زمانی که کارگردان اصل لذت را با درونمایهی هرزهنگارانه اشتباه میگیرد
«جینا» زنی میانسال است که بهتازگی از کار بیکار شده است. او که بهواسطهی هدیهای که دوستاناش برای او فرستاده بودند با مردی جوان آشنا شده تصمیم میگیرد به کمک این مرد جوان و دوستاناش کسبوکاری جدید را راه بیندازند. او میخواهد یک مرکز خدماتی انجام کارهای خانه را راهاندازی کند. اما در این کسب و کار پول چندانی وجود ندارد.
از روابط زناشویی و لذتی که در میان این روابط برای دو سوی آن وجود دارد در سینما صحبت بسیار شده است. با گذر زمان این صحبتها حالتی دیگر نیز به خود گرفتهاند و لذت از تمایلات جنسی در آن بیشتر هویدا شده است. روانشناسان بسیاری هم در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدهاند که زوجهایی که بتوانند لذت جنسی بیشتری را تجربه کنند، روابط پایدارتر و قویتری را خواهند داشت. به همین دلیل هم فیلمسازان بسیاری تلاش کردهاند از وجوه مختلف به این تجربیات نگاه کرده و آنها را به تصویر درآورند. گاه در درامهای خانوادگی و با روایتی جدی و ملموس و گاه با کمدیهایی پر از اغراق و شیطنتهای طنازانه. «رنه وبستر» در اولین تجربهی کارگردانی فیلم بلند داستانی خود سعی کرده با توجه به تجربیات زیادی که در ساخت و کارگردانی سریالهای تلویزیونی دارد درامی ساده را با رگههایی از طنز نمایش دهد، اما در نهایت آنچه در برابر مخاطب قرار میدهد جز همان داستانهای سطحی و آبکیای که در هالیوود بسیار دیده شده، چیزی نیست.
او بدون اینکه پرداخت درستی از شخصیتهای داستان خود داشته باشد آنها را به سرعت در کنار هم قرار میدهد و تلاش میکند با تصاویری رویایی از مکانی که اتفاقات در آن رخ میدهد گرما و معنای خاصی را به روابط میان آنها دهد. جینا زنی میانسال است که هر روز صبح با تعداد زیادی از زنان میانسال و جوان دیگر در اقیانوس شنا میکند و سپس به محل کار خود میرود. آنقدر که آقای وبستر این زنان را در حال شنا یا درکنار هم بعد از شنا نشان میدهد که در حال خندیدن و لذت بردن از زندگیاشان هستند، از تنهاییها و سختیهای زندگی زناشویی یا مجردیاشان حرف نمیزند. او فقط با ایجاد مکالمههایی که شیطنتهای خاص این زنان را بیان میکند راز خوشبختی آنها را داشتن رابطهی جنسی با مردان جوان و زیبا نشان میدهد و هرگز دلیل نارضایتی و ناراحتی عمیق آنها را از زندگی شرح نمیدهد. به عنوان مثال خود جینا چرا با همسرش دچار مشکل شده و دیگر با هم رابطهی جنسی ندارند؟ دیگر زنان همنشین او چرا به دنبال داشتن رابطه با مردان جوان هستند؟ آیا آنها ازدواج کردهاند و در حال خیانت به همسراناشان هستند یا همگی زنانی مجرد هستند که تنها به دنبال لذت از رابطهی جنسی هستند. از سوی دیگر آیا وبستر توانسته در پایان داستاناش جوابی صحیح و صریح را به مخاطباش بدهد؟ مخاطبی که احتمالاً با دیدن نام فیلم کنجکاو دیدن داستان آن شده است؟ جواب با توجه به عدم پرداخت به شخصیتهای روایت، کمعمقی روابط میان شخصیتها و سطحی بودن پیرنگ داستان کاملاً مشخص است و مخاطب در پایان چیزی از آن نصیباش نمیشود و حتی لذتی چند دقیقهای هم از آن نبرده است. تنها مزیت داستان را باید همان چند سکانسی دانست که این زنان در اقیانوس در حال شنا هستند و حس آزادی را میتوان در آنها دید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.