پوستر فیلم سارق نجیب

هم فیلم، هم لیام نیسون خسته بودند

سارق نجیب
Honest Thief
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

سرقت از بانک، جواهرفروشی و هر مکانی شبیه این دو و حضور سارقانی با ذکاوت و باهوش که بدون درگیری و براساس برنامه‌ای دقیق دست به سرقت از آنها می‌زنند، بی‌شک یکی از جذاب‌ترین پلات‌های داستانی برای یک فیلم اکشن-جنایی است. از سویی دیگر، لیام نیسون تقریباً تبدیل به بازیگری شده بود که به‌واسطه‌ی نقش‌آفرینی در سری فیلم‌های «ربوده‌شده»، مخاطب ژانر اکشن را از انتخاب فیلم‌هایی که در پوستر خود چهره‌ی او را به‌عنوان نقش اول داشتند مطمئن می‌کرد. اما او هم غبار زمان بر چهره‌اش نشسته و شاید دیگر حتی حوصله‌ی سکانس‌های شلوغ و زدوخورد را ندارد.
دزد نجیب روایتگر شخصی با نام «تام کارتر» است که بعد از نقل مکان به شهر بوستون، و عاشق یک زن شدن، تصمیم می‌گیرد سرقت را کنار بگذارد. به‌گفته‌ی فیلم، تام ۱۲ سرقت را بدون حتی بر جای گذاشتن مدرکی انجام داده است. از تمام این دزدی‌ها، مخاطبِ درمانده فقط منفجر کردن گاوصندوق‌ها را مشاهده می‌کند و حتی یک سرقت کامل از این ۱۲ سرقت را نشان نمی‌دهد. اصرار کارگردان بر این است که مدام به مخاطب متذکر شود که تام سارقی بسیار حرفه‌ای است. کارگردانِ عزیز، مخاطب باید این را به صورت تصویری و درون قابی که شما به او می‌دهید مشاهده کند. کار این کارگردان درست مانند کسی است که به‌یک‌باره میان خیابان می‌گوید: «من خدا هستم.» مسلماً تمام افراد حاضر در خیابان به او می‌خندند. اما اگر با دستان‌اش بتواند از میان آسفالت گلی را رشد دهد، این‌بار همه به‌جای خندیدن، با تعجب به این منظره نگاه می‌کند و خدا بودن او را دیگر در نگاه اول رد نمی‌کند. حال و روز کارگردان داستان ما نیز همین گونه است. تام کارتر باید از صفر تا صد یک سرقت را انجام دهد تا مخاطب دیگر او را بدون حتی گفتن دیالوگی باور داشته باشد. اما او یک سارق خسته است که همیشه بی‌هیچ هیجانی در حال دیالوگ بوده و حتی فلش‌بک‌های داستان به سرقت‌های او نیز، سنگینی در حرکات تام را بیشتر از یک سارق چابک و حرفه‌ای نشان می‌دهند. شاید یکی از دلایل این امر انتخاب لیام نیسون برای بازی در نقش کاراکتر اول فیلم یا همان تام است. او نیز گویا دیگر از تمام هیجانات موجود در این گونه آثار خسته شده است و همین پس‌لرزه‌ها را با بازی در دو فیلم «ساخت ایتالیا» و «عشق معمولی» نشان داد. البته که هر دو کار درام‌هایی بودند که بر چهره و شخصیت نیسون نشسته بودند. اما این فیلم آن اکشن-جنایی مورد دلخواه دنبال‌کنندگان این ژانر نیست.
این فیلم حکایت سارق بانکی‌ست که می‌خواهد برای به‌دست آوردن عشقی که یافته، تاوان گناهانی که مرتکب شده را بپردازد و از هیچ صداقتی هم روی‌گردان نیست. در اصل ما با یک ئانتاگونیست کاملاً مطهر و پالایش‌یافته مواجه هستیم. همین خاکستری نبودن او باعث می‌شود تا فیلم از هر تعلیق هیجان‌انگیزی دور بماند. گویا خستگی و بازنشستگی نیسون، روح خود را در این اثر دمیده است و فیلم نیز چندان حوصله‌ی پیشروی ندارد.