«هییوای» پسری جوان است که قصد نویسنده شدن دارد. او مدت طولانیای است که در حال نوشتن رماناش است، اما هنوز به موفقیتی که خودش میخواهد نرسیده است. او بنا به خواست پدرومادرش و از آنجا که آنها خرج او را میدهند، باید هر چند روز یک بار با یک روانشناس دیدن کند.
تا کنون سینما قاتلهای سریالی بسیاری را به مخاطبان علاقهمند به ژانر جنایی و ترسناک شناسانده است. از قاتل زنان جوان بلوند فیلم «مستاجر: داستان لندن مهآلودِ» هیچکاک، محصول ۱۹۲۷، و قاتل کودکان در فیلم «ام»، محصول ۱۹۳۱، گرفته تا قاتلهای فیلمهایی چون «چشمان بدون صورت»(۱۹۶۰)، «گشتزنی»(۱۹۸۰)، «سکوت برهها»(۱۹۹۱)، «خاطرات قاتل»(۲۰۰۳). تمام این قاتلها هر یک در نوع خود دارای ویژگیهایی هستند که توانستهاند برای همیشه در تاریخ سینما باقی بمانند. پیرنگ داستانی جذاب و بازیگران بسیار خوب در نقش این قاتلها از دلایل مهمی هستند که باعث ماندگاری این فیلمها و بسیاری دیگر از فیلمهای مطرح در این ژانر شدهاند. حال برای وارد کردن یک قاتل سریالی در میان انبوه قاتلهای سریالی مثالزدنی باید شخصیت منحصربهفردی را ساخت تا بتواند حرف نو و جدیدی برای زدن داشته باشد. شخصیت هییوای قطعاً اینگونه شخصیتی نخواهد بود.
این شخصیت نه به طور کامل پرداخت شده است و نه توانسته در پیرنگ داستان کار مهمی را انجام دهد. مخاطب در این فیلم رویدادهایی خاص را مشاهده نمیکند. دوربین برای مدتها یا به دنبال شخصیت مقتولی است که قاتل آن را نشان کرده یا در حال تصویر کردن قاتل است که با خود کلنجار میرود. این قاتل از کجا به اینجا رسیده است؟ و چرا دست به انجام این کارها میزند؟ از سوی دیگر این فیلم حتی شهامت نشان دادن نحوهی انجام قتل توسط قاتل را هم ندارد. حتی زمانی که این قاتل میخواهد به صورت مقتول خود ضربه بزند و او را بیهوش کند هم تصویر با سیاه شدن فقط بیننده را از دیدن این اتفاق محروم میکند. اگر قرار است فیلمی واقعگرایانه از یک قاتل و خشونت او نمایش داده شود باید تمام زندگی او برای مخاطب تصویر شود. فیلم «روانی آمریکایی»، محصول ۲۰۰۰، را به یاد بیاوریم. در این فیلم ما به خوبی میتوانیم وارد زندگی یک قاتل روانی شویم که از کشتن لذت میبرد. هییوای در این فیلم آیا از کشتن لذت میبرد؟ او به چه دلیل قاتل شده است؟ خانوادهی او اگر میدانند او بیمار است چرا به این راحتی او را از خود جدا کردهاند؟ اصلاً این خانواده به چه علت فرزند خود را نزد دکتر روانشناس فرستادهاند؟ روانشناس قرار گرفته در برابر هییوای چگونه فردی است و چرا تا کنون متوجه رفتارهای او نشده است؟ هییوای آیا قبلاً هم دست به این کار زده یا این اولین باری است که قتلی انجام میدهد.
فیلم «هییوای» هیچ توضیحی نمیدهد و فقط سعی دارد ادای فیلمهای هنری در باب قاتلهای سریالی را درآورد. اینکه دوربین در دست باشد و مدام به دنبال شخصیت اصلی حرکت کند بدون اینکه پیرنگی مشخص و شرحی کامل از این شخصیت روایت شود قرار نیست فیلمی هنری را بسازد. مخاطب چگونه بدون شناخت قاتل و مقتول با آنها ارتباط برقرار کند؟ کارگردانی که سابقهی ساخت یک فیلم کوتاه را ندارد و حتی دستیاری هیچ کار هنریای را نداشته است چگونه میتواند به یکباره سراغ روایتی برود که نیاز به آگاهی و هوشیاری کامل دارد؟ این کارگردان تازهکار شاید بهتر بود این فیلم را به صورت یک فیلم کوتاه میساخت تا هم تجربهای در این راه کسب میکرد و هم به درک درستی از فیلمسازی و استفاده از دوربین میرسید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.