پوستر فیلم خط افق

هیجان‌های عاری از هیجان

خط افق
Horizon Line
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

برای اینکه بدانیم یک کارگردان چگونه بعد از ساخت دو اثر در ژانر جنایی و هیجان‌انگیز و درست بعد از هفت سال از آخرین کار خود، به‌یک‌باره اثری آبکی را تولید می‌کند، باید سه اثر بلند «میکل مارسیمن» را مشاهده کنیم. او در سال ۲۰۱۲ و با فیلم «به دختر زنگ بزن»، اولین اثر بلند سینمایی خود را روی پرده برد؛ فیلمی با درون‌مایه‌ی سیاسی که می‌توان آن را یک اثر قابل احترام دانست. مارسیمن در سال ۲۰۱۴، اثری دیگر را روی پرده برد با نام «جنتلمن‌ها» که آن هم در نوع خود اثری قابل تأمل در ژانر هیجان‌انگیز بود. اما چه اتفاقی در طی این هفت سال رخ داد که چنین کارگردانی اثری را می‌سازد که حتی هیجان‌های‌اش نیز به مرز هیجان نمی‌رسند؟‌ پس بهتر است نگاهی به فیلم «خط افق» بیندازیم.
فیلم قرار است روایت‌گر رابطه‌ی سارا و جکسون در یک جزیره باشد. فیلم از همان ابتدا با نقص در روایت خود مواجه است. کارگردان سعی دارد تا قبل از رسیدن به حادثه‌ی اصلی فیلم، مخاطب را به‌طور کامل با این دو شخصیت آشنا کند. اما چیزی که باعث تعجب بیننده می‌شود، تعدد سکانس‌ها و دیالوگ‌های بی‌مایه‌ای است که به‌هیچ‌عنوان کمکی در شناخت این دو نمی‌کند. بیننده مدام منتظر است تا فیلم شروع شود و در نهایت این دو سوار هواپیمایی می‌شوند که قرار است آنها را وارد بازی مضحک هیجان کند. طی دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، فیلم‌های بسیاری را در باب اتفاقات طبیعی و مخمصه‌هایی که کاراکترها در آنها اسیر می‌شدند، شاهد بودیم. انتظار می‌رفت این سینما هم به‌مرور پیشرفت کند و در سال‌های اخیر شاهد آثاری در خور باشیم. البته فراموش نکنیم آثار زیبایی هم در طی این سال‌ها روی پرده رفتند که از آن جمله می‌توان به فیلم «غیرممکن» محصول ۲۰۱۲ اشاره کرد.
حوادث این فیلم هیچ نشانی از یک اثر قابل تأمل ندارند. خلبان سکته می‌کند و این دو در میان آسمان و زمین سعی در نجات خود دارند. فیلم مملو از اتفاقات آبکی است و در نهایت با چند بطری مشروب دست‌ساز آنها را روی زمین فرود می‌آورد. اصلاً قابل تعجب نیست که فیلم بخواهد با استفاده از المان‌های داستان‌پردازی، بیننده را به هیجان وا دارد. اما استفاده‌ی غیرمنطقی از همین المان‌ها باعث می‌شود تا فیلم دچار سقوط شود. این اثر هم راهی جز سقوط ندارد و دو کاراکتر بعد از اینکه در آسمان و زیر آن فشار، بعد از اینکه چند دور بیرون از هواپیما می‌زنند، در نهایت در سلامت کامل به انتهای کار خود می‌رسند. این چیزی جز هیجان کاذب نیست. گویا در هزاره‌ی سوم دیگر نمی‌توان به آثار قبلی یک کارگردان اعتماد کرد و باید با احتیاط از یک فیلم‌ساز صحبت کرد. اما از سویی دیگر باید گفت که سینما همچنان میان هنرهای دیگر، هنری نو محسوب می‌شود و همچنان می‌توان منتظر خلق تصاویری بدیع از فیلم‌سازان باشیم.