جذاب و قابل احترام، اما بدون ارزش افزوده
«دین دوبلوآ» در سال ۲۰۱۰ اولین گام خود را در اقتباسی انیمیشینی از مجموعه کتابهای کودک خانم «کرسیدا کاول» برداشت. انیمیشن نزدیک به ۲۰۰میلیون دلاری آقای دوبلوآ با استقبال خوبی مواجه شد و همین باعث شکل گرفتن دنبالههای دیگری بر آن تا سال ۲۰۱۹ شد و در نهایت سهگانهی هیکاپ و بیدندان و جزیرهی برک به پایان رسید. حال آقای دوبلوآ سعی دارد همان مسیر را در دنیای لایو اکشن ادامه دهد. قبل از اینکه به تماشای این اثر بنشینیم دائم از خود میپرسیم آیا در لایو اکشن قرار است کارگردان خلاقیتی روایی از خود بروز دهد و بهنوعی مخاطب را شگفتزده کند یا صرفاً قرار است همان مسیر همیشگی «از آب کره گرفتن» هالیوود را شاهد باشیم؟
بگذارید در همین ابتدا موضع خود را در برابر این اثر مشخص کنیم. در این فیلم با روایتی مواجه هستیم که گاهی نمابهنما همگام با انیمیشن حرکت میکند و بهنوعی با اثر سال ۲۰۱۰ مو نمیزند. در عین حال بهلحاظ فرم بصری با داستانی مواجه هستیم که مخاطب خود را اغناء میکند؛ مخاطبی که بهتازگی از پای بازسازی «سفیدبرفی» بلند شده و بهنوعی بسیار بدبین است. آقای دوبلوآ در اثر خود با احتیاط برخی خواستههای ووکیستی را به اثر اضافه کرده و دوباره در اتاق تدوین یا شاید هفتهی قبل از اکران عمومی آنقدر با عجله همین حجم کم را دچار برشهای متعدد کرده (البته به
نظر میرسد با همفکری استودیویی که خودش بانی این اضافات بوده است) که حتی مخاطب عام نیز قادر به تشخیص این پرشهاست. در نتیجه می توان اینگونه برداشت کرد که تفکر کپکزدهی ووکیستی پس از شکست مفتضحانهی دیزنی دیگر آن تفکر غالب بر خط فکری استودیوها طی یک دههی اخیر نیست. بهنوعی ووکیستهای هندوانهای و رسانههای وابستهاشان (از نیویورک تایمز و گاردین و رویترز گرفته تا نیویورکر، واشنگتنپست، راتن، متاکریتیک و سیانان و غیره) دیگر توان مقابله جامعه و تزریق افکار باسمهای خود را به آن ندارند. شکست خفتبار سفیدبرفی باعث شد تا بازسازی آقای دوبلوآ باز هم دیده شود.
در اثر آقای دوبلوآ بهوضوح میتوان شاهد وسواس او در انتخاب بازیگران اصلی بود. به بازی زیبای «جرارد باتلر» در نقش «استویک» توجه کنید که زیر این چهرهپردازی سنگین چگونه توانسته همان کاراکتر انیمیشنی را در نظر مخاطب زنده کند. انتخاب دقیق و هوشمندانهی «نیکو پارکر» در نقش آسترید و «میسون تیمز» در نقش هیکاپ نیز جای تردیدی باقی نمیگذارد که میان این همه بازیگر نوجوان هالیوودی، کارگردان چگونه به انتخابهای درست خود رسیده است. حتی استفاده از لوکیشن واقعی و ترکیب واقعیت و جلوههای ویژه بهاندازهی یک نما به اثر اصلی ضربه نزده است و نشان از این دارد که کارگردان در این بازسازی چیزی گم نگذاشته است. اما در نهایت این اثر قرار است چه ارزش افزودهای برای سینما داشته باشد؟ بهنظر میرسد ولخرجی ریسکپذیر دیگری از هالیوود بوده که آیا مخاطب پس از ۱۵ سال باز هم میتواند گیشهی این روایت را پرپول کند. هالیوود و سینمای تجاری ژاپن از یک اصل پیروی میکنند؛ زمانی از یک اثر و بازسازی و اضافهکردن دنبالهها و پیشینهها به آن دست بکش که دیگر سنت یا ین اضافی به اصل سرمایه اضافه نکنند. گویا این اثر نیز بهجای اینکه تبدیل به سه یا چهار اثر ۶۰ میلیون دلاری شود و مخاطب را در برابر تنوعی از آثار ژانری قرار دهد باید آنقدر بازسازی شود و ادامه پیدا کند که عصارهاش گرفته شود. آقای دوبلوآ پس از ۱۵ سال، بهجای ورود به دنیای فانتزی جدیدی که تجربه نشان داده در تصویر کردن آن تبحر دارد، دوباره به ابتدای مسیر بازگشته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.