پوستر فیلم پالایش

کارگردانی که حتی در هرزه‌نگاری هم استعداد ندارد

پالایش
Hugas
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

پس از دیدن بعضی از فیلم‌ها تنها جمله‌ای که به ذهن می‌آید این است که کارگردان چنین فیلمی چه اعتمادبه‌نفسی داشته که به خود جرأت پشت دوربین رفتن داده است. کارگردان این فیلم فیلیپینی نیز بی‌آنکه چیزی از سینما بداند یا اصلاً هویت یک اثر در ژانری مشخص را درک کند تصمیم به‌ ساخت یک فیلم در ژانر هیجان‌انگیز کرده است. این فیلم نه در ژانر هیجان‌انگیز است و نه حتی اثری در سینمای گروه ب به‌حساب می‌آید. بیشتر می‌توان آن را تعدادی کلیپ مخصوص سایت‌های هرزه‌نگاری دانست.
درست پس از تماشای فیلم این سوال به ذهن می‌آید که آیا قبل از ساخت آن فیلمنامه‌ای وجود داشته است یا خیر. کارگردان روایت‌های فیلم‌های «سریع و خشن»، «غریزه‌ی اصلی» و چند فیلم هرزه‌نگاری را در هم آمیخته تا این فاجعه‌ی تصویری را بسازد. قرار بوده پسری جوان که در گروهی خلافکار عضو است به‌یک‌باره با دوست‌دختر خود از این باند جدا شود و یک زندگی معمولی را آغاز کند. اما در طول فیلم هر چه سعی می‌کنیم ارتباط یک سکانس را به سکانس قبلی یا بعدی درک کنیم چیزی به‌دست نمی‌آید. با پایان هر سکانس گویی وارد یک موزیک ویدیوی اروتیک می‌شویم و گویی فقط قصد داشته مخاطب اروتیسم رایج در سایت‌های هرزه‌نگاری را به‌سوی خود بکشد. مطمئناً چنین چیزی در ذهن او می‌گذشته. چرا که اروتیسم در سینما باید همانند تمام ارکان یک روایت منطقی روایی داشته باشد. کارگردان باید آگاه باشد که چرا باید اروتیسم را وارد روایت خود کند. هرگونه لغزش در به‌تصویر کشیدن آن باعث می‌شود فیلم تبدیل به یک تصویر هرزه‌نگاری شود. بهترین مثال در این باب فیلم «ماه تلخ» رومن پولانسکی است. کارگردان در ابتدای فیلم یک گزاره را مطرح می‌کند و در کل فیلم همه‌ی اتفاقات به‌خاطر تفسیر همان گزاره رخ می‌دهند. اما در این فیلم ما چیزی با نام گزاره را نمی‌بینیم. بدون شک کارگردان این اثر هیچ چیزی در باب این مفاهیم نمی‌داند. فیلم او بیشتر شبیه همان منطق‌های آبکی فیلم‌های هرزه‌نگارانه است که یک لوله‌کش پس از دیالوگی دو کلمه‌ای با زن صاحب‌خانه همبستر می‌شود. اتفاقاً کارگردان در یک سکانس مهر تأییدی بر این فرض زده است و پس از آن است که واکنشی جز تهوع از مخاطب برنمی‌آید.
مخاطب در اینجا آن بیننده‌ای است که فهمی از تاریخ سینما دارد و حداقل یک‌سوم آثار سینمایی تأثیرگذار در تاریخ سینما را مشاهده کرده باشد. واکنش‌ها نسبت به چنین آثاری مخصوص این مخاطبان است. وگرنه همه می‌دانیم که مخاطبانی هم وجود دارند که سینما را در ردیف همان سایت‌های بزرگسالان می‌بینند و هدف‌شان از تماشای یک اثر رسیدن به نقطه‌ای است که آن‌ها را به‌لحاظ جنسی دچار ارضاء کند. در هر حال به‌نظرم این فیلم حتی برای چنین مخاطبی هم بسیار مضحک به‌نظر می‌رسد و انتظار نمی‌رود هیچ دسته‌ای از مخاطبان سینما حتی خود را وادار به تماشای کل فیلم کنند. مطمئناً این اثر را نباید صرفاً نماینده‌ی سینمای بدنه‌ی فیلیپین دانست، چون این سینما همچون کشورهای اندونزی و تایلند در حال پیشرفت و همگام شدن با سینمای جهان است. در این بین ساخت تصاویر مخدوشی چون این فیلم چندان دور از انتظار نیست.