پوستر فیلم خاندان گوچی

ردلی اسکات بهتر است به دنیای خودش بازگردد

خاندان گوچی
House of Gucci
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

شاید برای نام بردن از کارگردانی چون ردلی اسکات نیازی به ردیف کردن آثار او نباشد؛ از سری «بیگانه» و «گلادیاتور» تا «مریخی» و «آخرین دوئل». در تمامی آثار او شاهد هستیم که استودیوها برای این کارگردان کم نگذاشته‌اند؛ از انبوه ستاره‌های هالیوود تا لوکیشن‌هایی که برای ساخت آثار طلب کرده است. اسکات کارگردان پرخرجی است و مهم نیست درام می‌سازد یا اکشن، در هر حال تا جایی که بتواند برای پر زرق و برق کردن کادر خود چیزی کم نمی‌گذارد. از سویی دیگر نشان داده که او کارگردان درام نیست و بهتر است در همان وادی قهرمان‌سازی خود گام بردارد. سال ۲۰۱۷ با فیلم «همه‌ی پول‌های جهان» با روایتی آشفته مواجه بودیم که تا انتهای فیلم نیز نمی‌دانستیم اسکات بالاخره از چه زاویه‌ای می‌خواهد برای ما روایت کند. حال با اثری مشابه همان درام قرار است روایتی از خانواده‌ی گوچی را تصویر کند.
برند گوچی برای دنبال‌کنندگان بازار مد نام بسیار آشنایی است. ردلی اسکات در فیلم جدید خود قصد دارد مسیر حذف کامل این خانواده‌ی پر ادعای ایتالیایی را از قلمرو برندی که با نام خانوادگی خودشان شهرت یافته به‌تصویر بکشد. اولین و مهم‌ترین مشکل این روایت مشخص نبودن زاویه‌دید روایت است. اسکات گاه به‌سراغ زندگی «پاتریتسیا»، عروس خانواده‌ی گوچی، می‌رود، گاه «مائوریتزیو» را هدف قرار می‌دهد و گاه قاب او همچون راوی سوم‌شخص در حال روایت است. این ناهمگنی در روایت آن‌قدر پررنگ است که همه‌ی اجزای این فیلم ۲ ساعت و چهل دقیقه‌ای را تحت تأثیر خود قرار داده است. مخاطب در طول این روایت با یک زاویه‌دید حاکم بر داستان طرف نیست بلکه اسیر هیجان و ذوق ردلی اسکات کارگردان شده است که خودش هم نمی‌داند از کجا باید به داستان ورود می‌کرده، کدام کاراکتر را مرکز روایت قرار می‌داده و در نهایت از این روایت چه می‌خواسته.
ردلی اسکات با دو اثر «همه‌ی پول‌های جهان» و «خاندان گوچی» نشان می‌دهد که کارگردان این‌گونه درام‌ها نیست. او بهتر است شلوغ‌کاری‌های خود را صرف همان‌ آثاری که از دهه‌ی ۱۹۸۰ تا کنون دغدغه‌ی او شده‌اند کند. شاید نقطه‌قوت این فیلم اسکات بازی خوب «لیدی گاگا» است؛ هرچند کاراکتر پاتریتسیا به‌سبب ضعف روایت کارگردان در نیمه‌ی دوم فیلم کم‌رنگ می‌شود. این خواننده‌-بازیگر بالاخره مقابل دوربین نشان داد که می‌توان کم‌کم به او امید بازیگر شدن داشت. شاید در آثار قبلی به‌سبب شهرتی که در خوانندگی داشت توانست نگاه مخاطب نوجوان و کم سن‌و‌سال را به آن درام‌ها جلب کند، اما در این فیلم بالاخره موفق شد به‌عنوان یک بازیگر خود را نشان دهد. در هر حال این درام سیاه می‌توانست با کارگردانی که بهتر از اسکات داستان‌های شهری را می‌شناسد موفق شود. امیدوارم ردلی اسکات پس از این دو تجربه‌ی ناموفق دیگر وارد شهر نشود و سعی کند همان دنیاهای اساطیری، آخرالزمانی، پادآرمان‌شهری و کمدی‌های سیاه خود را خلق کند. شاید بهتر است به خود تنوع ژانری ندهد و در همان مسیری که موفق عمل کرده ادامه دهد.