هر تصمیمی که بگیری، خیلی شاد و خیلی غمگین خواهد بود
«تام»، دختری که به تازگی سی ساله شده، با کولهپشتیای بر دوش به تاکستانی از انگور میرسد. بعد از مواجهه با اسبی مرده و گذشتن از تاکستان وارد خانهی «دیوید» میشود. دیوید که مدتیست این تاکستان را به ارث برده با دیدن ناگهانی تام در میان آشپزخانهاش شوکزده میشود. تام شش سال پیش بدون گفتن حتی یک خداحافظی ساده دیوید را ترک کرده و حالا بازگشته بود.
هرگز شده است به انتخابهای خود شک کنید؟ به خود بگویید مثلاً کاش چند سال پیش آن تصمیم را نمیگرفتم و آن کار را انجام نمیدادم؟ یا اینکه کاش آن کار را انجام میدادم؟ حتماً برای همه پیش آمده است. همهی آدمها در مسیر زندگیشان انتخابهای بسیاری دارند که باید میان دو یا حتی چند راه یکی را برگزینند. همیشه هم سؤال است که اگر راه دیگری انتخاب شده بود، چه میشد. حال در این فیلم تام سعی دارد در روزهای تولد سیسالگیاش کمی به گذشته برگردد و به انتخابهای خود فکر کند. او شش سال پیش دیوید را که بسیار دوستاش میداشت، رها میکند و به دنبال سفر به مکانهای بیشتر کولهپشتیاش را بر میدارد. او همواره دلاش میخواسته مسافرت کند و با آدمهای متفاوت و مکانهای مختلف دیدار کند، اما دیوید به عنوان فردی که حس نزدیکی زیادی به او داشته، باعث میشود در انتخابهایاش دچار تردید شود. ملاقات تام و دیوید و گذشتهای که در چند سکانس کوتاه فلشبک میشود روایت اصلی این فیلم را تشکیل داده است.
فیلم «عرضهای اسبی» داستان تردیدها و شکهای آدمهاست و مانند بسیاری از فیلمهایی که در باب هویت فردی است، قرار نیست اتفاق خاصی در آن رخ دهد، بلکه همهچیز به مکالمات میان شخصیتها خلاصه میشود. مکالماتی که افکار و ایدهها و هویت هر فرد را باید نشان دهد. این فیلم توانسته با تمرکز بر شخصیتهای اصلی به خوبی به آنها بپردازد و بیننده را با آنها همراه کند. ما در مسیر روایت علت رفتن تام و بازگشتن او را خواهیم فهمید. اینکه چرا دیوید هنوز تام را دوست دارد یا چرا خواهر و همسر خواهرش نمیتوانند تام را بپذیرند هم کاملاً مشخص میشود. این فیلم در ساختار روایی ساده اما دقیق خود میتواند همذاتپنداری با شخصیتهایاش را آسان کند. افراد واقعی و قابلدرکاند و بازی روان بازیگران آن هم توانسته در ایجاد این واقعیت و صمیمیت کمککننده باشد. لباسهای این افراد حتی چهره و گریم آنها همگی نشان از انسانهایی واقعی دارد که به دنبال یافتن خود و یافتن مسیر بهتری در زندگی هستند.
این احساس صمیمیت و نزدیکی به شخصیتهای داستان با قابهای ساده، اما هدفمند دوربین آسانتر هم شده است. مدیومشات و کلوزآپها در هنگام مکالمات بر چهرههای شخصیتها مکث میکنند تا عمق احساسات این افراد را نشان دهند. نگاههای بازیگران و دوربینی که مدام این نگاهها را حتی بدون مکالمه دنبال میکند، توانسته احساس گمشدگی و ابهام هویت هر شخص را به گونهای بهتر نشان دهد. تاکستانها و مناظر زیبای طبیعی جنوب فرانسه نیز با لانگشاتهای دوربین فضای موجود در این فیلم را به خوبی به تصویر کشیده است. فیلم «عرضهای اسبی» داستانی ساده و واقعی از آدمهایی است که تلاش میکنند خود را بیابند و بهترین انتخابها را برای زندگیشان انجام دهند. اما چه کسی میداند تصمیمی که حالا گرفته میشود در آینده منجر به خوشحالی ما میشود یا غمگینمان میکند.