پوستر فیلم خانه‌ی انبوه غم‌ها

قاتل پوشالی

خانه‌ی انبوه غم‌ها
House Of Many Sorrows
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

در ابتدای فیلم آرتور را می‌بینیم که در حال حمل یک جنازه است. سپس او را در حال حرف زدن با خودش در آینه می‌بینم. او از خودش در آینه سوال می‌کند چه کسی دیوانه است. این دیالوگ را چند بار تکرار می‌کند.
فیلم داستان آرتور است که با مادر خود زندگی می‌کند. اما حالا مادر مریض و در حال مرگ است. آرتور نمی‌تواند از مادر نگهداری کند. پس یک پرستار را برای نگهداری از مادر استخدام می‌کند. آرتور عجیب است و شب‌ها که پرستار خواب است بالای سر او می‌رود.
فیلم به طرز غیرقابل‌باوری بی‌معنی و حتی مزخرف است. داستان فیلم روایتی آبکی از یک قاتل روانی‌ست که در حال کشتن آدم‌هاست و معلوم هم نیست برای چه این کار را می‌کند. در جای‌جای فیلم این بی‌معنی بودن داستان قابل مشاهده است. مکالماتی که برای استخدام لونی به‌عنوان پرستار استفاده می‌شود کاملاً غیر منطقی و احمقانه است. و بعد از آن هم دنبال کردن لونی در اتاق‌اش توسط دوربین و نشان دادن کارهای روزمره‌ای که لونی انجام می‌دهد هم بی‌دلیل است. آرتور هم شب‌ها فیلم‌های ترسناک می‌بیند. پس نشان دادن همین فیلم‌های ترسناک که البته بیشتر چندش‌آور هستند تا ترسناک، هم بی‌دلیل است و هم اینکه مدت زمانی زیاد از فیلم را می‌گیرند. او به‌راحتی نشسته است و فیلم‌هایی پر از خون و کشتار را می‌بیند. در وسط فیلم‌ها هم اخبار قتل و کشتار را پیگیری می‌کند. گزارشگری که این اخبار را می‌خواند نیز با بازی وحشتناک خود، درست به‌مانند بازی وحشتناک بقیه بازیگران، شنیدنِ اخبار را هم برای بیننده غیرقابل باور و حتی غیرقابل دیدن می‌کند.
پوچ بودن فیلم تا انتها ادامه می‌یابد. ورود یک خانم و آقا به خانه‌ی آرتور که ماشین‌شان خراب شده است نیز اوضاع را بدتر می‌کند. آرتور که از مادر خود خسته شده او را با تفنگ می‌کشد و هنگامی که می‌خواهد لونی را هم بکشد مورد حمله‌ی آن مرد تازه‌وارد قرار می‌گیرد. و ناگهان فیلم برش خورده و ما آن خانم و آقا و لونی را بسته شده به درخت می‌بینیم. چه چیزی می‌تواند از این مسخره‌تر باشد؟ اینکه آرتور این سه نفر را به مدت شش روز در همان مزرعه‌ی خود به درختان بسته نگه می‌دارد و حتی قیافه‌ی آن سه نفر هم عوض نمی‌شود. این اتفاق می‌تواند از آن اتفاقات قبلی هم مسخره‌تر باشد.
فیلم در سکانس‌های زیادی به تقلید از فیلم‌های مطرح می‌پردازد و یا به آنها اشاره می‌کند. تقلیدی که به طرز وحشتناکی مبتذل است و اشاره‌ای که جز بی‌احترامی به اثر مورد نظر فکر دیگری را به ذهن بیننده نمی‌آورد. سکانس ابتدایی فیلم وقتی آرتور با خودش در آینه حرف می‌زند طرز صحبت کردنش نسخه‌ای احمقانه از تراویس در فیلم «راننده‌ی تاکسی» است. در سکانسی که لونی در حمام است قطعاً فیلم می‌خواهد فیلم «روانی» هیچکاک را به‌یاد ما بیاورد. یا زمانی که آرتور نشسته است و در حال دیدن تبلیغ فیلم «پنج دقیقه برای زنده ماندن» است. یا آنجا که آرتور فیلم اتاقِ مهمان خود را روی یکی از فیلم‌های استنلی کوبریک ضبط کرده است. دلیل این اشارات و تقلیدهای فیلم چه بوده است؟ چیزی جز اینکه در لیستِ اسم بازیگرهای خود نامی از بازیگران آنها بیاورد؟ حتی نام پلیسی که قتل‌های آن اطراف را دنبال می‌کند هم هیچکاک است.
فیلم عملاً راهی برای دفاع از خود به بیننده نمی‌دهد و بیننده اگر بتواند تا انتهای فیلم آن را تحمل کند قطعاً از گذاشتن وقت‌اش برای این فیلم پشیمان خواهد شد.