پوستر فیلم چگونه رابطه‌ی جنسی برقرار کنیم

سینما، جامعه و هر دو جنس زن و مرد به این روایت‌ها نیاز مبرم دارند

چگونه رابطه‌ی جنسی برقرار کنیم
How to Have Sex
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا، یونان
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

این گزاره‌ی مهم را که «انسان متمدن باید در همه‌ی جوانب زندگی فردی و اجتماعی خود دچار تحول شود» همه پذیرفته‌ایم. پیش‌شرط‌هایی نانوشته در زندگی فردی و جمعی ما وجود دارند که اگر آن‌ها را رعایت کنیم، می‌توانیم به خود لقب انسان متمدن دهیم. کمی دایره را تنگ‌تر کنیم و به روابط بین دو جنس مخالف بپردازیم. شاید هر روز از طریق اخبار یا شبکه‌های اجتماعی و زندگی اطرافیان به مثال‌هایی از تعرض و تجاوز جنسی برخورد کنیم و در هر مورد سری از روی تأسف تکان دهیم. گویا تمدن انسانی در مقوله‌ی بهداشت روابط بین زن و مرد هنوز در بخشی از تاریخ انسان باقی مانده که گویی مطابق با پیشرفت در دیگر عرصه‌ها گام‌های کندی برداشته است. زمانی که صحبت از روابط بینافردی‌ست معمولاً شعارها همه‌جا را پر می‌کنند، اما زمانی که این روابط بینافردی در خصوصی‌ترین محافل آن شعاردهندگان خود را نشان می‌دهند، گویی همه‌چیز برای لحظاتی فراموش می‌شود. 

خانم «مالی منینگ واکر» در روایتی که ضربآهنگ به‌شدت بالایی دارد و یکی از خلاصه‌ترین و در عین حال پرمغزترین تلنگرها به انسان است به‌یک‌باره وارد زندگی سه دختر نوجوان بریتانیایی می‌شود که برای تعطیلات چندروزه به یونان سفر کرده‌اند؛ تارا، ام و اسکای. دوربین خانم واکر از همان ابتدا قاب خود را به‌گونه‌ای معنادار روی چهره‌ی تارا می‌بندد و سعی دارد از طریق او این زندگی دوستانه را در تعطیلات تصویر کند. هیاهو و شور این سه نوجوان تا قبل از اولین برخوردشان از روی ایوان با «بجر» و دو دوست دیگرش لحظه‌ای افت نمی‌کند و دوربین هم در طی این هیاهو مخاطب را وادار به هیجان و نوعی سردرگمی می‌کند. از سویی دیگر تک‌جمله‌ای آشنا که عنوان فیلم را به ذهن می‌آورد باعث می‌شود دائم به‌دنبال رخدادی شوکه‌کننده باشیم؛ اسکای مدام به تارا و مخاطب یادآوری می‌کند که «تارا تاکنون رابطه‌ی جنسی نداشته» و گویی تارا نیز با خنده‌های خود او را تأیید می‌کند و این سفر برای او حکم اولین رابطه‌ی تنانه را با جنس مخالف دارد. 

خانم واکر اما سعی دارد این رخدادها را تبدیل به نقطه‌ی عطف روایت کند. او ضربآهنگ روایت را رفته‌رفته همگام با گذران تعطیلات توسط این دختران نوجوان سینوسی می‌کند؛ شب‌ها هایپراکتیو و گویی دوربین و برش‌ها همچون این دختران مست است. صبح‌ها اما دوربین و روایت و دختران در خماری و کندی معناداری سیر می‌کنند (به نور خورشید و ایوانی که باعث می‌شود نوعی رخوت را حس کنیم توجه کنید) و در نهایت عصرها که این خماری کم‌کم جای خود را به آن پرشوری شب گذشته می‌دهد. خانم واکر در طول روایت خود گویی روی همین دایره در حال چرخیدن است.

در یکی از این شب‌ها که هم مخاطب و هم اطرافیان تارا حس می‌کنند قرار است آن اتفاق بین او و بجر رخ دهد، به‌ناگاه به صبح فردایی می‌رسیم که ۵ کاراکتر به‌جز تارا روی ایوان‌های اتاق‌های‌اشان در حال پرس‌و‌جو در باب تارا هستند. گویی تارا نیست و این غیبت قرار است مخاطب را وارد روایتی رازآلود از غیبت همیشگی یک دختر کند. اما خانم واکر با چند جلوه‌ی صوتی و تک‌نماهایی از چهره‌ی بهت زده‌ی تارا -هنگامی که بجر و دخترانی دیگر روی سن بودند- ما را به آن خلأ دچار برش می‌برد. تارا در بیرون از این مجلس با «پدی»‌ همراه می‌شود و به کنار ساحل می‌روند. گویی همه می‌دانند که تارا این سفر را برای رهایی از باکرگی انتخاب کرده است. اما خانم واکر درست در همین نقطه کل درون‌مایه‌ی خود را برای ما لحظه‌به‌لحظه شرح می‌دهد؛‌ بدون آنکه جمله‌ای شعاری از زبان تارا و دیگر دخترها بشنویم. او در تصویر کردن این لحظه باز هم روایت را دچار پس و پیش می‌کند. تارا پس از این رابطه دچار نوعی سرگشتگی می‌شود و گویی دیگر حتی خنده‌های ابتدای سفر نیز از چهره‌ی او رخت بربسته‌اند. خانم واکر تنها به این موضوع ورود نمی‌کند که پدی تبدیل به فردی شد که تارا را بدون هیچ دفاعی اسیر تن خود کرد و حتی روایت را به‌سمتی پیش نمی‌برد که طی آن تارا دچار نوعی طغیان فردی شود. تارا ترسیده، تارا دچار بهت شده، تارا نوجوانی بی‌دفاع است و در همین حین کنش‌ها و واکنش‌های اسکای و ام نیز او را بیشتر و بیشتر با تنهایی‌اش مواجه می‌کنند. به خبر نتیجه‌ی امتحانات پایان سال توجه کنید که هر دو دوست این دختر چگونه به او فخر می‌فروشند؛ البته همه‌ی این فخرفروشی‌ها زیر همان خنده‌های دوستانه پنهان است، اما تارا تک‌تک آن‌ها را در این شرایط به‌خوبی درک می‌کند. در نیمه‌ی دوم روایت گویی تارا هر چه زودتر می‌خواهد خود را به آغوش مادر بیندازد و از مواجهه با پدی و دیگران فرار کند. خانم واکر در این روایت صرفاً قرار نیست پدی نوجوان را همچون یک غول بی‌شاخ‌و‌دم و نماینده‌ی جنس مرد در طول تاریخ تصویر و از طریق او هر چه دشنام فمینیستی‌ای که می‌داند نثار جامعه‌ی مردان کند. برعکس، او هم بجر را به‌عنوان آلترناتیو پدی و هم اسکای را به‌عنوان نخاله‌ای در میان جنس زن در برابر مخاطب قرار می‌دهد. این گستره‌ی کاراکتری در روایتی که ممکن است مخاطب از ابتدا تا انتهای آن حس کند در مجموع ۱۵ دقیقه پای تصویر نشسته است، باعث عریض شدن روایت می‌شود. 

فیلم خانم واکر یکی از سینمایی‌ترین آموزش‌های بهداشت رابطه‌ی دو جنس مخالف است. مخاطبی که در برابر این اثر قرار می‌گیرد به‌خوبی درک می‌کند که رابطه‌ی تنانه ارتباطی دوسویه است. تارا در این روایت قربانی پیش‌فرض‌های غلطی شده که دوست صمیمی‌اش اسکای، دیگران و حتی خود او را با آن‌ها مسموم کرده است. از طرفی گرفتاری او در آغوش تنی که آن را انتخاب نکرده است معادله‌ی ساده‌ی رفتاری را در این دختر نوجوان بر هم می‌زند. تارا بی‌آنکه بداند یک قربانی است دچار نمی‌دان می‌شود و خانم واکر از این قربانی شدن تجربه ساخته و نه انقلاب. مهم‌ترین تأثیر این فیلم دوری از شوآف‌های رایج در سینمای هالیوود و فرانسه و از سوی برخی فیلمسازان زن است. روایت خانم واکر به‌سادگی همه‌ی این شعارزدگی‌ها را کناری می‌زند و با زبانی ساده مخاطب را در برابر بخش دیگری از بهداشت رابطه‌ی میان دو جنس مرد و زن قرار می‌دهد. مهمترین رکن روایت خانم واکر در پذیرش آن از سوی مخاطب، جادوی فرمی تصویر اوست که به‌زیبایی همگام با ضربآهنگ روایت قاب‌های‌اش دچار کرختی و پویایی می‌شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟