطب میشود) بهیکباره مخاطب را وارد این نوستالژی سینمایی میکنند؛ از انیمیشنهای کوتاهی همچون تعقیب و گریز موش و گربه تا بازیهای درخشان بزرگان کمدی هالیوود. آنچه که در بخش اول مهم است تأکید کارگردان روی شخصیتبخشی به حیوانات است. این انتخاب درست باعث شده که مخاطب این اثر در چشم به هم زدنی مجاب به تماشای دوبارهی این رخدادها شود؛ هم به سبب ضربآهنگ بالای روایت و هم به سبب جذابیتی که این تقابلها به داستان فیلم میدهند.
اما آقای چسلیک در بخش دوم دنیای روایتاش را باز هم گستردهتر میکند و بهنوعی مخاطب را در برابر تصاویری قرار میدهد که گویی نفر سومی در حال انجام بازیهایی چون قارچخور یا بازیهای استراتژیک ساده است. کاراکتر اصلی روایت در این بخش دنیای خود را گستردهتر میکند و عملاً هر موجود زندهای را شکار میکند. در چنین کمدیهای فیزیکی و صامتی با تصویر محضی مواجه میشویم که هر رخدادی را ممکن میکند. این نقطه همان جایی است که روایت هر منطقی را میپذیرد.
در بخش سوم اما تعقیبوگریزهای جکیچانی با همان سبک بدلکاریهای او وارد داستان میشود. به سکانس تعقیب و گریز میان عمارت عظیم سمورهای آبی دقت کنید که چگونه کاراکتر اصلی از همان حرکات چان بهره میبرد. در این بخش است که جری لوییس، جیم کری یا حتی مستر بین هم به برخی از این رخدادها اضافه میشوند و موقعیتهای مختلف روایت مخاطب را وادار به مرور تاریخ سینمای کمدی میکنند. آقای چسلیک با این اثر باعث میشود مخاطب بدون فوت وقت وارد اثر قبلی او با نام «هیولای دریاچهی میشیگان» شود و از آن اثر نیز لذت ببرد. بدون شک فیلم «صدها سمور آبی» یکی از آثاری است که در تاریخ سینما همچون ادای دینی کامل به ژانر کمدی باقی خواهد ماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.