خانوادهی زیبای کروننبرگ
خانوادهی کروننبرگ در یک دههی اخیر گویی قرار است میراث پدر را در آثار خود نشر دهند. بسیاری از مخاطبان سینما با امضای آثار دیوید کروننبرگ در ارائهی دلهرهی جسمی آشنا هستند. در ادامه آثار «برندن کروننبرگ» نیز با توجه به پوستاندازیهای سینمای دلهره در سالهای اخیر جایگاه خود را در این ژانر پیدا کردهاند. حال نوبت به «کیتلین کروننبرگ» رسیده که در اولین اثر بلند داستانی خود راه پدر و برادر را ادامه دهد.
روایت خانم کروننبرگ در آیندهای میگذرد که انسان با مشکلات زیستمحیطی عدیدهای مواجه است و طبق توافق کشورها در سازمان ملل، هر کشور باید با توجه به جمعیتی که دارد درصدی از شهرونداناش را از نعمت حیات محروم کند. این روایت در ایالات متحده میگذرد و قرار است تلاش دولت این کشور برای رسیدن به درصد مورد تأیید را شاهد باشیم. خانم کروننبرگ روایت را از کل به جزء میرساند و طی این گذر باعث میشود مخاطب با آنچه در دنیای خلقشده توسط او میگذرد آشنا شود. در نهایت به خانوادهی یکی از مجریان مشهور تلویزیون آمریکا، «چارلز یورک»، میرسیم. داستان قرار است در عمارت او کل پردهی دوم و سوم خود را تصویر کند و در این بین میراث خانوادگی کروننبرگ، یعنی دلهرهی جسمی، نیز شکل بگیرد. خانم کروننبرگ هم مانند پدر و برادر خود بهراحتی مخاطب را از همان ابتدا درگیر این گزارهی دهشتناک میکند. مخاطب تا زمانی که روایت وارد پردهی دوم شود مسیرهای متفاوتی را حدس میزند. کارگردان نیز مقابل این حدسیات نمیایستد و در عوض اجازه میدهد روایت از این طریق ابعاد بیشتری بگیرد. همین نگاه سادهی کارگردان به گزارهای که قرار است از طریق یک حکم دولتی کاراکترهایاش را دچار عبور یا مرور اخلاقیات کند باعث جذاب شدن این اثر میشود.
خانم کروننبرگ در اثر خود شخصیتپردازی و بازیگردانی زیبایی دارد و همانطور که انتظار میرود بهراحتی همهی کاراکترهای دخیل در روایتاش را طی دیالوگها و اکتها پرداخت میکند. او در پردهی دوم آن دالانهای روایی را که در نظر دارد طراحی میکند و باعث میشود گذرهای مختلف اخلاقی در روایت شکل بگیرند. اما مشکل آنجاست که این دالانها لحظهبهلحظه عوض میشوند و بهنوعی تغییر حالت کاراکترها و عوض کردن تصمیمهایاشان در خدمت تصمیمهای کارگردان برای روایت است و نه دنیای داستانی. این نقص کوچک که باعث تناقض بین خواستهی کارگردان و دنیای روایی میشود بهنوعی نیمهی دوم و کل پردهی سوم را تحت تأثیر خود قرار میدهد. خانم کروننبرگ از همان تیتراژ هم به مخاطب نشان میدهد که قرار است با روایتی مواجه شود که لایهای از کمدی-ابزورد را در خود دارد. اما گزارهی اخلاقی روایت با قابهایی که در نیمهی دوم فیلم شاهد هستیم همگون نیست. خانم کروننبرگ در نیمهی دوم روایت خود کمی سرگردان است و با عوض کردن جایگاه قربانی و قاتل سعی دارد به چینش نهایی مد نظر خود برسد و این با کلیت یک روایت ابزورد کاملاً در تناقض است.
در هر حال باید بپذیریم که این اولین گام سومین عضو از خانوادهی کروننبرگ در سینماست و بهطور حتم در سالهای پیش رو شاهد روایتهایی ساختارمندتر از این کارگردان جوان خواهیم بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.